🔵توافق بعدی با ایران چه درسهایی میتواند از توافق موقت سال ۲۰۱۳ بگیرد؟✍️ریچارد نفیو | مؤسسه واشنگت…
انتشار: 2026/08/17 17:24 UTCدریافت: 2026/08/17 20:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 20:54 UTC
🔵توافق بعدی با ایران چه درسهایی میتواند از توافق موقت سال ۲۰۱۳ بگیرد؟✍️ریچارد نفیو | مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک پس از انصراف ترامپ از حملهای گسترده علیه ایران، تلاشها برای توافقی تازه و حل مسئله تنگه هرمز افزایش یافته است. تهران میگوید تا زمانی که آمریکا به تفاهمنامه ژوئن بازنگردد، محدودیتهای تجارت و تحریمهای نفتی را کاهش ندهد، تنگه را باز نخواهد کرد. نفیو معتقد است توافق بعدی باید فقط بر دو هدف فوری متمرکز باشد: بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به تصویری دقیقتر از برنامه هستهای ایران. از نگاه او، دولت ترامپ باید بررسی کند چرا تفاهمنامه ورسای شکست خورد. مشکل اصلی، زبان مبهم و دامنه بسیار گسترده آن بود؛ از پایان جنگ لبنان و بازگشایی هرمز تا رفع محاصره، بازسازی ایران، برنامه هستهای و تحریمها. نفیو الگوی مناسبتر را «برنامه اقدام مشترک» یا JPOA سال ۲۰۱۳ میداند. آن توافق محدود و ششماهه بود و قرار نبود همه اختلافات هستهای و تحریمی را حل کند؛ هدفش کاهش تنش و خرید زمان برای مذاکرات بعدی بود. به گفته او، یکی از مشکلات تفاهمنامه ورسای فاصله میان متن توافق و توضیحات عمومی واشنگتن بود. آمریکا مدعی شد ایران امتیازات مهم هستهای داده و با بازرسی کامل آژانس موافقت کرده است، در حالی که متن توافق چنین تعهداتی نداشت و تهران نیز این برداشت را رد کرد. در مقابل، JPOA دقیقاً مشخص کرده بود ایران چگونه بخشهایی از برنامه هستهای را متوقف یا معکوس کند، با آژانس همکاری کند و ذخایر اورانیوم با غنای بالا را رقیق سازد. تفاهمنامه ورسای در حوزه تحریمها نیز بسیار گسترده بود. آمریکا متعهد شده بود معافیت وسیعی برای صادرات نفت ایران صادر کند و میلیاردها دلار دارایی محدودشده را آزاد کند. اما پیامهای متناقض واشنگتن باعث شد تهران برخی تأخیرها را نشانه بدعهدی یا حتی تله تلقی کند. در JPOA، امتیازات تحریمی محدودتر و روشنتر بود. آمریکا کانال مالی تجارت بشردوستانه ایجاد کرد و ایران ماهانه حدود ۷۰۰ میلیون دلار از درآمدهای نفتی مسدودشده خود را دریافت میکرد. نفیو میگوید همین شفافیت باعث شد اختلافات اجرایی بیشتر فنی تلقی شوند تا نقض سیاسی توافق. او همچنین بر مدیریت انتظارات تأکید میکند. دولت ترامپ پیش از نهاییشدن تفاهمنامه وعده داده بود ایران مواد غنیشده را خارج کند، زیرساخت غنیسازی را برچیند، تولید موشک را محدود کند و حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف سازد؛ اما متن نهایی تقریباً هیچیک از این تعهدات را شامل نمیشد. به باور نفیو، اگر مذاکرات مستقیم دوباره آغاز شود، تمرکز باید بر عامل فوری بحران، یعنی جنگ و بستهشدن آبراههای بینالمللی، و در کنار آن کاهش احتمال یک بحران هستهای تازه باشد. واردکردن موضوع برنامه موشکی و پهپادی ایران احتمالاً مذاکرات را از مسیر اصلی خارج میکند. در مقابل، دستیابی به سطحی محدود از شفافیت هستهای واقعبینانهتر است، زیرا آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازوکار لازم برای بازرسی را دارد. نفیو میگوید آمریکا ظاهراً تصویر دقیقی از تعداد، محل و فعالیت سانتریفیوژهای ایران ندارد. دومین ضرورت، تنظیم دقیق و مرحلهبندیشده توافق است. اعتماد میان ایران و آمریکا کمتر از سال ۲۰۱۳ است؛ بنابراین تعهدات باید روشن باشند و لزومی ندارد همه اقدامات دو طرف همزمان اجرا شوند. دو طرف میتوانند ابتدا اقدامات فوری مربوط به تنگه هرمز را مشخص کنند و برای تعهدات بعدی جدول زمانی جداگانهای در نظر بگیرند. هر مرحله نیز باید به شکلی نوشته شود که امکان برداشتهای متضاد به حداقل برسد. سومین نکته، مدیریت پیامهای عمومی است. نفیو معتقد است پیامرسانی دو طرف باید به حفظ آتشبس و بازگشایی مسیرهای دریایی محدود شود و از وعدههایی بزرگتر از متن توافق پرهیز شود. او همچنین پیشنهاد میکند سازوکار جلوگیری از برخورد نظامی میان سنتکام و سپاه فعال شود. از سوی دیگر، درآمدهای نفتی محدودشده ایران میتواند در حسابی امانی قرار گیرد و تا زمانی که عبور کشتیها ادامه دارد، بخشی از آن برای اهداف بشردوستانه در اختیار تهران قرار گیرد؛ مدیریت حساب نیز میتواند به کشوری مانند پاکستان سپرده شود. در مجموع، نفیو توافق جامع میان ایران و آمریکا را در شرایط فعلی واقعبینانه نمیداند. از نظر او، توافقی کوچک، روشن و مرحله بندی شده که آتشبس را حفظ کند، تنگه هرمز را بازگشاید و حداقلی از شفافیت هستهای ایجاد کند، شانس بیشتری برای دوام دارد. هدف فوری چنین توافقی نباید حل همه اختلافات ایران و آمریکا باشد؛ بلکه باید جلوگیری از جنگی دیگر و ایجاد فضای لازم برای ادامه مذاکرات باشد./فوکوس─┅─═ ⚙️ ═─┅─🆔 @sanatir 🌐کانال #مدیرانصنعت
