سنایی » دیوان اشعار » غزلیات »شمارهٔ ۷۸ اندر دل من عشق تو چون نور یقینستبر دیدهٔ من نام تو چون نق…
انتشار: 2026/08/02 08:05 UTCدریافت: 2026/08/07 01:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 01:50 UTC
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات »شمارهٔ ۷۸ اندر دل من عشق تو چون نور یقینستبر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگینستدر طبع من و همت من تا به قیامتمهر تو چو جانست و وفای تو چو دینستتو بازپسین یار منی و غم عشقتجان تو که همراه دم بازپسینستگویی ببر از صحبت نااهل بر مناز جان ببرم گر همه مقصود تو اینستآن را غرض صحبت دیدار تو باشداو را چه غم تاش و چه پروای تکینستامید وصال تو مرا عمر بیفزودخود وصل چه چیزست که امید چنینستگفتم که ترا بنده نباشد چو سنایینوک مژه بر هم زد یعنی که همینست🎤دکلمه های عندلیب@satkani