شخصیت بسیار برجستهٔ روشنفکرانه و اخلاقی کانت خاری در چشم مقلدان بی اهمیت و غیر خلاق او بود. فیشته و بعد ها هگل، تلاش کردند با معرفی کانت به عنوان پیشاهنگ خویش، مشکل خود را حل کنند، ولی کانت نه تنها پیشاهنگ مکتب رمانتیسم نبود، بلکه از مخالفان آن بود. کانت آخرین فیلسوف بزرگ از جنبشی است که خود را جنبش روشنگری می نامد، او در مقاله ای جالب تحت روشنگری چیست؟ می نویسد روشنگری یعنی خروج انسان از قیمومیت خود کرده، و قیمومت یعنی اینکه انسان نتواند بدون هدایت و راهنمایی فرد دیگری خرد خویش را به کار گیرد. از منظر کانت،خود رهایی از راه کسب دانش، ایده اساسی و محوری جنبش روشنگری است. هر چند کانت خود رهایی از راه کسب دانش را یکی از مهمترین وظایف زندگی خویش میدانست. و هر چند معتقد بود که هر انسانی دارای چنین وظیفه ای است مگر این که دارای عقل لازم برای انجام دادن این کار نباشد، اما از این که معنای زندگی را فقط و عمدتاً در وظیفه ای عقلانی ( روشنگرانه )، یعنی خودرهایی انسان از راه کسب دانش، خلاصه کند فرسنگها فاصله داشت. كانت برای نقد خرد ناب، یا برای پی بردن به این که انسان موجودی صرفاً عقلانی نیست، و دانش عقلا کسب شده هرگز نمی تواند عالی ترین و الاترین ارزش و معیار زندگی برای او باشد، هیچ نیازی به رمانتیست ها نداشت. او کثرت گرا بود. کانت فیلسوفی بود که در راه اهدافی متعدد و گوناگون و انسانی، و در نتیجه در راه جامعه ای کثرت گرا یا نظام اجتماعی باز وبا پیروی از این شعار مبارزه می کرد : جرئت کن که آزاد باشی، و به آزادی و تفاوتها و اختلاف های خود با دیگران توجه کن : زیرا شرف و حیثیت انسان در آزادی و استقلال اوست، باوجود این، به عقیده کانت، تربیت عقلانی ( روشنگرانه )، یعنی خودرهایی انسان از راه کسب دانش، از نظر فلسفی، وظیفهای ضروری است، وظیفهای که تمام انسانها را، در هر جایی که باشند، فورا به عمل فرا می خواند. زیرا به نظر كانت ما فقط از راه کسب دانش می توانیم ذهن خود را از بندگی ایده های غلط ، پیشداوری و بت پرستی ها رها سازیم. و هر چند مفهوم زندگی ما مطمئنا تنها در وظیفه خودرهایی خلاصه نمی شود،خود رهایی ما قطعاً می تواند در معنا دادن به زندگیمان نقشی اساسی داشته باشد.♦️انجمن ادبی سار♦️🔷مارادنبال کنید🔷@saranjoman«میدانم که هیچ نمیدانم»، صص ۱۰۲-۱۰۱#کارل_پوپر