در برابر چهرهی دیگری«لویناس صفحاتی بسیار زیبا دربارهی پوستِ «بیحفاظِ» انسان نوشته است. پوست ما ب…
انتشار: 2026/07/06 16:58 UTC
در برابر چهرهی دیگری«لویناس صفحاتی بسیار زیبا دربارهی پوستِ «بیحفاظِ» انسان نوشته است. پوست ما بسیار نازکتر از پوست دیگر پستانداران است. کشتنِ انسان، دستکم از نظر مادی بسیار آسان است. نخستین فرمانهای اخلاقی _«قتل مکن»_ تنها در حضور واقعیِ دیگری در برابر من، در حضور چهرهی او معنا مییابد که به سوی من برگشته و مرا مسئول بقای او میکند. لویناس تا آنجا پیش میرود که از «مسئولیتِ گروگانوار» سخن میگوید. آسیبپذیریِ دیگری ما را به گروگان میگیرد: از این پس، دیگر اختیاری نداریم؛ موظفایم از او مراقبت کنیم. این عبارتِ «مسئولیتِ گروگانوار» را نباید منفی تلقی کرد؛ مسئولیتی که بر عهدهی من میافتد، سرشتِ اخلاقیِ حقیقیِ مرا بر من آشکار میکند... لویناس باز مینویسد: «تنها در مواجهه با دیگری به خویشتنِ خویش حاضر میشوم»، تا بگوید مواجهه با دیگری سرانجام ما را به بلندای انسانیتمان رهنمون میشود و به ترازِ حضورمان برای دیگران فراز میبرد. لویناس واژهی «چهره» را بسیار به کار میبرد، اما این اصطلاح در واقع، به گونهای شاید غریب، اشاره به تمامیتِ پیکرِ «دیگری» دارد که در برابر من پدیدار شده است: «چهره»ی دیگریْ تمامِ وجودِ اوست که من خود را کاملاً مسئولِ او مییابم.چهرهی فردِ محکوم را در لحظهی اعدام به دستِ جلاد با نقاب یا کلاهی میپوشانند. در واقع کشتنِ کسی وقتی چهرهاش را نمیبینیم، وقتی با انسانیتش مواجه نشدهایم، آسانتر است. به همین سان در جنگ، کلاهخودی که دشمن بر سر دارد، میتواند به طرزی متناقضنما اما سودمندْ کشتنِ او را تسهیل کند. دیدنِ دیگری، انسانیتِ او، به معنایِ خطرکردن و تردیدورزیدن است، به معنایِ گشودنِ رخنهای در قدرتِ کشتنِ من است. آسیبهایِ روانیای که سربازان تجربه میکنند دقیقاً از آن روست که گاهی فرصت یافتهاند چهرهای را، نگاهی وحشتزده را، گذرا ببینند، صدایی را بشنوند. از آنروست که با قربانیانِ خود، گرچه کوتاه و گذرا، مواجه شدهاند که این تصاویر، این صداها، آنها را رها نمیکنند. این چهرهها به آنها یادآوری میکنند که اقداماتشان در میدانِ نبرد، در تضادِ کامل با نخستین همهی فرمانهاست: قتل مکن.لویناس در تعارفِ رایجِ «بفرمایید، خواهش میکنم»، همان تجلیِ موضعِ اخلاقی را مییابد. ادب و نزاکت که شاید امری سطحی به نظر آید در نگاه او سرآغازِ اخلاقیات است. این نکته را با بازگشت به مثالِ مواجهه با فردِ بیخانمان بهتر درمییابیم. صرفِ مؤدب بودن در برابر او خود نوعی مراقبت از او و پذیرشِ بخشی از مسئولیت است. مواجهه با چهرهی او ناممکنساختنِ گریز از مسئولیتِ انسانیِ ماست.»(فلسفهی مواجهه با دیگری، شارل پِپَن، ترجمه قاسم مؤمنی، نشر ماهی، ص۸۱-۸۲).