با شکوه مثل قو؛موجودی که زمان مرگش رو میفهمه و از جمعش جدا میشه و تنها میمیره...قو در طول عمرش فقط یک بار جفت انتخاب میکنه،قو فقط دو بار آواز میخونه اونم وقتی با عشقش آشنا میشه و یک بار دیگه وقتی یاد عشقش در لحظه مرگ میفته و مکانی رو برای مرگ انتخاب میکنه که با عشقش آشنا شده.
عادت، بیرحمترین زهر زندگیست.زیرا آهسته وارد میشود و در سکوت کمکم رشد میکند و از بیخبریِ ما سیراب میشود و وقتی کشف میکنیم که چطور مسمومِ آن شدهایم ، میبینیم که هر ذرهٔ بدنمان با آن عجین شده است.میبینیم که هر حرکتِ ما تابع شرایط اوستو هیچ دارویی هم درمانش نمیکند!