
قرارمون 32 اُم هر ماه ساعت 25:00 🥲
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 441 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 446 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
میخام بروم سر ره بشینومرفتن تونه با چیش ببینوم..طریقه نوشیدن این آهنگ؛طعمی شبیه سمبوسهی تندِ جنوبی در کنار ساحل، تند اما دلچسب. با شنیدن این آهنگ بگذار آفتابِ جنوب گونه هایت را به آغوش کشد.بگذار صدایِ موج های خشمگینی که در آغوشِ صخره آرام میشوند، گوش تو را نوازش دهند.بگذار غروبِ رنگ گرفتهی آنجا چشمانت را مزین کند.بگذار شب هایِ خنکش، خیال تورا در بر گیرد. بگذار که آرامشِ نسیمِ ساحل موهایت را غرقِ تلاطم کنند تا آرامشِ رفته را بازگردانی.. [ و قسم به آن لحظه که میفهمی جهان همین زیبایی های لحظه ایست..]
دیگه هیچ انرژیای واسه نگه داشتنِ آدمای زندگیم ندارم اگه میخوای بری فقط برو...
همه ماها ممکنه یک جا خراب کنیم، اما فرق آدم ها تو نحوهی جبران کردن اشتباهاتشونه!
و من پذیرفتهام که گاهی ما برای بعضی آدمها فقط پناهگاهی هستیم؛تا وقتی خانهای امن پیدا کنند… و بروند...
خیلی دلم میخواد برگردم به خودم ولی یه جایی لابهلای تلخی مدتهای اخیر گم و گور شدم و پیدا نمیشم..🙃
Best🥇
اينكه عزيزت با علمِ به همه چى، هنوز راضى باشه به رنج كشيدنِ روحِ شما، تنها اتفاقیه كه ميتونه روح شمارو پر پر بكنه.
چقدر زندگی کردن سخت شده، من اینجاهاشو بلد نیستم!واقعا حس میکنم به این دوره از تاریخ تعلق ندارم.
همه چی گرونه، همه جا رو هوش مصنوعی گرفته، هوا گرمه، همه دارن شبیه همدیگه میشن و برده ترندها شدن، وقتی یکی حرف میزنه کاملا متوجه میشی کدوم ریل اینستا رو دیده، همه با همدیگه دعوا دارن و این زیادی خسته کننده شده...
موزیکِ خوب یک چیزی تو مایههای "بغل کردن" میمونه...
خیلی دوسش دارم...🦦
همیشه که نباید حرف زد، میشه موزیک فرستاد...
گاهی باید انتخاب کنیبین رنجی که از تغییر کردن باید بکشی، با رنجی که از ادامه وضع فعلیت باید تحمل کنی.
مولانا:انسان چه چیزی را دیرتر از همه میفهمد؟شمس:اینکه روزهای معمولی،همان روزهای خوشبختی بودندکه گذشت.
از شهامتِ اونایی که رفتارشون با همه یکسان نیست،خوشم میاد؛ چون این حسو به آدم میدن که برای خودشون ارزش قائلن و میدونن با کی باید چه رفتاری داشته باشن و چطور حرف بزنن...این خودشون بودن رو دوست دارم!این جسارت رو عاشقم...
کسی نمیداند در این مدت چه توانی خرج کردهام تا مقابل افکارم بایستم و یکباره همه چیز را تمام نکنم.
فکر میکنید آدم از چه میمیرد؟از گرسنگی؟ سیگار؟ غصه؟نه! آدم از بیاُمیدی میمیرد.از اینکه هر روز صبح چشمهایش را باز کند و نداند چرا.فورد کاپولا
یجا یهو به خودت میای میبینی یه سری رفتارها از قوی بودنه نیستاز آسیب دیدنهست.
بی احترامی آخرش انقدر شدید بود،که همه خاطراتش را بیارزش کرد...
زندگیِ نزیسته همیشه زیباتر به نظر میرسد...اگر ازدواج میکردم....اگر هرگز ازدواج نمیکردم...یا اگر بچهدار میشدم...اگر بچهدار نمیشدم... اگر مهاجرت میکردم... اگر در همان شهرم میماندم... اگر آن شغل را قبول میکردم... اگر استعفا نمیدادم... اگر رشتهی دیگری را انتخاب میکردم... اگر زودتر شروع کرده بودم...اگر دیرتر تصمیم گرفته بودم...ذهن میتواند از هر مسیری که نرفته، بهشتی خیالی بسازد؛ چون آن مسیر هرگز در معرض اصطکاکِ واقعیت(مثل مسئولیت، ناکامی و محدودیتهای زندگی) قرار نگرفته است.پذیرش این نکته میتواند آغاز آشتی با زندگی ای باشد که هم اکنون در اون هستی.
من هم پر حرف ترین آدم دنیام؛ هم ساکت ترین.هم مهربون ترین آدم دنیام؛ هم بی اعتنا ترین.هم باحال ترین آدم دنیام؛ هم ضد حال ترین.هم خوشحال ترین آدم دنیام؛ هم غمگین ترین.هم حساس ترین آدم دنیام؛ هم بی احساس ترین.هم خوش برخورد ترین آدم دنیام؛ هم سرد ترین.و همه ی اینا بستگی داره که تو کی باشی.
هممون میگیم تنهایی خوبه، ولی اینکه هیچکس بهت صبحبخیر و شببخیر نمیگه، هیچکس در طول روز نگرانت نمیشه یا هیچکس به حرفای آخر شبت گوش نمیده اصلا خوب نیست.
پُر معرفت، از لافِ سخن مُستغنیست...ظرفی که پُر است، کم صدا میباشد.
خستگی، وقتی عمیق باشد، نه خواب برطرفش میکند نه استراحت؛ فقط یک دلخوشی میخواهد.یک عاشقانه آرامنادر ابراهیمی
من دقت کردهام؛ به مرور زمان بیشتر میفهمی و با هر فهم، چهرهات عمیقتر میشود و با هر عمق، صورتت به سمت پایین متمایل میشود و شبیه به آدمهایی میشوی که از گریه بازگشتهاند و نام این فرایند، پیریست؛ مواجههی چندگانهی فهمیدن و تجربه کردن و رنج کشیدن و پشتسر گذاشتن! و این زیباست... دردناک و تلخ و بیرحمانه، اما زیبا...
سلام بر قلبی که قبل از خواب درد میکشد و به وسعت دنیا میگرید و کسی آن را احساس نمیکند.
خیلی آروم دست میکشه روی زخمات...🥲
تحمل نکن!تحمل کردن تو را ضعیف میکند و آدمِ مقابلت را قوی!تو از بین میروی در حالی که یک نفر، در ازای هر ثانیه فرسودگی تو، آسودگی کسب میکند و در ازای رنجهای بیکرانِ تو، گنج...!بلند شو! نپذیر! اعتراض کن! زیر میز بزن! تحمل نکن! نخواه!مگر نشنیدهای که تحمل، یکی از بزرگترین ورودیهای جهنم است؟!
چرا اين موضوع كه آدم گاهى نیاز داره هیچکس رو نبینه، جواب كسى رو نده، پيامى رو سين نزنه و حتی نتونه يه " باشه " خشک و خالی تایپ کنه چون بى حوصله اس رو عادى سازى نميكنيد؟!
برای مردم زندگی نکن!تباه میشوی ،غمگین ترین آدمها کسانی هستند که برداشتِ دیگران برايشان زیادی مهم است. گابریل گارسیا مارکز
میدانی دلتنگی چیست...؟!دلتنگی یه چیزی شبیه طفل دو سه سالهس..!دیدین هرچقدر براش توضیح میدی بازم نِقِ خودشو میزنه؟ دلتنگی هم همونه...
در وصفِ این روزها باید بگم دینِ من همونه که حضرت حافظ میگه:«مباش در پی آزار و هرچه خواهی کنکه در شریعت ما غیر از این گناهی نیست!»
لذت ببریم...🦦👌
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم، چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم، من آنقدر به تنهایی خود عادت کردهام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم، تا دور هستم میخواهم نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم اصلاً استعدادش را ندارم.فروغ فرخزاد
نمیدونم شما به کسایی که کم میارن چی میگید، اما حامد ابراهیم پور خیلی قشنگ میگه؛به رقص مرگ میان تنت ادامه بده نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده نومید نگرد، نزدیک است رسیدنت ادامه بده...
«کاش میشد فراموش کنم گذشتهام را، حرفهایی که نگفتم و گفتم، کارهایی که کردم و نکردم، و احساساتی که با تمام وجود باورشان داشتم، کاش میشد همه را فراموش کنم.»
زندگی کوتاه تر از اونیه که بخوای مرموز باشی،با تموم وجودت شیفته چیزها و آدمهایی که دوستشون داری باش.
در هر خانواده، گرگی به دنیا خواهد آمد که برای خانواده، با زندگی بجنگد...
که زندگی همش غمه...🦦
«گاهی آدم، کسی را از دست نمیدهد؛ فقط رؤیایی را از دست میدهد که با حضورِ او ساخته بود.»شب های روشن / فئودور داستایفسکی
فلسفهام این است به من ربطی ندارد که دیگران در موردم چه میگویند و چه فکری میکنند، من خودم هستم و هرکاری که مرا شاد کند و به دیگران ضرر نرساند را انجام میدهم؛ هیچ توقعی ندارم و همه چیز را میپذیرم این گونه زندگی بسیار آسانتر میشود ...آنتونی هاپکینز
مثل این است که تکهای یخ درون سینهام باشد. مدام از خودم میپرسم، چه بر سرِ ما آمده؟ بر سرِ من؟ بر سرِ عشق؟ این خالی، این غایب بودن آدمها مرا میآزارد، و به گریه وامیدارد.کمونیست رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم، اسلاونکا دراکولیچ
روحمان پارهپاره بود؛اما حداقل وقتی کنار هم بودیم زخمهایمان کمی کمتر درد میکرد🌵🙃
صبرِ بیش از حد هر ذوقی رو از بین میبره.
کلِ امروزم با این بیکلام سر شد...🙃#Instrumental
حالم شده شبیه اون بچهی دبستانی که کارنامهشو میدن دستش و چشمش میافته به مُهر قرمزِ گندهی "نیازمند به تلاش بیشتر..."
«روزها همه يكجور ميگذرد، بيخود و بى فايده، چيز تازه ندارم، قربانت.»صادق هدایت
شاهکلید بهتر زیستن از زبان حکیم فردوسی:میاز و مناز و متاز و مرنجچه تازی به کین و چه نازی به گنج
صمیمیت واقعی در رابطه با یک شخص؛ از جایی شروع میشه که آدم جرئت میکنه اون تاریک ترین بخش ها، ترس ها، اشک های بی دلیلش، تروماهای کودکیش، حتی مشکلاتی که داره رو بدون ترس از قضاوت شدن مطرح کنه و بدونه اگر فقط یک نفر اَمن وجود داشته باشه که اونو بشنوه، همون فرده.
🎧🦦 ...
اما عزیزِ من،در گلایه کردن، میلی به آشتی پنهان است.اما وقتی دیگر نمیرنجم، معنایش این نیست که قوی شدهام؛معنایش این است که چیزی به پایان رسیده…
بعضی آدما فکر میکنن قوی بودن یعنی هیچوقت زمین نخوردن،درصورتی که قوی ترین آدمها همونایی ان که هزار بار شکست خوردن و باز بلند شدن.همونایی که شبهای زیادی رو با فکر و غصه صبح کردن، ولی صبحش لبخند زدن و به مسیرشون ادامه دادن.زندگی برای هیچکس آسون نیست؛فقط بعضیا دردهاشونو پشت یه لبخند پنهان میکنن.گاهی بزرگترین پیروزی اینه که با وجود همه خستگیها ادامه بدی.ادامه بدی حتی وقتی کسی باورت نداره.ادامه بدی حتی وقتی نتیجهای نمیبینی.چون یه روز میفهمی تمام اون روزای سخت، داشتن تو رو برای چیزی بزرگتر آماده میکردن.و اون روز، تنها کسی که به خودت افتخار میکنه خودتی.
این قطعه را پلی کنید وصدای تکه تکه شدن قلبم را از لا به لای آن بشنوید...#بامنبشنو🎧🙃🦦
00:00نخواستن، نشدن، نداشتن، ندیدن، نبودن، نفهمیدن همیشه بد نیست!خیلی وقتا ایناس که تورو قوی میکنه و میذاره یاد بگیری همه چیو به راحتی رها کنی!بعضی وقتا اگه بشه، اگه ببینی، اگه بفهمی، و... به ضرر خودته!اینو شاید الان درک نکنی ولی یه روزی به این درجه از درک میرسی که همه نه ها بد نیست🌵
هرچه خودآگاهتر و رشدیافتهتر میشوید، فاصلهتان با انسانها بیشتر میشود. دیگر نمیتوانید نادیده بگیرید، تظاهر کنید یا به گفتوگوهای کمعمق دل ببندید. این رشدیافتگی، بهایی به سنگینیِ تنهایی دارد؛ انسانِ رشدیافته، تنها میماند.
«بالغ شدن» يعنى بفهمى يه گفتگوى عميقو يه معذرت خواهى، مى تونه خيلى ازتنش ها رو حل كنه؛ ولى خيلى از آدما به اين اندازه بالغ نشدن.
تو بازگشته بودی که پناه من باشی، ولی من دیگر آن کودک گمشدهای نبودم که از تاریکی میترسید و معصومانه به دنبال پناه میگشت. من در تنهاییِ خودم بزرگ شدهبودم و دیگر از هیچ چیز نمیترسیدم!تو بازگشته بودی و حال من، حالِ ماهی مردهای بود که به دریا افتادهباشد! یا حالِ پرندهی بالشکستهای که از قفس آزاد شده.تو بگو چتر به چهکارم میآمد، وقتی که بیسرپناه و خیس تمام طول خیابان را دویدهبودم و باران بند آمدهبود و آفتاب زدهبود و من آنقدر انتظار کشیدهبودم که از یاد بردهبودم برای چه منتظر بودم!تو یادت هست؟! یادت هست چرا منتظر بودم؟! یادت هست چرا تو را دوست داشتم؟ چرا بغض کردهبودم؟ چرا دنبال پناه میگشتم؟!آدم وقتی خوب میشود، همه چیز را از یاد میبرد. من خوب شدهبودم و چیزی که مهم بود این بود که تو دیر کردهبودی...
هِزارو یک گُلی چیدُم زِ صحراااااا...
من تو زندگیم زیر میزایی زدم که روش پر از منفعت بود، ولی با ارزشها و اصول اخلاقی من مغایرت داشت.
خورشید روزیبرای همه به یک اندازه طلوع خواهد کرد.شاید ما آن روز را نبینیمامّا زندگیچیزی جز امیدواری نیست.ناظم حکمت
طلوعِ من...☀️💛
آدم دلش نمیخواد یه وقتا باور کنه یه سریا چقدر بدن.
هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تندتر بدود و گرنه طعمه او می شود و شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مُرد.مهم نیست شیر باشی یا آهو،مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی...نلسون ماندلا
سر به دیوارِ غمت، میگذارد دل...🥲
نیازمندیم به یک خواب عمیق و طولانی.انقدر عمیق که وقتی بیدار شدیمیادمان نیاید چه برسرمان آمده است.
امروز یه مطلب خوندم میگفت کسایی که تند راه میرن حجم کورتکس مغزشون بیشتره، مسئولیتهای اجتماعی بیشتری دارن، کمالگران، به نسبت بقیه آدمهای غمگینتری هستن و درونگراییشون بیشتره.این خیلی من بود.🌵
وانمود میکنم ازش رد شدم ولی شب که میشه اون از روم رد میشه.
من؟ خسته… دلگیر… غمگین؛گاهی هم بیپناه و غریب.
با دین یا بدون دین؛انسانهای خوب، کارهای خوب میکنندو انسانهای بد، کارهای بد...اما برای اینکه انسان با ظاهر خوببتواند کارهای شرورانه بکندقطعا به دین نیاز دارد.!استفان واینبرگ
هر کسی آزاد است آنطور که میخواهد بیندیشد، ولی خدا کند که بیندیشد... ژان پل سارتر
کاری کردهاند که مثلا اگر بگویید ایران زیباست ، به انکار رنج مردم متهم میشوید؛ اگر بگویید «جنگ بد است»، یعنی از مرگ هموطنتان در دیماه خوشحالید؛انگار اگر از یک چیز راضی باشید، حق ندارید از چیز دیگری ناراضی باشید...
به ظالم که رسیدی فراموش نکن بزرگترین گناه رحم کردن است..در ادبیات فارسی جملهای با مفهومی نزدیک از سعدی وجود دارد که میفرماد؛«رحم آوردن بر بدان، ستم است بر نیکان؛ عفو کردن از ظالمان، جور است بر درویشان.»
اگه از دیدنِ مشکلاتِ این روزای جامعه غمگین نمیشی، بدون شک تو یک عدد گاو هستی..!
بگی برو دیگه نمیبینمت...🙃
زندگی هر روز داره غیرقابل پیشبینیتر میشه، اینجوری که فکر میکنی دیگه هیچچیزی نمیتونه غافلگیرت کنه، ولی باز یه چیزی پیدا میشه که متعجبت کنه...
هروقت بیش از حد دلتنگ کسی شدین به این فکر کنین که اون آدم؛میتونست به یه قهوه دعوتتون کنه، اما نخواست.میتونست کنارتون باشه، اما نخواست.میتونست زنگ بزنه و صداتونو بشنوه، اما نزد.میتونست خودشو زندگیتون پررنگ تر کنه، اما نخواست.میتونست برای نگه داشتنتون تلاش کنه، اما نخواستنکرد چون نمیخواست باشین.نکرد چون نمیخواست باشین.نکرد چون نمیخواست باشین.نکرد چون نمیخواست باشین....🙃
شب بخیر؛ چون هیچکس نباید بدون شب بخیر بخوابه...✨
وَ تَنَت، وَطَنَم.
«از دو چیز میترسم: یکی از خوابیدن و دیگری از بیدار شدن. سعی میکنم تمام شب را بیدار بمانم و نزدیک صبح بخوابم. و در فاصلهی چند ساعت خواب، مدام کابوسهای رنگی میبینم. مدام به فکر وطنم هستم.»غلامحسین ساعدی | نامه به برادرش
یک روز دوتایی فرار میکنیم...
اما به قول استاد هوشنگ ابتهاج:تو در من زندهای، من در تو. ما هرگز نمیمیریم..!