📚هر روز یک داستان💎 پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغ…
انتشار: 2026/06/19 05:34 UTC
📚هر روز یک داستان💎 پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید: بستنی شکلاتی چند است؟ خدمتکار گفت ۵۰ سنت، پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستنی معمولی چند است؟ خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت: ۳۵ سنت ، پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.▫️خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت، پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت..▫️هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی ۱۵ سنت انعام گذاشته بود در صورتی که می توانست بستنی شکلاتی بخرد.👤شکسپیر چه زیبا میگوید:بعضی بزرگ زاده می شوند،برخی بزرگی را بدست می آورند، و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند#صدای_بوکان را به دوستان خود معرفی کنید☑️ @sedayebokan ➖️➖️➖️➖️➖️➖️➖️ارسال مطالب و تبلیغات📞 @sedayebukan