🔵آیاستپ و جای جدید ایران در معماری اقتصادی، کریدوری و امنیتی منطقه ✍️صادق الحسینیمقالهای که جاناتان شنزر دیروز در مجله کامنتری نوشته، با همه ایرادهایش مقاله مهمی است. تکلیف را همان اول روشن کنیم: نویسنده عضو بنیاد دفاع از دموکراسیها (افدیدی) است، همان اندیشکدهای که کارش توجیهسازی برای حمله دوباره به ایران است و باید متن را با این عینک خواند. اما فارغ از این نیت، مقاله یک واقعیت مهم را لو میدهد. و آن اینست که عربستان پروژه آیمک را متوقف و به سوی پروژه استپ رفته است. نویسنده استدلالش اینست که اگر آمریکا ایران را شکست قاطع ندهد، آیمک شکست خواهد خورد.صورت مسئله: دو معماری رقیبخاورمیانه میان دو پروژه رقیب دو نیم شده است: از یک سو آیمک (کریدور هند–خاورمیانه–اروپا) با محوریت آمریکا، اسرائیل، امارات و هند و با احتمال ورود عربستان و از سوی دیگر استپ با محوریت عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان. حرف اصلی متن این است که ریاض دیگر به آیمک اعتماد ندارد. نه به شدنی بودنش، نه به پایداریاش، و همین بیاعتمادی استپ را از دل تردید بیرون کشیده است.آیمک چه بود و چرا مهم بود؟آیمک قرار بود یک کریدور بزرگ ترانزیتی و انرژی باشد که هند را از راه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان به اسرائیل و از آنجا به اروپا وصل کند. اهمیتش صرفا اقتصادی نبود. این پروژه یک ابزار ژئوپلیتیک بود برای دو هدف: اول دور زدن ایران و بیرون گذاشتن تهران از مسیرهای اصلی تجارت و انرژی منطقه و دوم، تثبیت اسرائیل بهعنوان یک گره حیاتی در نقشه اقتصادی خاورمیانه و گرهزدن سرنوشت کشورهای عربی به عادیسازی رابطه با اسرائیل. به بیان دیگر، آیمک نقشهای بود برای ساختن نظمی که در آن ایران حذف و اسرائیل مرکز باشد.استپ چیست و چرا اهمیت دارد؟اما استپ درست در جهت مخالف حرکت میکند و اهمیتش را باید در سه لایه دید. از نظر اقتصادی استپ مسیرهای جایگزینی از دل ترکیه و مصر و پاکستان پیشنهاد میکند که انرژی و کالای چینی را بدون عبور از اسرائیل به بازارهای جهانی برساند. یعنی معماری اقتصادی منطقه دیگر گروگان عادیسازی با تلآویو نخواهد بود. از نظر امنیتی، این کشورها (بجز مصر) با نوشتن یک موافقتنامه دفاعی مشترک عملا اعلام کردهاند که دیگر نمیخواهند امنیتشان را به چتر بیثبات آمریکا بسپارند و دنبال یک سازوکار دفاعی خودبنیاد منطقهایاند. از نظر ژئوپلیتیک، استپ یعنی چرخش وزن قدرت از محور غربگرای آیمک به سمت یک بلوک اسلامی مستقلتر که در آن آنکارا و اسلامآباد و قاهره و ریاض همپیمان میشوند. تحولی که کل توازن منطقه را جابهجا میکند.استپ بدون ایران کامل نمیشودبه نظر من این شرایط برای ایران بک تحول بزرگ است. جذابیت آیمک بهطور محسوس افت کرده و عملا از دور خارج میشود، و در مقابل استپ باید شکل بگیرد و پیش برود. اما نکته کلیدی اینجاست: این چهار کشور در طول مسیر ناگزیر به ایران نیاز پیدا میکنند، چون بدون تهران هیچ معماری امنیتی و انرژی و کریدوری در این منطقه پایدار نمیماند. یعنی استپ به آیاستپ تبدیل میشود؛ یعنی ایران عضو پنجم میشود.معماری امنیتی، نه فقط اقتصادیایران نباید صرفا حلقهای در یک کریدور اقتصادی باشد، بلکه باید جزئی از معماری امنیتی منطقه هم بشود. همان موافقتنامه دفاعی که میان عربستان و پاکستان و ترکیه بسته شده، اگر روزی به ایران هم گشوده شود، خودش نشانه تولد این نظم تازه است. حدس من این است که دقیقا همین مسیر را خواهند رفت؛ چون منطق موازنه قدرت، دیر یا زود آنها را به سمت گنجاندن ایران هل میدهد.جمعبندی: نویسنده نتیجه میگیرد که تنها یک پیروزی قاطع آمریکا و شکست ایران میتواند عربستان را به آیمک بازگرداند. اما اگر همین گزاره را وارونه بخوانیم، پیام واقعی متن این است: آمریکا نتوانست ایران را زمین بزند، ولی میزان ریسک را براب همه آشکار کرد و این پنجره ای برای یک معماری امنیتی و اقتصادی تازه با محوریت ایران باز کرده است که باید هوشمندانه استفاده کنیم.📎 منبع