سعدی » مواعظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۳۷ صاحبا، عمر عزیز است غنیمت دانشگوی خیری که توانی ببر از میدان…
انتشار: 2026/07/05 04:38 UTC
سعدی » مواعظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۳۷ صاحبا، عمر عزیز است غنیمت دانشگوی خیری که توانی ببر از میدانشچیست دوران ریاست که فلک با همه قدرحاصل آن است که دایم نبود دورانشآن خدای است تعالی، مَلکَ المُلکِ قدیمکه تغیّر نکند مُلکت جاویدانشجای گریهست بر این عمر که چون غنچهٔ گلپنج روز است بقای دهن خندانشدهنی شیر به کودک ندهد مادر دهرکه دگرباره به خون در نبرد دندانشمقبل امروز کند داروی درد دل ریشکه پس از مرگ میسر نشود درمانشهر که دانه نفشانَد به زمستان در خاکناامیدی بود از دخل به تابستانشگر عمارت کنی از بهر نشستن شایدور نه از بهر گذشتن مکن آبادانشدست در دامن مردان زن و اندیشه مدارهر که با نوح نشیند چه غم از طوفانشمعرفت داری و سرمایهٔ بازرگانیچه بِه از دولت باقی بده و بستانشدولتت باد و گر از رویحقیقت پرسیدولت آن است که محمود بود پایانشخوی سعدیست نصیحت چه کند گر نکندمُشک دارد نتوانَد که کند پنهانش 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani سلام و درورها دوستان عزیزصبحتـــون باطراوتروزگرم زمستونیتون خنک و دلچسب۱۴ تیر ماه براهالی قلم مبارک و فرخنده باد🖤