رهی معیری » غزلها - جلد چهارم »ساغر خورشید زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنندرهزنان قافله را در…
انتشار: 2026/08/03 08:14 UTCدریافت: 2026/08/13 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:30 UTC
رهی معیری » غزلها - جلد چهارم »ساغر خورشید زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنندرهزنان قافله را در شب مهتاب زنندشکوهای نیست ز طوفان حوادث ما رادل به دریازدگان خنده به سیلاب زنندجرعهنوشان تو ای شاهد عِلوی چون صبحباده از ساغر خورشید جهانتاب زنندخاکساران ترا خانه بود بر سر اشکخس و خاشاک سراپرده به گرداب زنندگفتم: از بهر چه پویی ره میخانه رهیگفت: آنجاست که بر آتش غم آب زنند🎤دکلمه های عندلیب@satkani