و دیگر نه دیوار مانده، نه خشت،نه ابر و نه باران، نه دهقان، نه کشتخطرپوشِ توفانِ لامذهبند،دل افسردگا…
انتشار: 2026/07/27 06:33 UTCدریافت: 2026/08/03 05:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 05:02 UTC
و دیگر نه دیوار مانده، نه خشت،نه ابر و نه باران، نه دهقان، نه کشتخطرپوشِ توفانِ لامذهبند،دل افسردگان، دختران بهشتگِل سرنوشت سیاه مرا،خدا از چه مرداب سردی سرشت؟چرا سهم چشمان زیبای من،ازین آسمان، بوده این شام زشت؟زمین غوطهور در تف هرزگیست،خزان زنده در ثور و اردیبهشتخدا زیر آوار دل مانده است،خداوند مسجد، خدای کنشت«به هر قیمتی دست ما را بگیر»—کسی روی خاک بیابان نوشت#فایقه_جوادشعر معاصر افغانستان💙⊱✾☕️✾⊰💙