به مناسبت روز ملی طب ایرانی!همیشه وقتی صحبت از طب سنتی (ایرانی، چینی و …) میشود، یکی از موارد مطرح…
انتشار: 2026/07/16 12:27 UTCدریافت: 2026/08/15 00:26 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:26 UTC
به مناسبت روز ملی طب ایرانی!همیشه وقتی صحبت از طب سنتی (ایرانی، چینی و …) میشود، یکی از موارد مطرح شده برای دفاع از آن این است که این روشها مورد تایید سازمان جهانی بهداشت (WHO) هستند. سرمقاله اخیر مجله BMJ با عنوان:تلاش گمراهکننده سازمان جهانی بهداشت برای ترویج طب مکمل و جایگزین (Complementary and Alternative Medicine) به این موضوع مهم پرداخته است (لینک). من در اینجا بیشتر قسمت های این مقاله را قرار میدهم. اما جان کلام این است که منشا یک دارو، واکسن یا هر مداخله درمانی، معیار قضاوت درباره ارزش آن نیست. آنچه اهمیت دارد، اثبات ایمنی و اثربخشی آن با استفاده از بهترین و کامل ترین ابزار علمی موجود یعنی کارآزماییهای بالینی است.در دسامبر ۲۰۲۵، یک بیانیه چندجانبه، استراتژی طب سنتی سازمان جهانی بهداشت برای سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۴، را با هدف دسترسی همگانی به طب سنتی ایمن و اثربخش تاییدد کرد. این طرح، ادغام طب مکمل و جایگزین در سیستمهای بهداشتی ملی و پوشش همگانی سلامت از طریق تقویت شواهد و مستندات علمی، سختگیرانهتر کردن مقررات مربوط به ایمن بودن، گسترش نیروی کار و ایجاد یک کتابخانه جهانی از دانش طب سنتی را پیشنهاد میکند.با وجود این ادعا که شواهد علمی باید پیش از ادغام (در سیستم درمانی) وجود داشته باشند، این استراتژی به کشورهای عضو اجازه میدهد تا طب مکمل و جایگزین را پیش از وجود دادههای استاندارد درباره اثربخشی و ایمنی عمومی، تامین مالی و ادغام کنند. امری که از نظر اخلاقی و روششناختی غیرقابل دفاع است.پذیرش برخی مداخلههای طب مکمل و جایگزین در بسیاری از نقاط، از جمله در برخی کشورهای آفریقایی، چین و هند، بیشتر ناشی از ملاحظات و انگیزه های سیاسی، ملیگرایی یا جنبشهای استعمارزدایی (بعنی مثلا کاهش سلطه الگوهای غربی و تقویت دانش بومی) است تا شواهد علمی.علاوه بر این، استراتژی سازمان جهانی بهداشت با فلسفههای غیرعلمی رودلف اشتاینر درباره طب آنتروپوزوفیک شکل گرفته و توسط هند و چین، که منافع اقتصادی و سیاسی در ترویج طب مکمل و جایگزین دارند، تامین مالیی شده استادغام طب مکمل و جایگزین در مراقبتهای بهداشتی استاندارد در حال حاضر از سرعت تولید شواهد علمی پیشی گرفته استتعاریف سازمان جهانی بهداشت خطر مشروعیت بخشیدن به اقدامات اثباتنشده از دوران پیش از علم را به همراه دارد. این استراتژی، طب تلفیقی یا integrative medicine را به عنوان ترکیبی مبتنی بر شواهد، از اقدامات زیستپزشکی و سنتی یا مکمل تعریف میکند، بدون اینکه استاندارد شواهد مورد نیاز را مشخص کند. این استراتژی ادعا میکند که پایگاه پژوهشیِ رو به رشد (مثل تعداد مقالات)، نویدبخش بودن طب مکمل و جایگزین را نشان میدهد، بدون اینکه کیفیت این شواهد را مشخص کند.زبان مبهم، خطر بهرهبرداری تجاری از طب مکمل و جایگزین را به همراه دارد. اعتماد عمومی به طب مکمل و جایگزین به طور مداوم با آسیبپذیری در برابر اطلاعات نادرست و تردید در مورد واکسن مرتبط بوده است.این ادبیات و زبانِ تایید شده توسط سازمان جهانی بهداشت میتواند توسط پزشکان طب مکمل و جایگزین و اینفلوئنسرهای حوزه سلامت برایسوءاستفاده از اعتبار علمی و تبلیغ مداخلههای اثباتنشده با ظاهری علمی (scienceploitation) به کار گرفته شود، اقدامی که بیاعتمادی به علم را تشدید میکند.کارآزماییهای تصادفیسازیشده و کنترلشده، مصداق ظلم استعماری نیستند. بلکه ابزاری برای تمایز مداخلات موثر از مداخلات غیر موثر هستند. برای مثال، آرتمیسینین که در ابتدا بهعنوان یک درمان سنتی مورد استفاده قرار میگرفت، نه صرفا به دلیل سابقه سنتی آن، بلکه پس از ارزیابی علمی به درمان استاندارد مالاریا تبدیل شد.استراتژی سازمان جهانی بهداشت تفاوت کافی میان طب مکمل و جایگزین به عنوان دانش سنتی برای ایجاد فرضیه با دانش تایید شدهای که آماده ادغام در سیستم درمانی است، قائل نمیشودپیامرسانی سازمان جهانی بهداشت باید بدون ابهام باشد و با اجماع علمی همسو بماند. استراتژی ایدهآل برای طب مکمل و جایگزین باید اثربخشی و پایش دارویی برای سنجش عوارض دارویی، را الزامی کند.طب مکمل و جایگزین گزینه درمانی غالب برای میلیاردها انسان بومی، روستایی و محروم است، که این امر احتمالا نشاندهنده دسترسی محدود به مراقبتهای مبتنی بر شواهد است تا یک انتخاب آگاهانه. پاسخ اخلاقی، تایید بیچونوچرای طب مکمل و جایگزین نیست، بلکه گسترش دسترسی صرفا به مداخلههایی است که یا موشکافی علمی استاندارد به عنوان روشهای موثر و ایمن شناخته میشوند. بیماران در هر کجای دنیا شایسته چیزی کمتر از این نیستند@Scientometric


