💢مادرِ راستگو و مادرِ دروغگو✍ عادل ویسی زادهمادری شد ناتوان و رخت بسترفت تاعرش خدا زین خاک پَستجای…
انتشار: 2026/07/13 19:04 UTC
💢مادرِ راستگو و مادرِ دروغگو✍ عادل ویسی زادهمادری شد ناتوان و رخت بسترفت تاعرش خدا زین خاک پَستجای او نامادری آمد سراآن پدر گفتا به کودک ای مَهااز چه دائم تو حزین و پُر غمیدل فگار و بی نشاط و ماتمی؟شادباش ای کودکم چشم سریبهر تو آورده ام یک مادری زین دو تا با من بگو ای دلرباآن کدامین بهتر است و با وفا؟گفت کودک، مادرم آن جان و تن گه قسم خوردی دروغ از بهر منگر شلوغی می نمودم زین سراجنگ ودعوا می نمودم من به پا گفتی امشب نیست شام وهرغذاتا بخوابی بی عذا همچون گداوقت سفره بانگ کردی ای عزیزرو بشور آن پا و دست خود تمیزچون گذارم سر نهی در رختخواببی غذا خوابی و یا بی نان و آب؟چون توانم من خورم هروعده شامبر سر سفره نباشی شادکام؟کَی رَود در بطن مادر آن غذاخود بخوابد سیر و کودک ناشتا؟من ز تهدیدش نترسیدم بدانچون که دانستم بُوَد او مهربانگر شلوغی بیند این نامادرممی کِشد فریاد سختی بر سرم او کُند تهدید و گوید شام نیستراست گویدهمچواودیوانه نیستمن سه شب گشنه بخفتم ای پدرتو ندانستی ز حالم هر سحرقدر مادر را ندانستم دریغهمچوخورشیدی برفت او زیرمیغجز خدا با کَس نگردد همترازهر که با مادر بزیست او سرفرازچون فرشته باشد این مادر،یقینخاک پایش بوسم و سر بر زمینگر نباشد سایه ی هر مادریچون توانی لذّت دنیا بَری؟عادل آن مادر بهشتش شد جزاگفت قرآن: ( لَا تَقُل اُف) بهر ما🌐به #سلام_پاوه بپیوندید👇🆔 @Salampaveh


