🔵چگونه از تفاهمنامه اسلامآباد محافظت کنیم؟✍️محمد طاهرینظام حکمرانی طی چهار دهه گذشته، سه بار تصمیم…
انتشار: 2026/06/19 02:39 UTC
🔵چگونه از تفاهمنامه اسلامآباد محافظت کنیم؟✍️محمد طاهرینظام حکمرانی طی چهار دهه گذشته، سه بار تصمیمهای بسیار مهمی گرفته که میتوان آنها را در زمره تصمیمهای بزرگ تاریخی قرار داد. تصمیم هایی که نهتنها از نظر اهمیت، بلکه از نظر هزینه سیاسی، اجتماعی و امنیتی نیز قابلتوجه بودهاند. نخستین تصمیم بزرگ، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان دادن به جنگ هشتساله ایران و عراق بود. این تصمیم در زمان خود یکی از دشوارترین تصمیمهای تاریخ جمهوری اسلامی بهشمار میرفت و اتخاذ آن نیازمند شجاعت سیاسی و پذیرش هزینههای سنگین داخلی بود. دومین نمونه، توافق هستهای برجام بود. برجام نیز در مقطع خود تصمیمی مهم محسوب میشد. به این دلیل که با رویکردی متفاوت نسبت به سالهای پیش از آن، تلاش میکرد بخشی از منازعات خارجی ایران را از مسیر مذاکره و توافق حلوفصل کند. بااینحال، برجام بیش از آنکه یک تغییر بنیادین در راهبرد کلان کشور باشد، تلاشی برای حل یک پرونده مشخص و کاهش بخشی از فشارهای خارجی بهشمار میرفت. اما تفاهم اسلامآباد-ژنو، دستکم براساس اطلاعات محدودی که تاکنون منتشر شده، ماهیتی متفاوت دارد. اگر این تفاهم به مرحله اجرا برسد و پایدار بماند، میتواند نشانه تغییر رویکرد راهبردی باشد. تغییری که پیامدهای آن نهفقط در سیاست خارجی، بلکه در اقتصاد، امنیت، روابط منطقهای و حتی شیوه حکمرانی داخلی قابلمشاهده خواهد بود. از این منظر، تفاهم اسلامآباد را میتوان تصمیمی استراتژیک و بنیادین دانست. تصمیم پایان جنگ تحمیلی با عراق، اگرچه بسیار دشوار بود، اما در شرایطی اتخاذ شد که عملاً همه طرفها به ضرورت خاتمه جنگ رسیده بودند و مسیر جایگزین روشنی وجود نداشت. برجام نیز هرچند با مخالفتهایی روبهرو بود، اما در چهارچوب حل یک پرونده مشخص تعریف میشد. در مقابل، تفاهم اسلامآباد-ژنو بهمعنای ترک مخاصمه با مهمترین دشمن و طرف منازعه جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته است. تصمیمی که طبیعتاً با موانع، مقاومتها و پیچیدگیهای بیشتری روبهرو خواهد بود. به همین دلیل، اهمیت تفاهم اسلامآباد را نباید صرفاً در متن توافق یا نتایج کوتاهمدت آن جستوجو کرد. اهمیت اصلی توافق در این است که میتواند آغازگر مجموعهای از انتخابهای جدید در نظام حکمرانی ایران باشد.اکنون یک پرسش مهم پیشروی ما قرار دارد. اینکه کدام گروهها میتوانند تفاهمنامه اسلامآباد را بر هم بزنند. اقتصاددانان میگویند هیچ توافق مهمی صرفاً در میز مذاکره موفق نمیشود یا شکست نمیخورد. سرنوشت توافقها معمولاً به این بستگی دارد که چه گروههایی از آن منتفع میشوند و چه گروههایی منافع خود را در خطر میبینند. به همین دلیل، برای ارزیابی پایداری تفاهم اسلامآباد باید بیش از متن توافق، به آرایش نیروهای سیاسی و اقتصادی پیرامون آن توجه کرد. نخستین گروهی که ممکن است با چنین توافقی از اساس مسئله داشته باشد، ذینفعان اقتصاد تحریمی هستند. عادیسازی روابط خارجی و بازگشت تدریجی اقتصاد به مسیرهای رسمی، منافع برخی از بازیگران این عرصه را تهدید میکند. از سوی دیگر، آن دسته از نیروهای سیاسی که هویت و مشروعیت سیاسی خود را در فضای تقابل و تنش تعریف کردهاند، با این توافق مخالف هستند. در بیرون از مرزهای کشور نیز، تفاهم اسلامآباد- ژنو، مخالفان سرسختی دارد. جز اسرائیل که فعالانه در پی بر هم زدن تفاهم است، برخی بازیگران منطقهای یا بینالمللی نیز ممکن است این تحول را با منافع راهبردی خود سازگار ندانند. اما چنانکه دکتر مسعود نیلی در این شماره تجارتفردا به تفصیل توضیح داده، شاید مهمترین تهدید برای چنین توافقی، نه مخالفان خارجی و نه ذینفعان تحریم، بلکه انتظارات اجتماعی باشد. اگر جامعه تصور کند که توافق باید در مدت کوتاهی به کاهش محسوس تورم، افزایش درآمدها و بهبود سریع کیفیت زندگی منجر شود، فاصله میان انتظار و واقعیت میتواند به یک عامل بیثباتکننده تبدیل شود. اقتصاد ایران در حال حاضر با مشکلاتی مواجه است که بخش مهمی از آنها ریشه داخلی دارند. حل این مشکلات زمانبر است و حتی در بهترین سناریوها نیز آثار توافق با تاخیر ظاهر خواهد شد. در چنین شرایطی، مخالفان توافق میتوانند از شکاف میان انتظارات عمومی و نتایج واقعی بهره ببرند. اگر چند ماه پس از توافق همچنان تورم بالا بماند یا نرخ ارز نوسان داشته باشد، این استدلال از سوی مخالفان مطرح خواهد شد که توافق دستاوردی نداشته است. پس پایداری تفاهم اسلامآباد بیش از آنکه به اراده مذاکرهکنندگان وابسته باشد، به احیای اعتماد عمومی بستگی دارد. اگر نهادهای رسمی اطلاعرسانی و سیاستگذاری نتوانند انتظارات جامعه را بهدرستی مدیریت کنند و تصویری واقعبینانه از فرصتها و محدودیتهای توافق ارائه دهند، زمینه برای شکلگیری ناامیدی و سوءبرداشت فراهم خواهد شد.