🔻سکوت مجازی فریاد خاموش مردم پارسآبادمغان شهروندان پارسآباد مغان این روزها در فضای مجازی که قرار بود میدان آزاد بیان باشد با سکوت و بیتفاوتی عجیبی نسبت به مطالباتشان مواجه شده انددر گروهها و کانالهای محلی هر بار که سخن از انتقاد به میان می آید یا پستها حذف…سکوت مجازی فریاد خاموش مردم پارسآبادمغانشهروندان پارسآباد مغان این روزها در فضای مجازی که قرار بود میدان آزاد بیان باشد با سکوت و بیتفاوتی عجیبی نسبت به مطالباتشان مواجه شده انددر گروهها و کانالهای محلی هر بار که سخن از انتقاد به میان می آید یا پستها حذف میشوند یا کاربران با تهدید به پیگرد قضایی روبه رو میگردند و یا فضایی از ترس و محافظه کاری بر گفتگو ها سایه می افکند. مردم میگویند: "ما در فضای حقیقی صدایمان را به خبرنگاران میسپردیم حالا در فضای مجازی هم نمیتوانیم حرف بزنیم."این گلایه تنها یک حس نیست؛ واقعیتی است که روزبه روز بر دیواره هایش افزوده میشود. شهروندان از نبود پاسخگویی به سوالات ابتدایی خود در شبکه های اجتماعی خسته شده اند. وقتی یک شهروند درباره ی پروژه ی نیمه تمام سوال میپرسد یا از افزایش نجومی قیمت مصالح ساختمانی در طرحهای عمرانی گلایه میکند با سکوت مسئولان یا حذف پست مواجه میشود. حتی گاهی کاربران فعال به "تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب متهم می شوند.مردم میگویند: "ما نمیخواهیم علیه نظام حرف بزنیم؛ میخواهیم بدانیم چرا آسفالت خیابانهای فرعی بعد از سه ماه هنوز تمام نشده چرا بودجه ی ۱۴۰۵ شهرداری بدون اطلاع عمومی تصویب شده و چرا پاسخ استعلامات ما در فضای مجازی به یک پیام تکراری و غیرشفاف ختم میشود." اما به جای پاسخ سکوت حاکم شده و به جای تعامل برخورد قهری با افرادی که در فضای مجازی صدایشان را بلند میکنند دیده میشود.این نگرانی ها در فضای مجازی ریشه در واقعیت تلخ میدان دارد. در ماههای اخیر گزارشهایی از اعمال فشار بر خبرنگاران برای پرهیز از انتشار برخی اخبار به ویژه در حوزه مدیریت شهری و عملکرد شورای شهر به گوش میرسد. این فشارها گاه با عنوان «پرونده سازی» و گاه با تهدیدات مستقیم هدفی جز خاموش کردن صدای نقد ندارند. در مواردی خبرنگاران از حضور در جلسات شهرداری منع شده و از دسترسی به اطلاعات عمومی محروم شده اند.این رفتار مصداق بارز برخورد قهری با رسانه هاست که نه تنها با اصول حرفهای روزنامه نگاری در تضاد است بلکه با روح قانون مطبوعات و تاکیدات مقامات ارشد نظام بر ضرورت نقد منصفانه نیز همخوانی ندارد نتیجه این رویه کاهش شفافیت و افزایش فضای بی اعتمادی میان مردم و مسئولان است.سکوت اجباری خبرنگاران و محدودیتهای فضای مجازی خلا اطلاعاتی عمیقی ایجاد کرده است. زمانی که رسانه ها نتوانند مشکلات شهری نظیر پروژه های عمرانی معضلات حاشیه نشینی یا ابهامات مالی در بودجه شهرداری را به زبان بیاورند و فضای مجازی نیز با حذف و تهدید همراه باشد مردم راهی برای پیگیری مطالبات خود نمی یابند.به عنوان مثال در یکی از موارد اخیر بودجه سال ۱۴۰۵ شهرداری پارس آباد با افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی نسبت به سال قبل بدون حضور اصحاب فرهنگ و رسانه و در «سکوت کامل خبری» و حتی بدون اطلاع رسانی در فضای مجازی به شورای شهر تقدیم شد. این در حالی است که معمولاً شهرداری ها با تشریح برنامه ها در نشستهای خبری اقدام به شفافسازی عملکرد خود میکنند. اما در پارسآبادمغان نه تنها خبری از این جلسات نیست بلکه خبرنگاران از هرگونه دسترسی به اطلاعات محروم میشوند و مردم نیز در فضای مجازی پاسخ سوالات خود را نمییابند و در نهایت با سکوت اجباری مواجه میگردند.نتیجه این روند سرخوردگی و ناامیدی شهروندانی است که شاهدند نه تنها صدای اعتراضشان در فضای حقیقی به جایی نمیرسد بلکه حتی در فضای مجازی که آخرین پناهگاهشان بودنیز در خفقان قرار گرفته اند. این مسئله زمانی ابعاد جدیدتری پیدا میکند که بحث مبارزه با فساد مطرح میشود؛ چراکه فساد بدون حضور ناظران قدرتمند و رسانه های آزاد به راحتی رشد میکند و هزینه آن را مردم عادی با تضعیف زیرساختها و کاهش کیفیت زندگی میپردازند.دستگاههای نظارتی و قصایی به جای فشار بر خبرنگاران و محدودسازی فضای مجازی باید خود را متولی حفظ امنیت روانی جامعه و پاسدار حقوق شهروندی بدانند. برخورد قهری با رسانه و شهروندان در فضای مجازی نه تنها مانع از پیشرفت نمیشود بلکه جامعه را از سرمایه ارزشمند نقد و نظارت محروم کرده و آن را به سمت رکود و انفعال سوق میدهد. مردم پارسآبادمغان به جای سکوت اجباری خواهان گفتوگو شفافیت و پاسخگویی هستند؛ نه تهدید و حذف شکایات کیفری غیر مرتبط نظیر نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی؛ادامه دارد .....منصور اخلاقی خبرنگار و فعال مطبوعاتی@sedayemoghan_ir