وقتی غزل سکوت مرا جار می زند حتی قلم به حال دلم زار می زند جانم به تنگ آمده از این حصار تن قلبم درو…
انتشار: 2026/08/09 11:57 UTCدریافت: 2026/08/09 14:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 14:55 UTC
وقتی غزل سکوت مرا جار می زند حتی قلم به حال دلم زار می زند جانم به تنگ آمده از این حصار تن قلبم درون سینه به ناچار می زند حالم شبیه بغض گلو گیر «سایه» است «لطفی» نشسته در غم من تار می زند بیچاره من که بوسه ز ساغر گرفته امخوشبخت او که بوسه به رخسار می زند عمرم تمام گشت و رخم زرد و مو سپید درحیرتم که او دَم از ایثار می زند می آید آه بعد من اما چه فایده ؟عکسی ز من به سینه دیوار می زندقاسم_مطهری_راد
