Casser les piedsمعنی تحتاللفظیCasser = شکستنLes pieds = پاهاپس معنی تحتاللفظی میشود:«پاهای کسی ر…
انتشار: 2026/07/18 20:38 UTCدریافت: 2026/08/07 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 18:55 UTC
Casser les piedsمعنی تحتاللفظیCasser = شکستنLes pieds = پاهاپس معنی تحتاللفظی میشود:«پاهای کسی را شکستن.»معنی اصطلاحیCasser les pieds à quelqu'un یعنی:اعصاب کسی را خرد کردنروی مخ کسی رفتنکلافه کردنحسابی اذیت کردنمخ کسی را خوردنمعادلهای فارسی:اعصابم را خرد کردی.داری روی مخم میروی.ولم کن!خستهام کردی.میزان رایج بودنسطح: A2-B1ساختارCasser les pieds à quelqu'unیعنی:اعصاب کسی را خرد کردن.مثالها1️⃣Tu me casses les pieds !داری اعصابم را خرد میکنی!2️⃣Mon voisin me casse les pieds avec sa musique.همسایهام با موسیقیاش اعصابم را خرد میکند.3️⃣Arrête de me casser les pieds !بس کن و روی مخم نرو!4️⃣Les enfants cassent les pieds à leurs parents toute la journée.بچهها تمام روز اعصاب پدر و مادرشان را خرد میکنند.5️⃣Il me casse les pieds avec ses questions.با سؤالهایش اعصابم را خرد میکند.6️⃣Tu nous casses les pieds depuis ce matin.از صبح داری اعصاب ما را خرد میکنی.7️⃣Le bruit des travaux me casse les pieds.صدای ساختوساز اعصابم را خرد میکند.8️⃣Ne casse pas les pieds à ta sœur.اعصاب خواهرت را خرد نکن.9️⃣— Tu viens ?میآیی؟— Attends deux minutes !دو دقیقه صبر کن!— Dépêche-toi !زود باش!— Oh, tu me casses les pieds !اوه، داری اعصابم را خرد میکنی!@salamehxزمان گذشتهIl m'a cassé les pieds toute la soirée.تمام شب اعصابم را خرد کرد.@salamehxزمان آیندهTu vas me casser les pieds si tu continues !اگر ادامه بدهی، حسابی اعصابم را خرد میکنی!


