🎥عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگویاحمدنیا، رئیس امور اطلاعرسانی دولت:مسیر درست برای ایران مقتدر فقط…
انتشار: 2026/08/05 14:28 UTCدریافت: 2026/08/06 00:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 00:32 UTC
🎥عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگویاحمدنیا، رئیس امور اطلاعرسانی دولت:مسیر درست برای ایران مقتدر فقط اتحاد است، اتحاد است، اتحاد. خدا قوت به صدا و سیما انشالله شاهد ادامه همین مسیر باشیم─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 3 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — مدیرانصنعت
📺داستان برند/ داستان بزرگترین شرکت لباس ورزشی دنیانایک چگونه به موفقیت رسید؟ تنها در عرض ۵۰ سال رویای مردی به نام فیل نایت برای تولید کفش های بهترِ، به یک شرکت جهانی با ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار تبدیل شد. اما چطور این جادو اتفاق افتاد و عوامل موفقیت نایکی چه بود؟از سال ۱۹۶۲ که فیل نایت تازه از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد، داستان نایکی به یک داستان سرتاسر رشد بدل شد. او و همکارانش در سال ۱۹۸۹، با تکیه بر بازاریابیهای درخشانی مثل کمپین "فقط انجامش بده" و با امضای ورزشکاران تازه کاری که در نهایت در سرتاسر دنیا مشهور شدند، به بزرگترین شرکت لباس ورزشی در آمریکا تبدیل شدند.ظهور نایکی داستانی است که ذره ذرهاش به اندازه داستان روزهای اول فیل نایت جالب است. فیل نایت زندگی نامهاش را در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد. #داستان_برند──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
🎥کوروش احمدی در مناظره با فلاحتپیشه:موضع ما و روسیه بعد از فروپاشی شوروی این بود که دریای خزر مشاع بین کشورهای ساحلی است؛ روسیه ولی وقتی دید دیگران موافق نیستند، موضع خود را تعدیل کرد یکی از ویژگیهای سیاست خارجی ما این است که وقتی یک موضع گرفتیم، این را الیالابد باید حفظ کنیم و اگر این موضع را تغییر بدهیم حیثیت بر باد رفته، یعنی در واقع مرغمان یک پا داشته الان موضع ایران تاکید بر ۲۰ درصد سهم از خزر است و این مصوبه شورای امنیت ملی است که ما ۲۰ درصد داشته باشیم آن ماجرای ۵۰ درصد که خب یک حرف عجیب غریبی بود🔗ویدیوی کامل مناظره🔻t.me/sanatir/52591
🎥سیدمحمد خاتمی: فرصتی که در تفاهمنامه ایجاد شده اگر از دست بدهیم دچار مشکلات عجیب میشویمتفاهمنامه نظیر ندارد، بعد از جنگجهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل نداده، ما در موضع عزت به این تفاهمنامه رسیدیمدو عامل باعث شد در جنگ شکست نخوریم؛ یک عامل سپاه، رزمندگان و مقاومت بود که کارستان کردند، عامل دوم، مردم بودند؛ همین ۶۰ درصدی که ناراضی هستند─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 t.me/sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
📺چه بخوانیم؟ زیرساخت اخلاقی اقتصاد آزادسواد اقتصاد سیاسیآیا اخلاق و اقتصاد آزاد دو دنیای متفاوت از هم هستند یا برعکس مکمل همدیگرند؟ شاید برای کسانی که آدام اسمیت را به عنوان پدر سرمایهداری میشناسند و این نوع مفاهیم را هم نه از متفکران مدافعش بلکه از مخالفانش آموختهاند مایه تعجب باشد اگر خبردار شوند که آدام اسمیت یک فیلسوف اخلاق بود که از مسیر نظریه اخلاقی خود به تئوری اقتصاد آزاد رسید. اما ماجرا چیست؟ علی میرزاخانی سردبیر فردای اقتصاد در جمعبندی فصل اول برنامه چه بخوانیم به این بحث پرداخته است.#چه_بخوانیم یوتیوبصوتی──────📗 t.me/Audiobook_p#کتاب_صوتی_وپادکست
🔵از دولت رانتی-توزیعی تا سرمایهداری خویشاوندیدرس سوریه برای ایران✍ آرش رئیسینژاد در بحث درباره زمینههای اقتصادی بحران سوریه، معمولاً دو روایت مطرح میشود: یک روایت، اقتصاد دولتمحور بعثی، یارانههای گسترده، بنگاههای ناکارآمد و فساد بوروکراتیک را عامل اصلی میداند؛ روایت دیگر، اصلاحات بازارگرایانه دوره بشار اسد، کاهش حمایتهای اجتماعی و گسترش بخش خصوصی را برجسته میکند. اما تجربه سوریه را نمیتوان صرفاً با دوگانه سوسیالیسم یا نئولیبرالیسم توضیح داد. مسئله اصلی را باید در تغییر نهادی ناقص جستوجو کرد: سوریه نه دولت رانتی-توزیعی سابق را حفظ کرد و نه توانست به یک اقتصاد بازار رقابتی و نهادمند گذار کند؛ بلکه به نوعی سرمایهداری خویشاوندی اقتدارگرا رسید.در دوره حافظ اسد، دولت بر نوعی قرارداد اجتماعی نانوشته استوار بود. در مقابل محدودیت رقابت سیاسی، دولت از طریق اشتغال عمومی، یارانه انرژی و مواد غذایی، حمایت از کشاورزی و ارائه خدمات عمومی بخشی از منابع را میان گروههای مختلف جامعه توزیع میکرد. این ساختار، با وجود ناکارآمدی و فساد، به رژیم امکان میداد ائتلاف اجتماعی نسبتاً گستردهای ایجاد کند. اما کاهش درآمدهای نفتی و افزایش فشارهای مالی و جمعیتی، ادامه این الگوی توزیعی را دشوار کرد.با روی کار آمدن بشار اسد، اصلاحات اقتصادی سرعت گرفت. بانکهای خصوصی توسعه یافتند، تجارت و سرمایهگذاری آزادتر شد و گذار به «اقتصاد بازار اجتماعی» در دستور کار قرار گرفت. مشکل این بود که اصلاح اقتصادی از اصلاح قواعد توزیع قدرت جلو افتاد. مالکیت خصوصی گسترش یافت، بدون آنکه حاکمیت قانون به همان اندازه تقویت شود؛ بانکهای خصوصی ایجاد شدند، بدون آنکه دسترسی به اعتبار کاملاً از روابط سیاسی مستقل شود؛ و تجارت آزادتر شد، در حالی که فرصتهای اقتصادی همچنان بهطور نامتوازن در اختیار شبکههای نزدیک به قدرت قرار میگرفت. در نتیجه، بازار گسترش یافت، اما نهادهای بازار به همان اندازه توسعه پیدا نکردند.نمونه روشن این ناهماهنگی، اصلاح یارانههای سوخت در سال ۲۰۰۸ بود. افزایش قیمت بنزین و بهویژه دیزل از منظر کاهش فشار مالی بر دولت قابل فهم بود، اما اصلاح قیمتها سریعتر از ایجاد نهادهای جبرانی و فرصتهای تولیدی پیش رفت. دولت بخشی از حمایتهای گذشته را کاهش داد، بدون آنکه شبکه ایمنی اجتماعی مؤثر، اشتغال مولد و یک بخش خصوصی مستقل بتوانند بهسرعت جایگزین آن شوند. بنابراین بخشی از جامعه هزینه اصلاحات را تحمل کرد، در حالی که منافع فرصتهای جدید اقتصادی بهطور نامتناسب در اختیار گروههای برخوردار قرار گرفت.در واقع، سوریه قبل از اصلاحات دارای رانت بود و بعد از اصلاحات نیز رانت داشت؛ آنچه تغییر کرد مکانیزم توزیع رانت بود. در نظم قدیم، بخش مهمی از رانت از طریق دولت، یارانه، اشتغال عمومی، حمایت از کشاورزی و خدمات عمومی میان گروههای گستردهتری توزیع میشد. در نظم جدید، سهم بیشتری از فرصتهای اقتصادی از طریق شبکههای پیوندخورده با قدرت توزیع شد. بنابراین آزادسازی الزاماً رانتجویی را از بین نبرد؛ بلکه در مواردی آن را خصوصیتر و متمرکزتر کرد. همزمان، ظرفیت توزیعی دولت کاهش یافت، در حالی که انحصار سیاسی و ظرفیت قهری آن باقی ماند. در نتیجه، هرچه توان حکومت برای حفظ ائتلاف اجتماعی از طریق توزیع منابع کمتر شد، وزن ابزارهای کنترل در حفظ نظم سیاسی افزایش یافت.از منظر نهادی، مسئله اصلی همین فاصله میان تضعیف نظم قدیم و ساختهشدن نظم جدید بود. سازوکارهای توزیعی پیشین تضعیف شدند، اما نهادهایی مانند رقابت واقعی، تأمین اجتماعی مؤثر، دسترسی برابر به اعتبار، حقوق مالکیت امن و پاسخگویی با همان سرعت شکل نگرفتند. قواعد رسمی اقتصاد تغییر کردند، اما روابط قدرت و قواعد غیررسمی دسترسی به منابع کمتر تغییر کردند. نتیجه، ترکیبی نامتوازن از بازار، رانت و اقتدارگرایی بود. به همین دلیل میتوان تجربه سوریه را در یک جمله خلاصه کرد: قیمتها سریعتر از نهادها آزاد شدند و رانت سریعتر از آنکه قدرت سیاسی محدود و غیرشخصی شود، خصوصی شد.البته این فرایند را نباید علت مستقیم جنگ و فروپاشی سوریه دانست. تغییر نهادی ناقص بیش از هر چیز آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی نظام و ضعف آن در جذب شوک و مدیریت نارضایتی را افزایش داد. تبدیل این آسیبپذیری به جنگ داخلی و سپس فروپاشی به عوامل سیاسی، نظامی و مداخلات خارجی نیز وابسته بود.تجربه سوریه برای ایران یک پیشبینی نیست، بلکه یک هشدار نهادی است. نهادها را نمیتوان بهصورت منفرد اصلاح کرد. اصلاح یارانه انرژی، نرخ ارز، بانکها یا خصوصیسازی زمانی میتواند پایدار باشد که با افزایش رقابت، کاهش انحصار، تقویت حقوق مالکیت، دسترسی برابرتر به اعتبار، تأمین اجتماعی مؤثر و ایجاد فرصتهای مولد همراه شود.─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 @sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
⛽️ کِشِ بنزین!✍️حامد پاک طینتمدتهای مدیدی است که گفته می شود در ایران تا کارد به استخوان نرسد، تغییر محال است!سالهای طولانی است که شاهد سخنرانی های بی خاصیت، نوشته های بی عاقبت و هشدارهای بی سرانجام در خصوص وضعیت بحرانی آب ، برق ، گاز ، مهاجرت، دخل و خرج دولت، صندوق های بازنشستگی، بانکها، ارز ، سرمایه گذاری ، فقر ، محیط زیست و البته بنزین هستیم!به یاد دارم حدود ۲۰ سال پیش اگر فردی در خصوص یکی از این "بحران های آن زمان پیش رو" سخن می گفت یا بدلیل سیاه نمایی مورد برخورد جدی قرار می گرفت یا بدلیل استفاده از واژه "بحران" از صحنه روزگار محو می شد مگر در زمان انتخابات که می توانست مورد استفاده تبلیغاتی قرار گیرد؛ سرانجام جامعه و مسئولین هر دو به یک همگرایی ذهنی و اجرایی رسیدند که این بحران ها تا حد امکان کِش می یابد و از این دولت به دولت بعد منتقل می شود تا خودش به حول و قوه الهی حل شود!بحران بنزین اکنون از وضعیت "از این ستون به آن ستون می تواند فرجی شود"خارج شده و بحمدالله کارد به استخوان رسیده است!با ۱۵ میلیون لیتر کسری بنزین در روز معادل مصرف ۲.۸۰۰.۰۰۰ خودرو و امکان خوابیدن آنها، و تولید حداکثری پالایشگاهها و پتروشیمی ها از آنسو و از سویی محاصره دریایی جنوب کشور که محل اصلی واردات سوخت بوده و به گفته مسئولین کاملا بسته شده، واژه ای جز بحران نمی توان برای این صورت مسئله انتخاب کردسال ۱۳۸۸ که اتاقهای فکر آمریکا در پی فلج کردن اقتصاد ایران بودند طرحی توسط نمایندگان آمریکا به تصویب رسید که با شناسایی وابستگی شدید ایران به واردات بنزین و کسری سوخت، تمام شرکتهای فروشنده، بیمه کننده، حمل کننده، انتقال دهنده پول مرتبط با بنزین برای ایران را در دستور تحریم شدید قرار دادند؛ در آن سال تولید پالایشگاهی ایران چیزی در حدود ۴۴ میلیون و مصرف ۶۷ میلیون لیتر یعنی کسری بنزین تقریبا با وضعیت امروز یکسان بود. پس از اجرای این تحریم فروش بنزین تقریبا از سوی تامین کنندگان قدیمی بطور کامل متوقف شد و واردات ایران به ۵۰ هزار لیتر رسید!واکنش دولت احمدی نژاد به این بحران، کاهش سهمیه بنزین از ۱۰۰ لیتر به ۶۰ لیتر، افزایش نرخ بنزین و کلید خوردن تولید بنزین در پتروشیمی ها بود. برغم سطح بنزن شدید، آروماتیک و گوگرد فراوان و خلق بحرانی جدید با عنوان بحران تنفس در کشور، بحرانی بنزین حل شد!از آن تاریخ تاکنون البته تولید بنزین پالایشگاهی به ۱۱۲ میلیون لیتر و بنزین پتروشیمی به ۹ میلیون لیتر در روز رسیده و فوت ۱۰.۰۰۰ نفر در سال بدلیل آلودگی هوا تقریبا به یک موضوع عادی تبدیل شده است!در عین شباهتهایی که وضعیت امروز با آن سالها دارد تفاوتهای مهمی باید مورد توجه قرار گیرد. ظرفیت پالایشگاهها و پتروشیمی های ما امروز در سقف است، به این مفهوم که امکان وارد شدن خط جدید تولید دیگر ممکن نیست. بنادر جنوب بطور کامل بصورت فیزیکی بسته شده و از حالت تحریم گذشته که امکان دور زدن آن به هر طریقی فراهم باشد، ذخایر استراتژیک کشور با چند برابر شدن تعداد خودروها و میزان قاچاق امکان تاب آوری طولانی مدت خود را از دست داده و در نهایت بدلیل محدودیتهای بیشتر ارزی امکان تامین مالی بنزین نیز از دست رفته استبه فرض تهاتر نیز بنادر شمالی کشور برای واردات سوخت بسیار کم ظرفیت هستند و نباید فراموش کنیم روسیه بعنوان یک تامین کننده مطرح، خود در کمبود بنزین می سوزد و صادرات را تا اطلاع ثانوی ممنوع کرده استدر بین کشورهای همسایه تنها کشوری که امکان ترانزیت بنزین را دارد عراق است و انتقال ۱۵ میلیون لیتر بنزین مورد نیاز به ۴۵۰ تا ۷۵۰ کامیون سوخت رسان در روز نیاز دارد که خود به معنی خوابیدن حمل و نقل صنعتی کشور است! نرخ بنزین در بقیه کشورهای همسایه هم اساسا آنها را از فهرست بررسی خارج می کند!با این اوصاف بطور قطع به یقین می توان نتیجه گرفت که در شرایط بحران کنونی هیچ راهی جز دست گذاشتن در سمت مصرف باقی نمانده است. ما مانده ایم و این سوگولی های تولید یا مونتاژ ملی که بحمدالله بدون کوچکترین خدشه ای به تولید و فروش خود همین امروز هم ادامه می دهند!در بین پیشنهادات موجود که در دقیقه ۹۰ مطرح شده به نظر می آید برخی از آنها بیشتر جنبه شوخی دارد و اساسا به این جهت مطرح شده که رد شود! فروش بنزین با نرخ یارانه ای تا زمان تمام شدنش و عرضه بنزین بلافاصله پس از آن با نرخ ۸۷.۲۰۰ تومان از همین دست است که مخاطب را بیاد "صندلی بازی" در زمان کودکی می اندازد که به محض توقف صدای موزیک، حضار رقصان همه می نشستند و یک نفر از صندلی بی نصیب می ماند و می سوخت!آنچه در این بین با یقین می توان گفت این است که با مطالعه همه عوامل و آمار موجود، کِش آمدن معضل بنزین فقط تا یک ماه دیگر امکان پذیر است نه حتی یک روز بیشتر!#بنزین─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 @sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت