شُکر میآرَد تو را تا کوی دوست...بدون ایمانی گرم و زنده چگونه میتوان تلخکامی را سرکشید و خنده سر…
انتشار: 2026/07/09 12:23 UTCدریافت: 2026/07/31 23:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:52 UTC
شُکر میآرَد تو را تا کوی دوست...بدون ایمانی گرم و زنده چگونه میتوان تلخکامی را سرکشید و خنده سرداد؟ بدون اعتمادی ژرف و ریشهدار به اینکه حقیقتی یکسره خیر در کالبد هستی میتپد، چگونه میشود دمادم شاکر بود؟ای دِلْ اَر مِحنت و بَلا داریبر خدا اِعتمادها داریاین چُنین حضرتیّ و تو نومید؟مَکُن ای دل، اگر خدا داری(دیوان شمس، غزل ۴۱۳۶)مولانا کیمیاآموز است. میآموزد که میان شُکر و شیرینشدنِ دل ربط و پیوندی مستقیم است. هرچه بیشتر شاکر باشیم، دل شیرینتری پیدا میکنیم. میگفت آستینِ شُکر، پر از شِکر و شیرینی است. اگر بتوانیم تلخی را با خرسندی و خنده سربکشیم، جان و روان خود را از همهٔ تلخیها میزداییم. شُکر، تلخیزدا است:خوش باش که هر که راز داندداند که خوشی خوشی کشاندشیرین چو شِکَر تو باش شاکرشاکر هر دم شِکَر ستانَدشُکر از شِکر است آستینپُرتا بر سَرِ شاکران فشانَدتلخش چو بنوشی و بخندیدر ذات تو تلخیای نمانَد(دیوان شمس، غزل ۷۱۲)مولانا چندان به خوشیبخشی و شکرفشانیِ شُکر ایمان دارد که میگوید شُکر از خودِ نعمت و عطا، خوشتر و عزیزتر و خواستنیتر است. نعمتها پوسته اند و شُکر، جان هر نعمت. مقصود جانهای بیدار، نیل به جان هر موهبت است. هر نعمت و دستاوردی را دریچهای میدانند که امکان شُکر را فراروی ما مینهد؛ و این امکان ارجمند، ما را به دوست، به کوی دوست، خواهد رساند:شُکر نعمت خوشتر از نعمت بوَدشُکرباره کی سوی نعمت رود؟شکرْ جانِ نعمت، و نعمت چو پوستز آنک شکر آرد تو را تا کوی دوست(مثنوی، ۳: ۲۸۹۷ـ۲۸۹۸)مولانا کاهلان جبراندیش را که با تقدیرباوری، خود را از امکان شکر و صبر محروم میکنند، مینکوهد:هر که مانْد از کاهلی بی شکر و صبراو همین داند که گیرد پای جبر(مثنوی، ۱: ۱۰۷۵)برای او شُکر، ادای کلماتی چند و ناشی از عادت نیست. خوی و منش و خصلتی است که انسان را در دریای حوادث به ماهی بَدَل میکند. ماهی از امواج طوفانخیز دریا ایمن است. گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شودمرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هواما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموختهزان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا(دیوان شمس، غزل ۱۴)دعا میکرد پیش از آنکه نعمتی به او بخشند، به زیور شکر آراستهاش کنند: شُکرش ده، وانگهیش نعمتصبرش ده، وانگهش بلا ده(دیوان شمس، ترجیعبند ۲۷)〰️ صدیق قطبی@sedigh_63