مشکلهای صائب تبریزیجمع دل در عالَم اسبابْ کردن مشکل استحفظ خرمن در ره سیلابْ کردن مشکل استچارهٔ س…
انتشار: 2026/08/14 11:53 UTCدریافت: 2026/08/14 15:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:11 UTC
مشکلهای صائب تبریزیجمع دل در عالَم اسبابْ کردن مشکل استحفظ خرمن در ره سیلابْ کردن مشکل استچارهٔ سرگشتگی جز لنگر تسلیم نیستسر برون از عُقدهٔ گرداب کردن مشکل استحفظ صورت میتوان کردن به ظاهر در نمازروی دل را جانب محراب کردن مشکل استعارفان را چشمهٔ کوثر نسازد دلْ خنکتشنهٔ دیدار را سیراب کردن مشکل است▫️آه کز نازکمزاجی پیش آن بیدادگربستن لب مشکل و فریاد کردن مشکل است▫️رستمی باید که بیژن را برون آرد ز چاهبی کمند جذبه از دنیا گسستن مشکل استبی دل روشن، خداجویی خیال باطلی استاین گهر را با چراغ مرده جستن مشکل استدر جهان آفرینش ذرهای بیکار نیستدر چنین هنگامهای فارغ نشستن مشکل است▫️جان عاشق در تن خاکی چسان گیرد قرار؟موج دریادیده را بستن به ساحل مشکل استزنگ صحبت را به خلوت میتوان از دل زدودزندگانی در جهان، بی گوشهٔ دل مشکل است▫️میتوان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ رازندگانی را به خود هموار کردن مشکل است▫️نیست جز تسلیم، صائب، هیچ درمانْ عشق راپنجه در سر پنجهٔ تقدیر کردن مشکل است▫️عندلیب مست را خاموش کردن مشکل استشعلهٔ آواز را خسپوش کردن مشکل است▫️دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل استچیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل استغنچه را باد صبا از پوست میآرد برونبی نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل استبر ندارد میوه تا خام است دست از شاخسارزاهد ناپخته را از خود بریدن مشکل استبیقراران هر نفَس در عالَمی جولان کنندهمچو بوی گل به یک جا آرمیدن مشکل استچشم خودبینی به هر ناکردهکاری دادهاندکار عالم کردن و خود را ندیدن مشکل استبازوی همتْ ضعیف و تیغ جرأتْ شیشهدلبا سلاحی این چنین از خود بریدن مشکل است▫️سوخت در فصل خزانْ خاموشیِ بلبل مراترجمان عشق را خاموش دیدن مشکل است.