به جای ترس اضطراب و سیاستهای وحشتناک پدرومادری روی بچههاتون، لازمه بچه رو آگاه پرورش بدین و…
انتشار: 2026/08/19 14:39 UTCدریافت: 2026/08/21 03:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 03:05 UTC
به جای ترس اضطراب و سیاستهای وحشتناک پدرومادری روی بچههاتون، لازمه بچه رو آگاه پرورش بدین و در مقابل خطراتی که سلامتشو تهدید میکنه باهاش صحبت کنیدفکر هم نکنید این چیزا فقط برای بقیهس و بچه شما مریم مقدسه...مجبور شدن رحم دختر 16ساله رو در بیارن به خاطر آلودگی به HPVدر جوامع واکسینه شده آمار مرگ ناشی از سرطان دهانه رحم به صفر رسیده ، بهراحتی با واکسن گارداسیل میشه جلوی ابتلا به انواع پرخطر ویروس HPV که عامل 90درصد سرطانهای گردن رحم و سرطان حنجره است رو گرفت✍Dr sina@kherad_jensiبه جای ترس اضطراب و سیاستهای وحشتناک پدرومادری روی بچههاتون، لازمه بچه رو آگاه پرورش بدین و در مقابل خطراتی که سلامتشو تهدید میکنه باهاش صحبت کنیدفکر هم نکنید این چیزا فقط برای بقیهس و بچه شما مریم مقدسه...مجبور شدن رحم دختر 16ساله رو در بیارن به خاطر آلودگی به HPVدر جوامع واکسینه شده آمار مرگ ناشی از سرطان دهانه رحم به صفر رسیده ، بهراحتی با واکسن گارداسیل میشه جلوی ابتلا به انواع پرخطر ویروس HPV که عامل 90درصد سرطانهای گردن رحم و سرطان حنجره است رو گرفت✍Dr sina@kherad_jensi
پستهای تلگرام — ارتباطات و رسانه Society, Communication & Media
«مردی همسن جمهوری اسلامی»کسی که جهانِ قبل از جمهوری اسلامی را اصلاً ندیده استمردی را که کارگری باربر است و ۴۱ سال دارد، برای اعتراف تلویزیونی نشاندهاند روبهروی دوربین. مردی که تقریباً همسن جمهوری اسلامی است.او اساساً هیچ خاطرهای از هیچ حکومتی جز جمهوری اسلامی ندارد.وقتی به دنیا آمده، جمهوری اسلامی چند سالی بوده که مستقر شده بود. وقتی به مدرسه رفته، کتاب تاریخش را جمهوری اسلامی برایش نوشته بود. آنچه را که باید دربارهی پهلوی میدانست، جمهوری اسلامی تمام و کمال به او آموخته بود.ویدئو در اسلاید آخرتنها جشنی که در مدرسه برایش جشن گرفتند، ایام دهه فجر و ۲۲ بهمن بوده.تلویزیونی که دیده، خیابانی که در آن راه رفته، نامهایی که حذف شده، نامهایی که جای آنها نشسته، قهرمانانی که برایش ساختهاند و ضدقهرمانانی که به او معرفی کردهاند، همه و همه متعلق به جهانی بوده که جمهوری اسلامی برایش معماری کرده است. این مرد در تمام کودکی، یعنی وقتی جهان انسان شکل میگیرد، جلوی تلویزیون جمهوری اسلامی نشسته که یک مهندسِ تمامعیار اذهان در تاریخ ایران است.و حالا همین حکومت، پس از نزدیک به نیم قرن، همین مرد را که در معرفی خود میگوید کارگر باربر هستم، مقابل دوربین نشانده به عنوان مجرمی با جرم تشویش اذهان عمومی و جرمش:چرا زیر پست رضا پهلوی نوشتهای «جاوید شاه»؟هر چقدر از حقارت ماجرا بگوییم، کم گفتیم.در این بازجویی، این مرد نیست که باید توضیح بدهد. این جمهوری اسلامی است که باید توضیح بدهد.باید توضیح بدهد چگونه ممکن است انسانی را تقریباً از گهواره تا چهلسالگی در جهان خودت بزرگ کنی، تاریخ را به او تزریق وریدی کنی، یگانه رسانهاش باشی، کتابهای درسیاش را واژه به واژه مهندسی روایت کنی، نام یک خاندان را دههها با تحقیر و نفرت همراه کنی، هر امکان دفاع از آن دوره را در هر رسانهی رسمی ببندی و سرانجام محصول همین دستگاه آموزشی و تبلیغاتی را مقابل دوربین بنشانی و از او بپرسی:چرا «جاوید شاه»؟و او با نهایت معصومیت بگوید: «گوشی دست بچه بود.»در این صحنه باید به حال بازجوخبرنگار زار زار گریست که چه میخواست و چه از آب درآمد.این مرد خاطرهای از شاه ندارد که بتوان نامش را «نوستالژی» گذاشت و دقیقاً همینجاست که ماجرا از یک بازداشت سیاسی فراتر میرود.نسلی که دوران پیش از انقلاب را دیده، میتوانست جمهوری اسلامی را با خاطرهی خودش مقایسه کند. اما این مرد چنین امکانی نداشته است. هر داوری او دربارهی گذشته، داوری کسی است که آن گذشته را ندیده و در زمانهای بزرگ شده که حاکمانش نزدیک به نیم قرن کوشیدهاند معنای آن گذشته را نیز تعیین کنند.بنابراین آن دو کلمه اتفاقاً دربارهی پهلوی چیزی نمیگویند. بلکه دربارهی جمهوری اسلامی بسیار بیشتر میگویند.دربارهی شکست یکی از بلندپروازانهترین پروژههایش: ساختن انسان مطلوب خودش.انسانی که قرار بود تاریخ را آنگونه به یاد بیاورد که حکومت میخواهد؛ قهرمانان و دشمنانش را از همان فهرستی انتخاب کند که حکومت مقابلش گذاشته و حتی نسبت عاطفیاش با گذشتهی کشورش از پیش تعیین شده باشد.جمهوری اسلامی و آن بازجو-خبرنگار نگونبختش یک حقیقت را دستکم گرفتهاند: حافظهی تاریخی، ملک شخصی هیچ حکومتی نیست.حالا بیا نیم قرن کتاب عوض کن، کتابسازی کن، نام خیابانها را عوض کن، تصاویر را پاک کن، روایت را زورچپان کن در مدرسه، دانشگاه…، دو واحد وصیتنامه رهبر آفتابههای جهان را در تمام رشتههای دانشگاهی سراسر کشور بگنجان و در نهایت کارت به جایی برسد که کارگر باربر را جلوی دوربین بنشانی.عجیبترین شخصیت این ویدئو آن مرد ۴۱ ساله نیست، بلکه خودِ شخصیت جمهوری اسلامیِ ۴۷ ساله است که پس از نزدیک به نیم قرن آموزش و تبلیغ، روبهروی یکی از فرزندان عصر خودش نشسته و از او میپرسد چرا چیزی شدهای که من نمیخواستم بشوی؟ چرا من که تمام طبقات شعارهایم را روی کلمهی «مستضعف» بنا کردم، بدترین شکستم را در همین طبقه، خوردم.این بازجویی فقط یک متهم دارد؛ملت شریف ایران،تاریخ به زودی جای دوربین را عوض میکند و همه میبینیم که متهم اصلی آن سوی میز نشسته است و اگرچه دوربین از کمر به بالایش را نشان میدهد اما همه میدانیم که تنبانش وضعیت بسیار اسفناکی دارد..t.me/Abdinovelist#%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A… بازجویی ضمیمه این پست👇 است.
🔶هشدار سازمان اطلاعات آلمان در مورد "سرکوب فراملی"؛ ایران، روسیه و چین در مظان اتهاماداره فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان در مورد افزایش فشار رژیمهای سرکوبگر نظیر ایران، روسیه و چین بر مخالفانشان که در آلمان سکونت دارند، هشدار داد. این نهاد روز پنجشنبه ۲۰ اوت با انتشار یک دفترچه اطلاعرسانی اعلام کرد سرویسهای اطلاعاتی خارجی از طریق روشهای مختلف مخالفان را حتی در خاک آلمان تحت فشار قرار داده و آنها را تهدید یا از آنها اخاذی میکنند.به گفته این نهاد، "سرکوب فراملی" مدتهاست که پدیدهای فرعی به شمار نمیرود و هدف رژیمهای دیکتاتوری از بهکارگیری این روش، این است که شهروندانی که کشور خود را ترک کردهاند، نیز نتوانند از نفوذ و قدرت حکومت در امان بمانند.طبق گزارش این نهاد، جمهوری اسلامی روزنامهنگاران و فعالان در تبعید را تحت فشار قرار داده و آنها را تعقیب میکند. گروههای اپوزیسیون، منتقدان، فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی نیز از جمله افرادی هستند که در کانون توجه نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار دارند.@dw_farsi
وقتی «رزمآرا» نخست وزیر شد،مصدق که قدرت اصلی در پارلمان بودمانع از این شد که بودجه دولت را یکساله تخصیص بدهند! و بودجه دولت ماه به ماه! تصویب میشد! دولت رزم آرا تقاضای چاپ پول کرد، مصدق مانع اصلی شد! همین مصدق بعدا نخست وزیر شدو مجلس را تعطیل کرد! از جمله به این دلیل که مجلس با چاپ پول توسط دولت او مخالفت کرده!وقتی یکی از اعضای «فدائیان اسلام» نخست وزیر ایران، «رزمآرا» را به قتل رساندند، همین مجلسِ تحت کنترل مصدق، قاتل نخست وزیر ایران، مصوبهای تصویب کردو قاتل (خلیل طهماسبی) را عفو و آزاد کرد! فرزندان همین «فدائیان اسلام» همین روزها۵ جوان ایرانی را اعدام کردند، به جرم«در دست داشتن سنگ» در ۱۸-۱۹ دیماه!
حزب جمهوری اسلامی در یک کودتا و با طرح اتهامات کاملا مضحک و واهی که بنیصدر در جنگ خائن است، او را از ریاست جمهوری خلع کردند. سالها بعد شمخانی گفت نه! او خائن نبود و اتفاقا دنبال پیروزی در جنگ بود و گفت که سران حزب جمهوری اسلامی (بهشتی، رفسنجانی، خامنهای)…رزمآرا، ملی کردن صنعت نفت رو رد نمیکردولی میگفت کشور آمادگیاش رو نداره! و وقتی نخست وزیر شد، جلوی این طرح رو گرفت! تا اینکه یکی از اعضای «فدائیان اسلام» و شاگردان و نزدیکان نواب صفوی، او را به قتل رساند، زمانی که نخست وزیر بود. مصدق که بر سر کار آمد و نخست وزیر شدهم قاتل را بخشید و آزاد کرد، تا با روحانیونو قشر سنتی و آیتالله کاشانی پیوندش را حفظ کند، و هم نفت را ملی کرد، اما وقتی نفت ایران ملی شد، چه اتفاقی افتاد؟؟
آیتالله کاشانی، نواب صفوی و مصدق، همگی علیه «رزم آرا» بودند. مذهبی ها از مصدق خواسته بودند تا پس از پیروزی و ملی کردن صنعت نفت «احکام اسلامی» در کشور اجرا شود. فدائیان اسلام و رهبر آن نواب صفوی، اولین جرقههای چیزی را زدند که بعدها «جمهوری اسلامی» شد.…حزب جمهوری اسلامی در یک کودتاو با طرح اتهامات کاملا مضحک و واهی که بنیصدر در جنگ خائن است، او را از ریاست جمهوری خلع کردند.سالها بعد شمخانی گفت نه! او خائن نبود و اتفاقا دنبال پیروزی در جنگ بودو گفت که سران حزب جمهوری اسلامی (بهشتی، رفسنجانی، خامنهای) نگران بودند که پیروزی او در جنگ باعث تقویتجایگاه او در کشور بشه، و برای همین بنیصدر رو برکنار کردن! دقیقا مخالفت مصدق با رزمآرابر سر قضیه آذربایجان و مهاباد از همین جنس بود! فقط بحث قابت سیاسی داخلی بود و مصدقنگران بود که پیروزی رزمآرا در بازگرداندن این مناطق باعث افزایش جایگاهش بشه. رزمآرا، البته با تکیه بر دیپلماسی که قوام در پیش گرفته بود و با فشاری که آمریکا بر شوروی گذاشتو البته شجاعت و جسارت نظامی خود رزمآرا، این بخش بزرگ از ایران را به دامن میهن بازگرداند. اما مصدق به قاتل او جایزه داد! قاتلی از جریان تفکری نواب صفوی! که امروزه بر ایران حاکمند!
در حالی که به خاطر آشفتگی وضع کشور پس از اشغال ایران توسط شوروی در شمال کشور دو کشور خودمختار ایجاد شده بود، و کشور تحت فشار شوروی توان بازپسگیری این سرزمینها را نداشت، مصدق ایده «فدرال شدن سراسر کشور» را میداد! و به شدت با «رزمآرا» مخالف بود که میگفت…آیتالله کاشانی، نواب صفوی و مصدق، همگی علیه «رزم آرا» بودند. مذهبی ها از مصدقخواسته بودند تا پس از پیروزی و ملی کردن صنعت نفت«احکام اسلامی» در کشور اجرا شود. فدائیان اسلام و رهبر آن نواب صفوی، اولین جرقههای چیزی را زدند که بعدها «جمهوری اسلامی» شد. مخالف با آزادی حجاب، مخالفت با سینما، مخالف با الکل، مخالفت با هر چیزی که غربی بود. تحصیل دختران در مدارس را «فساد و بیبندوباری» میدانستند و میگفت زن باید سواد قرآن داشته باشدو چادری باشد و فرزند اسلامی پرورش دهد. نواب قهرمان خمینی و خامنهای بود. آنها هر کس که به زعم آنها ،منتقد اسلام بود و یا مخالف اجرای احکام اسلامی بودرا به قتل میرساندند! از نویسنده ای چون « احمد کسروی» تا نخست وزیرهایی چون «رزمآرا» و «هژیر» و ترور ناموفق یک نخست وزیر دیگر (حسین علا) مصدق اما از این گروه حمایت میکرد! و قاتل نخست وزیررا «آزاد» کرد و نوشت که «ملت ایران او را بیگناه میداند.»!




