تقریبا ۸۵ سال قبل در چنین روزهایی ، "تاگور" ملقب به Gurudev (پیشوای الهی) شاعر ، فیلسوف و یکی از بزرگترین چهرههای فرهنگی تاریخ جهان ، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.- او نخستین آسیایی است که برنده نوبل ادبیات شد. تاگور تنها انسانی است که سرود ملی ۲ کشور (هند، بنگلادش) از اشعار او انتخاب شد. سرود ملی سریلانکا نیز با الهام از مکتب فکری اوست.- تاگور و ایرانتاگور شیفته فرهنگ غنی ایران بود، دولت ایران با اطلاع از این ماجرا در سال ۱۳۱۱ این چهره عظیم جهان را بعنوان مهمان ویژه رضاشاه به ایران دعوت کرد این رویداد موجب پیوند عاطفی مردم دو کشور شد، جشن تولد ۷۱ سالگی تاگور در ایران با حضور بزرگان ادب و هنر برپا شد، وی در بیانات خود اعلام کرد یک ایرانی است و اجدادش متعلق به ایران هستند. تاگور ضد استعمار و حامی بزرگ گاندی و استقلال هند بود؛ او لقب مهاتما (روح بزرگ) را بعنوان لقب ملی و جهانی گاندی تثبیت کرد، گاندی در تنگناهای ناامیدی، به نزد تاگور میرفت و چند روزی را در خانه او میماند تا برای ادامه مبارزه سیاسی تجدید قوای فکری و روحی کند. #کافه_ققنوس
تو نیستی این باران چه بیهوده میبارد چرا که با هم خیس نخواهیم شد این رود چه بیهوده میخروشد چرا که بر کرانهاش نخواهیم نشست این راه چه بیهوده میرود به دوردست چرا که با هم نخواهیم پیمودش چه بیهوده است دلتنگی از دوری چنان دوریم که حتا با هم نخواهیم گریست...✍🏻 #عزیز_نسین#کافه_ققنوس
در تاریخ ایران، بعضی نامها آنقدر با شکوه و افسانه آمیختهاند که تشخیص واقعیت از روایت دشوار میشود.سورنا یکی از آنهاست؛ سرداری اشکانی که در قرن نخست پیش از میلاد، در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای جهان ایستاد: روم.او از خاندان بزرگ سورن بود؛ یکی از خاندانهای نیرومند اشکانی. منابع تاریخی، سورنا را مردی جوان، ثروتمند و بانفوذ توصیف کردهاند؛ سرداری که بهرغم سن کم، فرماندهی یکی از مهمترین سپاههای ایران را بر عهده داشت.اما نام او بیش از هر چیز با یک نبرد گره خورده است:نبرد حران، سال ۵۳ پیش از میلاد.مارکوس کراسوس، سردار و سیاستمدار رومی، با سپاهی بزرگ وارد میانرودان شد. هدفش گسترش قلمرو روم و دستیابی به ثروت سرزمینهای شرقی بود.اما در حران، سورنا انتظارش را میکشید.سپاه ایران از نظر تعداد، بسیار کمتر از نیروهای روم بود؛ اما سورنا بهجای رویارویی مستقیم، از سرعت و تحرک سوارهنظام اشکانی استفاده کرد.کمانداران سوار، مدام نزدیک میشدند، تیر میانداختند و عقب مینشستند.رومیها نمیتوانستند به آنها برسند.و بعد، یکی از مشهورترین تاکتیکهای نظامی تاریخ ایران اجرا شد:تیراندازی هنگام عقبنشینی.سوارهنظام اشکانی در حال فرار به نظر میرسید، اما از پشت سر تیر میانداخت.رومیها هرچه بیشتر پیش میرفتند، بیشتر در دام گرفتار میشدند.در نهایت، سپاه کراسوس فروپاشید و خود او نیز کشته شد.شکست روم چنان سنگین بود که حران به یکی از بزرگترین شکستهای نظامی جمهوری روم تبدیل شد.اما شاید عجیبترین بخش داستان، سرنوشت خود سورنا باشد.سورنا پس از این پیروزی بزرگ، برخلاف انتظار، قربانی سیاست داخلی شد.او بهدستور اُرُد دوم، شاه اشکانی کشته شد؛ روایتی که نشان میدهد در جهان قدرت، گاهی پیروزی در میدان جنگ میتواند برای صاحبش خطرناکتر از شکست باشد.سورنا تنها حدود سی سال داشت.سرداری جوان که توانست یکی از قدرتمندترین سپاهیان جهان باستان را شکست دهد؛ اما نتوانست از بازی پیچیده قدرت در دربار اشکانی جان سالم به در ببرد.شاید تراژدی سورنا همین باشد:مردی که روم را شکست داد، اما در خانهی خود شکست خورد.و قرنها بعد، نامش هنوز باقی مانده است؛ نه فقط بهعنوان یک سردار، بلکه بهعنوان یکی از نمادهای توان نظامی ایران در برابر روم. #کافه_ققنوس