"انگور های باغ غزل"حالا که برده چشمِ تو از دل قرار رامشکن به رسمِ عاطفه، قول و قرار راچشمانِ هر غزا…
انتشار: 2026/08/13 03:26 UTCدریافت: 2026/08/14 12:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 12:17 UTC
"انگور های باغ غزل"حالا که برده چشمِ تو از دل قرار رامشکن به رسمِ عاطفه، قول و قرار راچشمانِ هر غزالِ غزل، آفریده استدر سایه سارِ امنِ حرم، شاهکار راوقتی بر آستانِ تو سر آورم فرودبر تن کنم به جای زمستان بهار راآهو نگاهِ من! ز نگاهت فروغ بخشچشمانِ خیس و منتظرِ روزگار راخورشیدِخاکِ پاکِ خراسان!نظاره کنجاری ز چشمِ زائرِ خود، آبشار راشمس الشموس هستی و چشمِ تو داده استدر دستِ ماه، آینه ی اعتبار راانگور های باغِ غزل، گریه می کنندشب های غربت و سحرِ انتظار راصائم شدم که شعر بگویم برای توقندِ غزل برم سفرِ قندهار راصائم کاشانیمرداد 1388 مشهد مقدسبرداشت از مجموعه "دل هست این جا کبوتر" اشعار رضوی صائم کاشانی و کتاب منتخب سال 1390