#کتابخوانیسه شنبهها با موری(مردپیر...مرد جوان و بزرگترین درس زندگی) میچ البوم، ترجمه: ماندانا قهر…
انتشار: 2026/08/17 11:35 UTCدریافت: 2026/08/18 02:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 02:30 UTC
#کتابخوانیسه شنبهها با موری(مردپیر...مرد جوان و بزرگترین درس زندگی) میچ البوم، ترجمه: ماندانا قهرمانلو، نشر قطره، چاپ بیست و هفتم1397موضوع کتاب، داستانِ نویسندهی کتاب«میچ»(میچل) با استادِ خودش است که به بیماری کُشندهای دچار شدهاست و چندماه بیشتر فرصت زندگی ندارد. بیماری او سایش و فرسایش استخوان(MSL) است که هر روز نحیفتر و بیدست و پا تَرش میسازد. راوی، در چند جلسه با او دربارهی مسائل مهم زندگی به گفت و گو میپردازد. در ضمن، با نوعی بازگشت به گذشته، خاطرهها و ماجراهای دیگری نیز باز گفته میشود. سرانجام، استاد که«موری» نام دارد میمیرد. گزیدههایی از کتاب:فرهنگ و سُنّتِ حاکم بر ما این دید را به مردم القا میکند که احساسِ خوبی نسبت به خودشان داشته باشند و تو باید خیلی قوی باشی که بتوانی بگویی: اگر سُنّت برایت کاربُرد ندارد، ولش کن! (ص75)خیلیها با زندگی عاری از مفهوم، به این طرف و آن طرف میروند. انگار در عالَمِ بین خواب و بیداری سیر میکنند، حتی زمانهایی که به زَعمِ خود، مشغولِ انجامِ کارهای بزرگی هستند. این به آن دلیل است که آنها راهشان را اشتباه انتخاب کردهاند. آنچه که میتواند به زندگی تو معنی و مفهوم بدهد، وَقفِ خودت در راهِ دوست داشتن و عشق به دیگران است. وقفِ خودت به جمعیتِ اطراف، و وقفِ خودت به خَلقِ پدیدههایی که به تو انگیزه و مفهوم بدهد. (ص76)مهمترین چیز در زندگی این است که یاد بگیریم: یک، چگونه امواج ِعشق را بیرون بفرستیم؛ و دو، چگونه امواج عشق را پذیرا باشیم.پذیرای امواجِ عشق باشیم. ما فکر میکنیم استحقاق و ظرفیتِ عشق را نداریم. فکر میکنم اگر اجازه دهیم عشق در ما نفوذ کند، خیلی حسّاس و مهربان خواهیم شد. اما خردمندی به نام«لِوین» چه خوب این مطلب را گفته که: عشق، تنها عملِ عقلانی(منطقی) است. (ص86)من هر روز از این پنجره به بیرون نگاه میکنم. متوجه تغییراتِ درختان میشوم و قدرتِ وَزشِ باد. درست مانند این است که من گذرِ زمان را از میان شیشههای پنجره میبینم. از آنجا که میدانم دیگر تقریباً زمانِ من سپری شده، به سَمتِ طبیعت کشیده شدهام، طوری که برای اولین بار دارم آن را میبینم. (صص123-124)یا عاشقِ یکدیگر باشید یا بمیرید! قشنگ است ،نه؟ و حقیقتِ مَحض است. بدونِ عشق، ما پرندههای شکسته بالیم.(ص133)وقتی سِنِّ تو بالا میرود چیزهای بیشتری یاد میگیری. اگر تو همیشه در سِنِّ بیست و دوسالگی بمانی، همیشه به همان خامی و جهالتِ بیست و دوسالگی هستی. پیری، صرفاً فرسودگی نیست؛ پیری، رشد و بزرگی است. مثبتهای آن، حتی از مثبتهای مقولهی مرگ نیز بیشتر است، زیرا تو به این ادراک میرسی که میخواهی بمیری، درنتیجه، زندگی بهتری را زندگی خواهی کرد. اگر تو معنا و مفهومی در زندگیات پیدا کنی، هرگز نمیخواهی به گذشته برگردی. دلت میخواهد پیش بروی. دلت میخواهد بیشتر ببینی، کارهای بیشتری انجام دهی. (صص166-167)نوعی شُست و شوی مغزی در کشور ما وجود داشته و دارد. یک چیز را بارها تکرار میکنند؛ کاری که مدام در اینکشور انجام میدهیم. (ص174)اگر تو داری تلاش میکنی قابلیتهایت را به رخِ بالادستی های خودت بکشی، این کار را کُلّا کنار بگذار؛ چون به هرحال، آنها تو را از بالا نگاه خواهند کرد.اگر هم داری تلاش میکنی قابلیتهایت را به رخِ پاییندستیهای خودت بکشی، این کار را هم کُلّا کنار بگذار؛ چون آنها فقط به تو حسادت خواهند ورزید. موقعیتِ اجتماعی، جایی برای تو باز نخواهد کرد. فقط قلبِ گشودهی تو میتواند این امکان را برایت فراهم بیاورد که درمیانِ تک تکِ افراد غوطهور شوی و میانِ آن، جایی برای خودت باز کنی. (ص189)اینکه چگونه فکر کنیم، ارزشگذاریهایمان در زندگی چیست؟ باید خودت انتخاب کنی. نمیتوانی به هرکسی یا به هرجامعهای اجازه بدهی که ارزشها و افکار تو را تعیین کنند. (ص213)هرجامعهای مشکلات خاص خودش را دارد، فکر میکنم فرار راهش نیست. تو باید آن قدر کار کنی که فرهنگِ خودت را خَلق کنی.(ص214)روی خانوادهی بشری سرمایهگذاری معنو ی کن. جامعهی کوچکی تشکیل بده از آنهایی که دوستشان داری و آنها هم تو را دوست دارند. (ص215)پیش از مرگ، خودت را ببخش، سپس دیگران را هم.(ص225)🆔 @Sayehsokhan



