
جامعه شناسی ادبیات، سینما مسایل اجتماعیو مباحث روزمره@Saeed_Maadaniسعید معدنی(هیات علمی گروه جامعه شناسی تهران مرکز)ارتباط:@SaeedMaadani
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 15 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/03
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 15 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
آری اعدام کینه میآورد✍سعید معدنییک مجری تلویزیونی خشمگین در مقابل بینندگان برنامهاش مینشیند و یک موضوع بدیهی را با عصبانیت انکار میکند و به یک خانم که ظاهرا از مسئولان سابق وزارت ارشاد بوده میتازد که گفته است «اعدام کاشتن بذر کینه در دلهاست» نمیدانم کجای این جمله غلط است که مجری رگ گردن کلفت میکند و از کوره درمیرود و به صاحب این گفتار میتازد. حتی یک نوجوان دبیرستانی هم میداند در اسلام توصیه شده به جای قصاص ببخشید. اما این مجریان که برحسب اتفاق تریبون در دستشان افتاده اینگونه با عصبانیت سخن میگویند.در قرآن توصیه شده که اگر قتلی صورت گرفت و خانواده قاتل حاضر به پرداخت دیه شدند، صورت خوش آن است که دیه دریافت کنید و از قصاص صرفنظر کنید.در رابطه با اعدامهای حکومتی و سیاسی هم چنین است فرقی نمیکند. نگارنده این متن در یک بررسی مختصری که از اعدام های سیاسی یکصد سال اخیر در ایران انجام داده به این نتیجه رسیده است که اعدام های خونبار حکومتی در تاریخ معاصر بعد از مشروطه، موجب خشم و کینه شده و متقابلا ترورهای خونینتر را در پی داشته است. در یک یادداشت تحت عنوان « کشوری گرفتار در چنبره اعدام و ترور» در همین کانال تلگرامی به این موضوع پرداخته ام. در همین بررسیها اتفاقا به یک خط سیر پیرامون یک شخصیت رسیدم و آن اسدالله لاجوردی دادستان سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ است که سرانجام او نیز ترور می شود.داستان از این قرار است که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و اعدام انقلابیون و مخالفان حکومت پهلوی از جمله نواب صفوی، حسین فاطمی، اعضای حزب توده و.... جامعه در یک خفقان و خشم پنهان فرورفته بود و در درون بخش هایی از جامعه کینه ها انباشته بود. تا اینکه یکی از این خشمهای فروخورده دهان باز می کند و چند جوان در سال ۱۳۴۳ حسنعلی منصور( نخست وزیر) را ترور میکنند. ترور کننده اصلی محمد بخارایی است. اسد الله لاجوردی جوان، نقش حاشیه ای در این ترور دارد و مدتی هم زندانی میشود. در واکنش به این ترور از سوی حکومت، محمد بخارایی و تعدادی از دوستانش توسط رژیم پهلوی اعدام می شوند. اما کینه این اعدام در دل برادر کوچکتر محمد یعنی احمد بخارایی که در زمان اعدام کودک ده ساله بوده میماند تا روزی انتقام برادرش را از رژیم پهلوی بگیرد. برادر کوچک - احمد- بعدها به سازمان چریکی مخالف پهلوی یعنی سازمان مجاهدین خلق میپیوندد و در آن سازمان تروریستی کینه خود را پیگیری می کند. تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز می شود. احمد بخارایی به همراه هم سازمانیهایش و در کنار مردم جشن می گیرند اما دیری نمیگذرد که لبخند حاصل از این جشن بر لب هایشان میماسد، سازمان مجاهدین که حالا در گفتار حکومتی به «منافقین» تبدیل شده اعلام جنگ مسلحانه می کند. احمد بخارایی هم در زمره منافقین می شود تا اینکه علیرغم تواب بودن و اعتراف در تلویزیون، غمگنانه در سال ۱۳۶۰ توسط دوست و همرزم برادر شهیدش یعنی اسد الله لاجوردی اعدام می شود. این خشم و کینه از خون و خشونت همچنان ادامه دارد و پایان نمی یابد. سال ۱۳۷۷ دو نفر از سازمان مجاهدین خلق در بازار تهران لاجوردی را ترور میکنند. یکی از ترورکنندگان در درگیری با پلیس کشته می شود و دیگری دستگیر و اعدام می شود. تا همچنان این تکرار خونبار اعدام و ترور در این سرزمین تداوم یابد. امروزه بر اکثر کشورهای دنیا و حکومت هایشان مسلم شده است که اعدام پیامدهای خونین در جامعه دارد به همین دلیل بیش از ۷۰ درصد کشور ها در جهان یا قانون منع اعدام دارند و یا سالهاست که دیگر اعدام نمی کنند. گاهی باخود می گویم کاش پهلوی عقلانیتی به خرج می داد و بعد از کودتای ۲۸ مرداد - مثل برخی کشورها- اعدام نمیکرد. یا لااقل برخی افراد مثل حسین فاطمی و یا مرتضی کیوان کهمستقیما جنگ مسلحانه نکرده بودند و قابل گذشت و بخشش بودند، اعدام نمی شدند. اما حکومت ها به حرف نصیحتگران و هشدار دهندهها گوش نمیکنند، اقداماتی میکنند تا کینه ها انباشته شود و دههها این خون و خونریزی ادامه داشته باشد. به مجری عجول، خشمگین و کماطلاع توصیه میشود کمی مطالعه و اندیشه کند و بعد سخن بگوید. آری اعدام کینه میآورد، ترور هم کینه میآورد و خانواده های اعدام شدگان و ترور شدگان مترصد انتقام دائمی هستند. خون خون میآورد و خشم خشم. کشور ما قرنی است که گرفتار تکرار اعدامها و ترورهای خونین متقابل است. به همین دلیل در اسلام توصیه شده بهتر است به جای اعدام دیه بگیرید تا خون دیگری ریخته نشود.۱۲ مرداد ۱۴۰۵#سعید_معدنی#کینه#اعدام#ترور#انتقام@Saeed_Maadani
آری اعدام کینه میآورد(یادداشت) ✍سعید معدنییک مجری تلویزیونی خشمگین در مقابل بینندگان برنامهاش مینشیند و یک موضوع بدیهی را با عصبانیت انکار میکند و به یک خانم که ظاهرا از مسئولان سابق وزارت ارشاد بوده میتازد که گفته است «اعدام کاشتن بذر کینه در دلهاست» نمیدانم کجای این جمله غلط است که مجری رگ گردن کلفت میکند و از کوره درمیرود و به صاحب این گفتار میتازد. حتی یک نوجوان دبیرستانی هم میداند در اسلام توصیه شده به جای قصاص ببخشید. اما این مجریان.....۱۲ مرداد ۱۴۰۵متن کامل یادداشت👇👇#سعید_معدنی#کینه#اعدام#ترور#انتقام@Saeed_Maadani
🔹 هم دین را به باد دادند هم ایران را✍ دکتر سعید معدنیجامعه شناس البرزی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزدر زمان شاپور دوم پادشاه ساسانی، امپراطوری رقیب - رومیها - دین مسیحیت را رسمی اعلام کردند. از سوی دیگر حکومت نسبتاً قدرتمند همسایه به نام سلسله کوشانیان در افغانستان کنونی آیین بودایی را به عنوان دین رسمی این سرزمین معرفی کردند. ایران ساسانی در میان فشار این دو جهت کمک و پشتیبانی کامل از سوی موبدان زرتشتی، آیین زرتشت را رسمی و حکومتی اعلام کرد. کوشانیها بعدها توسط دولتهای همسایه مورد هجوم قرار گرفتند و از بین رفتند. اما قصه روم مسیحیت که پس از اضمحلال یونان باستان به تدریج ایجاد شده بود فرق می کرد. رسمیت یافتن دین مسیح به این امپراطوری قوت و قدرت داد و در عین حال روحانیان هم قدرتمند شدند که بعدها فاجعه قرون وسطای سیاه مغربزمین را رقم زدند. در همین ابتدا اذعان کنم که موضوعی را که طرح می کنم گسترده، بحث برانگیز و مناقشه آمیز است. چون ساسانیان حدود ۴۳۰ سال حکومت کردند و در هر فرازی از تاریخشان مسائل پیچیده خود را داشتند که در یک یادداشت نمیتوان به همهی ابعاد آن پرداخت و همه مشکلاتی را که باعث نابودی یک حکومت بزرگ چندصد ساله شد را تجزیه و تحلیل کرد. با این وجود تلاش میکنم در این یادداشت به این نکته به شکل محدود بپردازم که چگونه رسمی کردن دین زردشتی در ایران باعث نابودی دین و ایران شد؟ ایران یک کشور دینساز و دینپرور است و در همیشه تاریخ روحانیان در کنار پادشاهان بودند، و آنان بودند که الهی بودن سلطان و لباس فرّه ایزدی بر تن پادشاه را تایید و تقویت میکردند. حمایت روحانیان از حکومتها موجب قوام و مشروعیتشان میشد و متقابلاً حاکمان نیز از دین حمایت میکردند. این حمایت متقابل دین و حکومت از سپیده دم تاریخ تا امروز وجود دارد. تفاوت عمده ساسانیان نسبت به سایر حکومتهای قبل از اسلام این بود که حکومت، آیین زردشت را دین رسمی اعلام کرد و با اعلام این رسمیت کمکم گور دین زرتشت کنده شد و با هجوم اعراب مسلمان و سقوط حکومت این آیین نیز کاملا ضعیف شد و پیروان آن به اقلیت تبدیل شدند.یکی دیگر از مشکلات حکومت ساسانی گسترش فساد تدریجی در سطوح مختلف این حکومت بود. در اواخر حکومت ساسانیان اکثریت مردم فقیر و بیچیز بودند و اقلیت حکومتگر در رفاه و فساد غرق بودند. در اواخر آن قدر پایههای نظام متزلزل شده بود که به تلنگری برای فرو ریختن نیاز داشت که هجوم اعراب مسلمان عامل این تلنگر بود.دلایل زیادی برای سقوط ساسانیان ذکر کرده اند سقوطی که هم ایران را نابود کرد و هم دین زرتشت را. در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره می شود: ۱. مشارکت و حضور در درگیریها و جنگهای پیدرپی که اکثراً بیهوده بوده و میتوانست رخ ندهد. ۲. سر کوب هر نوع حرکات اصلاح طلبانه و زمینه سازی برای بروز قیامهای مسلحانه. وقتی به سعایت موبد زرتشتی کارتیر، مانی پیامبر (اصلاح طلب) دستگیر، زندانی، شکنجه و کشته شد، در پی آن قیام های مسلحانه مثل قیام مزدک شکل گرفت.۳. وضع مالیات های سنگین به اشکال و سطوح مختلف که نفس مردم را بریده بود و اکثریت مردم از فقر و نداری مینالیدند.۴. وجود اختلاف طبقاتی شدید. خاندانهای مشهور حاکم از همه نعمات برخوردار بودند، در مقابل اکثریت مردم بیچیز و تنگدست بودند. ۵. چشم بستن و بی تفاوتی حاکمیت نسبت به نارضایتی روزافزون آحاد جامعه.۶. شورشها، درگیریها و قیام ها در جای جای ایران به ویژه بلاد مرزی، در سال های آخر حکومت. ۷. درگیری و تضاد بین موبدان و مغان و دخالت گسترده آنها در تصمیمات حکومت. اینها و سایر مسائل باعث شد که در سه سال آخر حکومت، ده - دوازده نفری به پادشاهی رسیدند که دو تن از آنها زن بودند. وقتی یزدگرد آخرین پادشاه از پایتخت گریخت تا نیرو و ابزار جنگ تدارک ببیند و توسط آسیابانی در مرو کشته شد و ایرانیترین حکومت دوره باستان سقوط کرد؛ نه از ایران چیزی ماند و نه از دین زردشت. در دویست سال حکومت اعراب تا ظهور طاهریان، ایران زیر سم اسبان و ایرانی زیر شمشیر تیز اعراب، تحقیر و خوار شدند. تا آنکه از خاکستر این سرزمین، بعد دوقرن ققنوس حکومت های ایرانی مثل طاهریان و صفاریان و سامانیان ظهور کردند و کشور ایرانی - اسلامی (بعدها شیعه) به وجود آمد.در طی این قرون پیروان وفادار آیین زردشت - در مقام اقلیت - مزهی رنجها، تحقیرها و تبعیضهای فراوانی را چشیدند و تحمل کردند. دینی که زمانی قدرتمند بود و دین حکومتی شد و در سایه شاهان ساسانی با اقتدار کامل گسترش یافته بود، اما در اواخر حکومت ساسانی بخش زیادی از مردم فقط به ظاهر و به زبان، مومن بودند ولی در باطن دل در گرو آن نداشتند.📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۲ایرانمهر @alborzology
🔹 هم دین را به باد دادند هم ایران را✍ دکتر سعید معدنیجامعه شناس البرزی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزایرانمهر @alborzology
🔹ماهنامه فراز البرزدوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، ۸ صفحهایرانمهر @alborzology
🔹ماهنامه فراز البرزدوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، ۸ صفحهدانلودایرانمهر @alborzology
سقوطچه تسلیم، چه مقاومت، سقوط کردنددر جایی خواندم « قذافی تسلیم شد اما چون حمایت مردمی نداشت سقوط کرد. بشار اسد تسلیم نشد و جنگید اما بازهم چون حمایت مردمش را نداشت به محض اینکه حمایت خارجی بهش نرسید سریع سقوط کرد. دیکتاتوری ها نه با جنگ و نه با تسلیم سقوط نمی کنند. زمانی سقوط می کنند که مشروعیت مردمیشون رو از دست داده باشند» سعدی هم در حکایتی همین نکته ( از دست دادن مشروعیت و پشتیبانی مردمی) را به زبانی دیگر در گلستان اورده است.سعدی میگوید: یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید [مکرها، کیدها ، حیلهها] فعلش به جهان برفتند و از کربت[ اندوه، حزن، دلگیری] جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند....(گلستان سعدی: باب اول)#سعید_معدنی #سعدی#حکومت#عدم_مشروعیت#سقوط@Saeed_Maadani
🌏جامعهشناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی استاتحادیه جامعهشناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در شاخههای گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیدهاست. با انتشار آن در کانالهای مختلف، به ترویج بینش جامعهشناختی یاری برسانید. پنجشنبه ۱۴۰۵/۵/۸🌺〰〰〰〰〰🍃🔰مطالعات فمینیستی با رویکرد تفسیری پرگمتیستی✍بیتا مدنی 🆔@sociology_of_sport🔰پژوهش کیفی ✍مسعود زمانی مقدم🆔@Qualitative_Methodology🔰هفت اقلیم✍سعید معدنی 🆔@Saeed_Maadani🔰انسانشناسی یاریگری، توسعه پایدار و زیستبومداری✍کاوه فرهادی🆔@kaveh_farhadi🔰جامعهشناسی گروههای اجتماعی✍فریبا نظری🆔@Sociologyofsocialgroups🔰جستاری در جامعه شناسی✍عادل سجودی 🆔@GILsociologist🔰آکادمی وفاق؛ رویکردهای جامعه شناختی ✍محمدحسن علایی 🆔@sociologicalperspectives🔰جامعهشناسی تفسیریپرگمتیستی، نظری و درمانی ✍ح.ا. تنهایی🆔@hatanhai🔰زنان و مسائل اجتماعی ایران✍فاطمه موسوی ویایه🆔@womensocialproblemsofIran🔰جامعه شناسی و اخلاق ✍آرش احدی مطلق🆔@Sociology_of_Ethics🔰تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست ✍احمد فعال🆔@bayane_azadi🔰یادداشتها، مقالات و کارگاهها ✍مسعود زمانی مقدم 🆔@masoudzamanimoghadam🔰تحلیل فرهنگی جامعه ایران ✍نعمت الله فاضلی 🆔@drnematallahfazeli🔰خانواده ایرانی و مسائل اجتماعی ✍علی نوری 🆔@iranian_familyy🌺🍃〰〰〰🍃🔻To join us, click here:@madabita@Mohamadzeinaliunari
▪️ باستانی پاریزی و سهراب سپهری«بهخاطر دارم که در جلسه ادبی مورخالدوله سپهر، یک جوان لاغر باریکاندام کاشی شعر میخواند که اغلب مورد ایراد بود، ولی او شعر خود را تا آخر میخواند ـ و شاید بهخاطر قوم و خویشی با مورخالدوله کمتر به او اعتراض میکردند. او بعدها یکی از بزرگترین ـ و بهعقیده من بزرگترین شاعر نوپرداز ایران- شد، و آن سهراب سپهری بود. گوینده این قطعه دلپذیر:ـ من مسلمانمقبلهام یک گل سرخ،جانمازم چشمه،مُهرم نورمن وضو با تپش پنجرهها میگیرممن نمازم را وقتی میخوانمکه اذانش را بادگفته باشد سر گلدسته سرو...سنگ از پشت نمازم پیداست...».📗باستانی پاریزی، بازیگران کاخ سبز، ۲۴۷. 📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره🆔 t.me/HistoryandMemory
یکی از عجیب ترین و خنده دارترین عنوان های مطبوعاتی که دیدم تیتر یک همین نشریه بود! طراحان این روزنامه اقتصادی بدون توجه به وضعیت بحرانی، ناگوار و تلخ یکسال اخیر در این سرزمین دنبال تحقق وعده های رئیس جمهور هستند! از ترور هنیه و بقیه ترورها گرفته تا جریان خونبار دیماه ۱۴۰۴ تا دو جنگ با قدرتمندترین کشور جهان، و....باور کنید همینکه میبینید هنوز صبح از خواب بیدار میشوید و رفتگر کوچه تان را جارو کرده و یا آخر ماه حقوق کارگران و کارمندان پرداخت میشود بروید خدا را شکر کنید! گردانندگان نشریه در کجا سیر میکنند که اینگونه وضعیت را عادی جلوه میدهند و نمک بر زخم مردم میپاشند. اگر واقعا دنبال انجام وعدههای رئیس جمهور هستید اول جنگ، این پدیده خانمان سوز را تمام کنید، سپس به سراغ تحقق وعده ها بروید! اوّل ای جان دفع شَرِّ موش کنوانگهان در جمع گندم، جوش کن@Saeed_Maadani
🔻«اکبر عبدی از نظر پذیرش نقشهای متنوع بیهمتا بود»گفتگو با تهمینه میلانی، فیلمنامهنویس و کارگردان سینمای ایران، به مناسبت درگذشت اکبر عبدی در برنامه شصت دقیقه شنبه ۳ مرداد@BBCPersian
ettelaat.com/issue/1/29250/page/1@Saeed_M… گردانسواد رسانهای و تفکر انتقادی، سپر اصلی جامعه در برابر شبهعلم تلقی میشودنسخهها اغلب بیصدا میآیند، از لابهلای توصیههای روزمره و تجربههای شخصی که با اطمینان گفته میشود «برای من جواب داده». پاسخها ساده، قطعی و امیدوارکنندهاند، بیآنکه نشانی از تردید و احتیاط علمی داشته باشند. همین سادگی در جایی که علم، محتاط و چندلایه سخن میگوید، شبهعلم را شنیدنی و باورپذیر میکند. در گفتگو با دکتر سعید معدنی، جامعهشناس، تلاش کردهایم پدیده شبهعلم را به مثابه مسألهای اجتماعی واکاوی کنیم.....ettelaat.com/issue/1/29250/page/1
کتاب یادنامه استاد اسمعیل خلیلی 📌 مجموعهای از یادداشتها، خاطرات و تصاویر گردآوریشده در پاسداشت «اسمعیل خلیلی»، پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران.📝 تهیهشده در انجمن جامعهشناسی ایرانناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات@Saeed_Maadani
✉️⭕️دعوتنامه برای حضور عموم علاقمندان در آیین نکوداشت استاد اسمعیل خلیلی ❇انجمن جامعهشناسی ایران، با همکاری جمعی از نهادها و انجمنهای علمی، به پاس سالها خدمات ارزشمند علمی، پژوهشی و آموزشی، #آیین_نکوداشت_اسمعیل_خلیلی؛ پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران را برگزار میکند.✨ در این مراسم، جمعی از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، همکاران، اعضای خانواده و علاقهمندان، با پاسداشت سالها تلاش علمی و فرهنگی استاد، در برنامههایی مشتمل بر: 🔹 سخنرانی 🔹 اهدای لوح نکوداشت🔹️پخش کلیپ🔹 رونمایی از کتاب یادنامه اسمعیل خلیلیحضور خواهند داشت.📅 زمان: سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵🕔 ساعت: ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰📍 مکان: خیابان جلال آل احمد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون💠 حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.☘️ مشتاق دیدار استادان، دانشجویان، پژوهشگران، اعضای انجمنهای علمی و همه علاقهمندان به جامعهشناسی در این آیین نکوداشت صمیمانه هستیم.#انجمن_جامعه_شناسی_ایران @iran_sociology
ملاقاتِ دو دوستمثل فیلمهای هندی است. عکس نوزادی یامال، ( پدر مراکشی، مادر گینه) با مسی. ستاره این روزهای اسپانیاییها...... در سال ۲۰۰۷ یونیسف برنده یک قرعهکشی میشود تا با ستارگان باشگاه بارسلونا عکس بگیرد و حالا که آن نوزاد تبدیل شده به ستاره نوظهوری به اسم یامال، عکس مورد توجه قرار میگیرد. از ربط حرف نمیزنم اما برای من تداعیگر این جمله از مقالات شمس در دنیای بیربط اما به قول کوئیلو پر از نشانه است:«مقصود از وجودِ عالم ملاقاتِ دو دوست بُود».✍️سهند ایرانمهر@sahandiranmehr