جهودی و ترسایی و مسلمانی رفیق بودند. در راه حلوایی یافتند. گفتند: بی گاه است. فردا بخوریم و این اند…
انتشار: 2026/08/08 06:33 UTCدریافت: 2026/08/13 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 00:05 UTC
جهودی و ترسایی و مسلمانی رفیق بودند. در راه حلوایی یافتند. گفتند: بی گاه است. فردا بخوریم و این اندک است.آن کس خورَد که خواب نیکوتر دیده باشد. غرض آن بود که مسلمان را حلوا ندهند. مسلمان نیمه شب برخاست و جمله حلوا را بخورد. بامداد عیسوی گفت: دیشب عیسی فرود آمد و مرا برکشید به آسمان.جهود گفت: موسی مرا در تمام بهشت برد. مسلمان گفت: محمد آمد و مرا گفت ای بیچاره یکی را عیسی برد به آسمان چهارم و آن دگر را موسی به بهشت. تو محروم بیچاره برخیز و این حلوا را بخور. آنگه من برخاستم و حلوا را خوردم.گفتند: والله خواب آن بود که تو دیدی، آنِ ما همه خیال بود و باطل.#کتاب #فیه_ما_فیه#مولانا💚⊱✾☕️✾⊰💚