.بدبینیِ امیدوارانه«... در اقتباس سینمایی ارباب حلقهها، فرودو در اوج ناامیدی از همراهش میپرسد: «س…
انتشار: 2026/07/14 20:14 UTCدریافت: 2026/07/31 23:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:52 UTC
.بدبینیِ امیدوارانه«... در اقتباس سینمایی ارباب حلقهها، فرودو در اوج ناامیدی از همراهش میپرسد: «سم، چه چیزی باعث میشود طاقت بیاوریم؟» سم میگوید: «اینکه هنوز در این دنیا خوبیهایی هست که ارزش جنگیدن دارند آقای فرودو». این دیالوگ را، که از قضا در فضای مجازی هم محبوب است، معمولاً نمودی میدانند از امیدواری در ناامیدکنندهترین شرایط، اما مثل نقاشی واتس میشود برداشت دیگری هم از آن داشت: حتی وقتی هیچ «امید»ی نداریم و دلیلی نمیبینیم باور کنیم که سیل مصیبت فرو خواهد نشست، باز هم احتمالاً چیزهایی هستند که ارزش جنگیدن دارند. شاید چندان امیدوارکننده نباشد، اما به هر ترتیب نوعی امید است. وقتی هیچ چشمانداز واقعیای از موفقیت پیش رویمان نمیبینیم، آنچه ما را سرپا نگه میدارد امید به پیروزی نیست، بلکه درک عاجزانهٔ این نکته است که بعضی چیزها ارزش جنگیدن دارند، عجز و استیصالی خاموش که امید خردمندانه از آن سر برمیآورد.نکته اینجاست که امید اهمیت دارد اما باید شکل درستش باشد، یعنی امیدی که وقتی همهٔ امیدهای دیگر بر باد رفتند دوام بیاورد. جی. آر. آر تالکین این را میدانست، برای همین در زبان الفها برای امید دو واژه وجود دارد: آمدیر (Amdir) و استِل (Estel). من اسمشان را میگذارم امید سبز و امید آبی و نشان میدهم که هرچند ذهنمان غالباً تحت تأثیر امید سبز قرار دارد، باید به امید آبی رو بیاوریم. امیدی که دوشادوش بدبینی میایستد و حتی پابهپای ناامیدی قدم برمیدارد. امیدی که حاصل عدم قطعیت محض است.امیدِ پنهان در بدبینیِ امیدوارانه.»▫️(بدبینیِ امیدوارانه، مارا فان در لوخت، ترجمهٔ مریم خدادادی، نشر بیدگل، ص۲۰-۲۱).