مقامِ فرار...فرار «از» چیزی «به» چیزی. گریختن از چیزی و پناهجستن به چیزی. رشیدالدین میبدی میگوید:…
انتشار: 2026/08/11 20:24 UTCدریافت: 2026/08/14 15:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:11 UTC
مقامِ فرار...فرار «از» چیزی «به» چیزی. گریختن از چیزی و پناهجستن به چیزی. رشیدالدین میبدی میگوید: «فرار، مقامی است از مقامات روندگان و منزلی از منازل دوستی». دوستان به هم میگریزند. در قرآن کریم آمده است به خدا بگریزید:فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ (سوره ذاریات، آیه ۵۰)پس، به سوی خدا بگریزید.ایمان، گریختن در خدا و به خدا است:«پس سزای بنده آن است که در هر حال که بوَد، اگر خستهٔ تیر بلا بوَد، یا غرقهٔ لطف و عطا، دست در کَرَمِ وی زند و پناه به وی دارد و از خلق با وی گریزد، چنانکه خود میفرماید: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ»فرار، مقامی است از مقامات روندگان و منزلی از منازل دوستی...»(کشفالاسرار، ابوالفضل میبدی، جلد ۹، ص۳۲۵)از جورِ تو هم درِ تو گیرموز دست تو هم برِ تو نالم(سعدی)بعد از تو مَلاذ و مَلجائی نیستهم در تو گریزم ار گریزم(سعدی)طفل از غضبِ گاهبهگاهِ مادرباشد چه لطیفْ عذرخواهِ مادرمادر چو به قهر خیزدش، بگریزد دانی به کجا؟ هم به پناه مادر(شهریار)اما گریختن از چه؟ آیا آنچه گریختنی است جهان مادی است؟ زندگی دنیوی است؟ اطرافیانند و دیگر انسانها؟ به نظر میرسد هیچیک.ایمان، پشت کردن به جهان و گریختن در خدا نیست. همچنان که گریختن از دیگران و آویختن به خدا نیست.چیزی اگر درخورِ فرار و گریختن باشد، خویشتن ما است. از دست خود به خدا میگریزیم. به تنگ آمده از ظلمت و کدورتی که در خود مییابیم، به خدا میگریزیم. گریزان از ملال، تیرگی، تنگنای وجودی و پنجرههای بسته:من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویشمن آن توام، مرا به من باز مده(دیوان شمس، رباعی ۱۶۵۱)میگریزم، تا رگم جنبان بوَدکی فرار از خویشتن آسان بوَد؟آنکه از غیری بوَد او را فرارچون از او بُبرید، گیرد او قرارمن که خصمم هم منم، اندر گریزتا ابد کارِ من آمد خیزخیزنه به هند است آمن و نه در خُتَنآنکه خصمِ اوست سایهیْ خویشتن(مثنوی، ۵: ۶۶۸ـ۶۷۱)@sedigh_63