جلد دوم کتاب مغز در مواجهه با پورنوگرافی ☑️ Science Magazine ➖➖➖➖➖➖➖
انتشار: 2026/08/19 13:35 UTCدریافت: 2026/08/20 17:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 17:40 UTC
جلد دوم کتاب مغز در مواجهه با پورنوگرافی ☑️ Science Magazine ➖➖➖➖➖➖➖
پستهای تلگرام — Science Magazine
یکی از عجیبترین توهمهای علوم شناختی که هر بار تعریفش میکنم آدم شوکه میشه: توهم «دست لاستیکی» (Rubber Hand Illusion) 🖐️بوتوینیک و کوهن، توی مقالهی معروفشون در Nature (۱۹۹۸)، یه آزمایش خیلی ساده طراحی کردن: یه دست لاستیکی مصنوعی روی میز جلوی فرد میذارن، و دست واقعی فرد رو پشت یه پرده مخفی میکنن (فرد نمیتونه دست واقعیش رو ببینه). بعد همزمان، هم دست لاستیکی و هم دست واقعیِ مخفیشده رو با یه قلممو نوازش میکنن؛ دقیقاً همزمان و با همون ریتم.بعد از چند دقیقه، اتفاق عجیبی میافته: مغز فرد شروع میکنه به این باور که دست لاستیکی، واقعاً بخشی از بدنشه! افراد گزارش میدن که حس نوازش رو انگار از همون دست لاستیکی حس میکنن، نه از دست واقعی خودشون. حتی وقتی از افراد میخوان چشماشون رو ببندن و انگشت دست واقعیشون رو نشون بدن، معمولاً بهسمت دست لاستیکی اشاره میکنن (پدیدهای به اسم «رانش حس عمقی» یا proprioceptive drift).نکتهی هولناکتر ماجرا اینه که اگه بعد از شکلگیری این توهم، یهو با یه چکش یا چاقو به دست لاستیکی ضربه بزنن یا تهدیدش کنن، مغز فرد واقعاً واکنش ترس و استرس فیزیولوژیک نشون میده (افزایش هدایت پوستی، عرقکردن کف دست) درست مثل اینکه دست واقعی خودش در خطر باشه؛ با اینکه کاملاً میدونه اون یه تیکه پلاستیکه!این آزمایش نشون میده «حس مالکیت بدن» یه چیز ثابت و از پیشتعیینشده نیست، بلکه مغز دائم داره از روی هماهنگی حس بینایی و لامسه، یه مدل زنده از بدن میسازه؛ و این مدل رو میشه بهسادگی گول زد.منبع: Botvinick, M., & Cohen, J. (1998). "Rubber hands 'feel' touch that eyes see." Nature, 391(6669), 756.🆔 @science_magazine
🧬 یه خبر مهم از دنیای درمان سرطانمدرنا و مرک اعلام کردن واکسن سرطان mRNA شون تو فاز ۳ کارآزمایی بالینی جواب داده - این اولین باره یه واکسن سرطان mRNA تو این مرحله موفق میشه.اسمش intismeran autogene هست و ماجرا اینجوریه: بعد از اینکه تومور ملانومای پرخطر بیمار رو جراحی برمیدارن، از بافت تومور خودش نمونهبرداری میکنن و جهشهای ژنتیکی اختصاصی همون سرطان رو شناسایی میکنن. بعد یه واکسن mRNA کاملا شخصیسازیشده براساس همون جهشها میسازن که سیستم ایمنی بدن رو آموزش میده این سلولای سرطانی خاص رو بشناسه و اگه برگشتن نابودشون کنه.تو کارآزمایی این واکسن رو همراه با کیترودا (داروی ایمونوتراپی معروف مرک) به بیمارا تزریق کردن و نتیجه به شکل معناداری بهتر از تنها کیترودا بود.نکته جالب اینه که این پلتفرم فقط برای ملانوما نیست - همین الان تو چندتا کارآزمایی فاز ۲ و ۳ دیگه برای انواع دیگه سرطان هم داره تست میشه. یعنی اگه این مسیر جواب بده، احتمالا آینده درمان سرطان به سمت واکسنای شخصیسازیشده بر پایه ژنوم خود تومور بیمار میره.هنوز تاییدیه رسمی FDA نگرفته و داده کامل هم منتشر نشده، ولی جامعه پزشکی این نتیجه رو به عنوان یه نقطه عطف تو تاریخ ایمونوتراپی سرطان میبینه.منبع: fool.com/coverage/stock-market-today/2026… @science_magazine
یکی از هولناکترین و در عین حال زیباترین کشفیات علوم اعصاب که واقعاً غیرقابلباوره؛ داستان «جعبهی آینه» و درمان درد اندام خیالی 🪞وی.اس. راماچاندران، عصبشناس مشهور هندی-آمریکایی، توی دههی ۹۰ میلادی با یه معمای عجیب روبهرو شد: حدود ۸۰٪ افرادی که دست یا پاشون قطع شده، هنوز اون عضو رو «حس» میکنن؛ گاهی فقط یه حس مبهم، ولی خیلی وقتا یه درد واقعی و طاقتفرسا در عضوی که اصلاً وجود نداره (Phantom Limb Pain). بدتر اینکه چون عضو واقعاً وجود نداره، هیچ راهی برای درمانش با روشهای معمول (ماساژ، دارو، فیزیوتراپی) نبود.راماچاندران یه دستگاه فوقالعاده ساده ولی نابغانه ساخت: یه جعبه با یه آینهی عمودی وسطش. بیمار دست سالمش رو یه طرف آینه میذاشت و طرف دیگه (جایی که دست قطعشده باید بود) خالی بود. وقتی بیمار به آینه نگاه میکرد، تصویر دست سالم، دقیقاً جای دست ازدسترفته میافتاد؛ یعنی مغز یه توهم بصری کامل میدید که «هر دو دست وجود دارن».نتیجه شگفتانگیز بود: وقتی بیمار دست سالمش رو حرکت میداد (مثلاً مشتش رو باز میکرد)، مغزش این حرکت رو به دست خیالی هم نسبت میداد؛ انگار دست ازدسترفته هم داشت واقعاً حرکت میکرد. خیلی از بیمارانی که سالها با یه دست خیالیِ «قفلشده و دردناک» زندگی کرده بودن (مثلاً مشتی که هیچوقت باز نمیشد)، فقط با چند دقیقه نگاهکردن به این توهم بصری، حس کردن بالاخره دستشون باز شد و درد از بین رفت.این یافته نشون داد که درد و حس بدن، صرفاً یه پدیدهی فیزیکی نیست؛ بلکه یه «مدل ذهنی» از بدنه که مغز دائم داره میسازه و بهروز میکنه، و میشه با فریبدادن هوشمندانهی همین مدل، حتی رنجی که منبع فیزیکیش دیگه وجود نداره رو درمان کرد.منبع: Ramachandran, V. S., & Rogers-Ramachandran, D. (1996). "Synaesthesia in phantom limbs induced with mirrors." Proceedings of the Royal Society B: Biological Sciences, 263(1369), 377–386.🆔 @science_magazine
یکی از عجیبترین آزمایشهای تاریخ روانشناسی که واقعاً فک آدم میوفته؛ دربارهی رابطهی «جایگاه اجتماعی» و اعتیاد به کوکائین در میمونها 🐒پژوهشگرا (نیدر و همکاراش، منتشرشده در Nature Neuroscience) یه گروه از میمونهای ماکاک رو اول جدا از هم نگه داشتن، بعد بهتدریج توی یه محیط گروهی قرارشون دادن تا سلسلهمراتب اجتماعی طبیعی شکل بگیره؛ یعنی بعضیها «مسلط» (dominant) شدن و بعضیها «زیردست» (subordinate).بعد بهشون دسترسی دادن به دو تا اهرم: یکی غذا میداد، یکی کوکائین. جالبی ماجرا اینجاست: قبل از اینکه سلسلهمراتب شکل بگیره، همهی میمونها تقریباً به یه اندازه سراغ کوکائین میرفتن. اما بعد از شکلگیری گروه، یه تفاوت چشمگیر پیدا شد: میمونهای مسلط و بالادست، مصرف کوکائینشون بهشدت کم شد، در حالی که میمونهای زیردست و کمرتبه، مصرفشون بهطرز چشمگیری بالا رفت.محققا وقتی مغز این میمونها رو اسکن کردن، دیدن که میمونهای مسلط، تراکم گیرندهی دوپامین نوع D2 (که با احساس پاداش و لذت طبیعی مرتبطه) توی مغزشون بالا رفته بود؛ انگار جایگاه اجتماعی بالا، بهتنهایی یه پاداش زیستی واقعی برای مغز محسوب میشد. اما میمونهای زیردست همچین افزایشی نداشتن؛ گویی مغزشون به یه منبع لذت جایگزین (کوکائین) پناه میبرد.این یافته یکی از قویترین شواهد تجربیه که نشون میده استرس مزمن اجتماعی و فقدان جایگاه/کنترل، میتونه مستقیماً مدار پاداش مغز رو تغییر بده و آسیبپذیری به اعتیاد رو بالا ببره؛ نه صرفاً یه ضعف شخصیتی، بلکه یه واکنش زیستی به محیط اجتماعی. Nature Neuroscience, 5(2), 169–174.DOI: doi.org/10.1038/nn798 nature.com/articles/nn798%F0%9F%86%94 @science_magazine
📢 تصویر روز ناسا🗓 پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵عنوان: خرطوم فیل در صورت فلکی قیفاووسعکس: ادی اسگاربوستاخرطوم فیل مثل یک نقاشی در داستانهای کهکشانی، در میان منطقه ساطع و خوشه ستارهای جوان IC 1396 در صورت فلکی دوردست قیفاووس پیچ و تاب خورده است. این خرطوم کیهانی که به نام vdB 142 هم شناخته میشود، بیش از ۲۰ سال نوری طول دارد. در این عکس دقیق تلسکوپی، لبههای روشن و برگشته و جیبهایی از گرد و غبار و گاز سرد بینستارهای دیده میشود که در این منطقه فراوان هستند. اما ابرهای تیره و رشتهای شکل، مواد اولیه برای ساخت ستارهها را در خود دارند و ستارههای تازه متولد شده را پنهان کردهاند. این مجموعه IC 1396 که حدود ۳۰۰۰ سال نوری از ما فاصله دارد، بخش بزرگی از آسمان را میپوشاند و بیش از ۵ درجه وسعت دارد. تصویری که اینجا میبینید، از بالا تا پایین تقریباً ۱ درجه از آسمان را میگیرد، که کمی کمتر از اندازه زاویهای دو ماه کامل است....
بچهها، فردا کنکوره.شاید الان حس کنید تمام آیندهتون به چند ساعت فردا گره خورده؛ انگار قرار است چند ساعت تستزدن مشخص کند که شما چقدر باهوشید، چقدر موفقید و قرار است در زندگی به کجا برسید.ولی بذارید یک چیز رو خیلی جدی بهتون بگم:کنکور فقط یک امتحانه؛ نه حکم نهایی زندگی شما.اگر فردا نتیجهای که میخواستید نگرفتید، قرار نیست ارزش شما کم بشه.قرار نیست تمام زحماتتون بیمعنی بشه.و مهمتر از همه، قرار نیست سلامت جسم و روانتون رو برای چند ساعت آزمون قربانی کنید.امشب لازم نیست تا صبح بیدار بمونید و دنبال چند تست بیشتر باشید.بدنتون دشمن شما نیست؛ مغزتون برای عملکرد خوب به خواب، آرامش و انرژی نیاز داره.و فردا اگر سر جلسه یک سؤال سخت دیدید، اگر چند سؤال رو پشت سر هم بلد نبودید، اگر حس کردید همهچیز خراب شده، همونجا تسلیم نشید.کنکور یک آزمونه، نه اندازهگیری ارزش یک انسان.آدمهای زیادی هستند که مسیر زندگیشون دقیقاً از جایی عوض شده که فکر میکردند همهچیز تمام شده.پس فردا برید و هرچی بلدید رو روی کاغذ بیارید.نه برای اینکه ثابت کنید «ارزشمند» هستید؛فقط برای اینکه ببینید از تمام تلاشی که کردید، چه چیزی میتونید بسازید.و بعد از جلسه، هر نتیجهای که شد، زندگی ادامه داره.موفقیت یعنی بتوانی سالها بعد به خودت نگاه کنی و بگویی: برای یک امتحان، خودم را نابود نکردم.❤️ برای همهتون آرزوی آرامش و بهترین نتیجه رو دارم.#me🆔 @science_magazine
