❎ تمرین های روزانه در CBT📘 کتاب :آموزش درمان شناختی-رفتاری برای درمانگران مبتدی 📌نوشته دکتر عباس شف…
انتشار: 2026/08/14 14:11 UTCدریافت: 2026/08/17 15:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 15:47 UTC
پستهای تلگرام — آکادمی طرحواره درمانی ایران با مدیریت دکتر عباس شفیعی
در طرحوارهدرمانی، هدف این نیست که شما تبدیل به آدم بیمسئولیتی شوید.قرار نیست از این طرف بام بیفتید و بگویید:«پس دیگر هیچ کاری برای هیچکس نمیکنم!»هدف، ایجاد مرز سالم است.یعنی بتوانید بگویید:«من مسئول احساسات خودم هستم؛ تو مسئول احساسات خودت.»«میتوانم کمکت کنم، اما وظیفه ندارم زندگیات را نجات بدهم.»«میتوانم دوستت داشته باشم، بدون اینکه نیازهای خودم را نابود کنم.»«میتوانم نه بگویم و همچنان آدم خوبی باشم.»و شاید مهمتر از همه:«لازم نیست همیشه قوی باشم تا ارزشمند باشم.»یک تمرین ساده:دفعه بعد که احساس کردید باید مشکلی را برای کسی حل کنید، سه سؤال از خودتان بپرسید:۱. آیا واقعاً مسئولیت من است؟۲. اگر این کار را انجام ندهم، دقیقاً از چه چیزی میترسم؟۳. آیا دارم از روی محبت کمک میکنم یا از روی ترس، گناه و احساس اجبار؟پاسخ سؤال سوم گاهی چیزهای زیادی را آشکار میکند.و اگر همیشه آدمی بودهاید که:«همه روی شما حساب میکنند…»اما خودتان بهندرت روی کسی حساب میکنید؛اگر همیشه قوی بودهاید…اما در خلوت احساس خستگی میکنید؛اگر همه را نجات میدهید…اما خودتان نمیدانید چه کسی قرار است شما را نجات دهد؛شاید لازم باشد یک سؤال عمیقتر از خودتان بپرسید:«آیا واقعاً آدم بسیار مسئولیتپذیری هستم، یا کودکی هستم که هنوز میترسد اگر همهچیز را کنترل نکند، اتفاق بدی بیفتد؟»این دو، از بیرون ممکن است شبیه هم به نظر برسند؛اما از درون، دو دنیای کاملاً متفاوتاند.🌱 در طرحوارهدرمانی، قرار نیست کودکِ مسئولِ دیروز را سرزنش کنیم.قرار است به او یاد بدهیم:«دیگر لازم نیست بار همه را روی دوشت حمل کنی.»تو هم حق داری نیاز داشته باشی.حق داری کمک بخواهی.حق داری خسته باشی.حق داری نه بگویی.و مهمتر از همه:حق داری فقط فرزند باشی؛ نه والدِ والدینت.اگر این متن برایتان آشنا بود، آن را برای کسی بفرستید که همیشه میگوید:«من خودم از پسش برمیام…»شاید پشت این جمله، داستانی باشد که سالها کسی آن را نپرسیده است.#طرحواره_درمانی#والدین_نابالغ_عاطفی#والدشدگی#ایثار#مرزهای_سالم#روانشناسی#روابط_عاطفی#خودشناسیدکتر عباس شفیعیآکادمی طرحوارهدرمانی ایران
چرا بعضی فرزندانِ والدین نابالغ عاطفی، بیش از حد مسئولیتپذیر میشوند؟گاهی پشتِ یک آدم بسیار قوی، بسیار قابلاعتماد و همیشه مسئول…یک کودک خسته وجود دارد.کودکی که خیلی زود فهمید:«اگر من حواسم نباشد، شاید هیچکس حواسش نباشد.»والدین نابالغ عاطفی الزاماً والدین بد یا بیمحبت نیستند.ممکن است فرزندشان را دوست داشته باشند، برایش زحمت بکشند و حتی از نظر مالی بسیار مسئولیتپذیر باشند؛ اما در تنظیم هیجان، حل تعارض، پذیرش مسئولیت روانی و ایجاد امنیت عاطفی برای کودک، خودشان هنوز ناپخته باشند.در چنین خانوادهای گاهی اتفاق عجیبی میافتد:کودک، به جای اینکه فقط «کودک» باشد، تبدیل میشود به آدمی که باید مراقب همه باشد.مثلاً:«مامان ناراحته؛ من نباید ناراحتش کنم.»«بابا عصبانیه؛ بهتره سکوت کنم.»«اگر من اشتباه کنم، اوضاع بدتر میشه.»«باید مراقب خواهر و برادرم باشم.»«نباید دردسر درست کنم.»«باید بچهٔ خوبی باشم.»«باید همیشه قوی باشم.»«نباید نیاز زیادی داشته باشم.»و کمکم کودک یاد میگیرد که ارزشمندی خودش را نه از «بودن»، بلکه از مفید بودن بگیرد.اینجا یک اتفاق مهم در طرحوارهدرمانی رخ میدهد:کودک ممکن است تجربه کند که نیازهای خودش جایی در خانواده ندارند.پس به جای اینکه بپرسد:«من چه احساسی دارم؟»مدام میپرسد:«دیگران الان چه چیزی نیاز دارند؟»به جای:«من خستهام.»میگوید:«باید کارم را تمام کنم.»به جای:«من ناراحتم.»میگوید:«اشکالی نیست، درست میشود.»به جای:«کمک میخواهم.»میگوید:«خودم از پسش برمیآیم.»و این جمله آخر ممکن است در بزرگسالی تبدیل شود به یکی از خطرناکترین جملات زندگی او:«من خودم از پسش برمیام.»نه به این دلیل که ضعیف است؛بلکه چون سالها پیش یاد گرفته بود حق ندارد نیازمند باشد.یکی از طرحوارههای مهم در این افراد: «ایثار»فرد بیش از اندازه به نیازهای دیگران توجه میکند و نیازهای خودش را عقب میاندازد.برای مثال:همه میتوانند روی او حساب کنند؛اما خودش بهسختی میتواند روی دیگران حساب کند.همه درد دلشان را با او میکنند؛اما خودش کسی را ندارد که نزد او آسیبپذیر باشد.برای همه وقت دارد؛اما برای خودش همیشه «بعداً» وجود دارد.به دیگران نه گفتن برایش سخت است؛اما به خودش نه گفتن بسیار آسان است.اما همیشه فقط «ایثار» نیست.گاهی طرحوارههای دیگری هم در این چرخه وارد میشوند.«معیارهای سختگیرانه»کودک یاد میگیرد:«باید همیشه درست عمل کنم.»نباید اشتباه کند.نباید شکست بخورد.نباید ضعیف باشد.نباید کسی را ناامید کند.و در بزرگسالی تبدیل میشود به فردی که حتی وقتی بیمار، خسته یا فرسوده است، باز هم احساس میکند:«باید ادامه بدهم.»«محرومیت هیجانی»گاهی کودک از والدش آن امنیت، همدلی، حمایت و درک هیجانی مورد نیازش را دریافت نکرده است.در نتیجه در بزرگسالی ممکن است به آدمی تبدیل شود که:برای همه تکیهگاه است، اما خودش بلد نیست تکیه کند.و گاهی «اطاعت»کودک یاد گرفته است:«اگر مخالفت کنم، دعوا میشود.»«اگر نیازم را بگویم، ناراحت میشوند.»«اگر نه بگویم، دوستداشتنی نیستم.»پس برای حفظ رابطه، خودش را عقب میکشد.اما یک سؤال مهم:چرا این افراد در بزرگسالی هم دست از مسئولیتپذیری افراطی برنمیدارند؟چون این رفتار زمانی برایشان یک راه بقا بوده است.کودک نمیتواند به والدش بگوید:«تو از نظر هیجانی بالغ نیستی.»نمیتواند بگوید:«این مسئولیت توست، نه من.»نمیتواند از خانه خارج شود.نمیتواند والدش را تغییر دهد.بنابراین ذهن کودک راه دیگری پیدا میکند:«پس من خودم باید همهچیز را کنترل کنم.»و اینجاست که یک کودکِ مضطرب، میتواند به یک بزرگسالِ فوقالعاده مسئول تبدیل شود.چنین فردی ممکن است در بزرگسالی:🔹 همیشه جواب تلفن دیگران را بدهد.🔹 مشکلات همه را حل کند.🔹 در رابطه عاطفی بیش از سهم خودش تلاش کند.🔹 احساس کند اگر چند ساعت پاسخ ندهد، اتفاق بدی افتاده است.🔹 بهسختی کمک بخواهد.🔹 از نه گفتن احساس گناه کند.🔹 در محل کار مسئولیتهایی را بپذیرد که وظیفهاش نیست.🔹 وقتی کسی ناراحت است، فوراً خودش را مسئول آرام کردن او بداند.🔹 حتی هنگام استراحت احساس گناه کند.🔹 و از همه عجیبتر:وقتی دیگران از او مراقبت میکنند، احساس ناراحتی یا معذب بودن داشته باشد.چرا؟چون نقش او در ذهنش سالهاست مشخص شده:«من کسی هستم که از دیگران مراقبت میکند؛ نه کسی که از او مراقبت میکنند.»یکی از نشانههای مهم:اگر وقتی کسی مشکلی دارد، اولین فکر شما این است:«من باید درستش کنم.»قبل از اینکه حتی از خودتان بپرسید:«آیا واقعاً مسئولیت من است؟»شاید بد نباشد کمی مکث کنید.چون:همدلی با مسئولیتپذیری افراطی فرق دارد.کمک کردن با نجات دادن فرق دارد.محبت کردن با خودفراموشی فرق دارد.مسئول بودن با مسئول همهچیز بودن فرق دارد.
❎ ویژگیهای پارتنر نامناسب ✅ آکادمی طرحواره درمانی ایران با مدیریت دکتر عباس شفیعی