اصابتنقشه زندگی هر فرد متفاوت است. هر کسی نقشهای دارد که در آن افراد مهم زندگی، ارتباطات، وسایل مو…
انتشار: 2026/07/10 17:38 UTCویرایش: 2026/08/01 00:12 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
اصابتنقشه زندگی هر فرد متفاوت است. هر کسی نقشهای دارد که در آن افراد مهم زندگی، ارتباطات، وسایل مورد علاقه، مسئولیتها و چیزهای دیگر قرار دارند. نقشهای که شاید هر فرد خودش هم تمام و کمال از کوچه پس کوچه هایش خبر نداشته باشد؛ اما با آن نقشه زندگی میکند.زندگی با ماتم گره خورده است. سوگ بی آنکه خوانده شده باشد پیش میآید و خودش را میاندازد روی زندگی. آدم از این موجود بزرگِ ناهمگون روی نقشه زندگی، مات و مبهوت میماند. مصیبت از صوب میآید یعنی به هدف خوردن. اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون. فقدانی که به نقشه زندگی اصابت کرده است. مصیبت یک سیاهچاله است؛ هیچ رنگی ندارد. مثل نقشهای که میانش را غیرهنرمندانه و بیقاعده بریدهاند. سوگ حکمِ بریده شدن از نقشه زندگی را دارد.جنگ عاریست از وجوه رمانتیک. پر است از خطوطی که زندگی میشوند اما هیچگاه داستان نمیشوند و هر روز در ذهن کمرنگ و کمرنگتر میشوند. جنگ پر است از آوار. آوارِ اضطراب، آوار سردرگمی و آوارِ خانهها. دستتنها بیرون آمدن از زیر آوار سخت است. اول باید خود را پیدا کرد. خودی که در طی فقدان، نقشهاش به کل عوض شده است. باید خود را در نقشه جدید پیدا کرد. آنگاه میشود از آوار خارج شد. جنگ نقشه را عوض میکند و انسان را در نقشه جدید به کل گم، مات و مبهوت میکند.باید سوگواری کرد. سوگواری همان پذیرش برش های روی نقشه است. پذیرش اینکه دیگر چیزی نیست. پذیرش اینکه افرادی، مکانهایی و خاطراتی دیگر در نقشه نیستند. با هر بار نگاه کردن به نقشهی بختک افتاده، خروار خروار آوار است که میریزد. باید سوگواری کرد. این نقشه به مرور تغییر میکند. دست تنها نمیشود از آوار این سیاهچالهها بیرون آمد. ارتباطات ما را نجات میدهند. مسئولیت ها عوض میشوند. نقشها عوض میشوند. جاهای خالی را میگیرند، به هم میچسبند و از نقشهای صاف به یک فضای پیچخورده میرسیم...نقشهی پیش از فقدان شبیه قبل نیست. اگر قرار بود همه چیز مثل قبل باشد ما باید تا ابد سوگواری میکردیم. هیچ چیز بعد از پیدا شدن از آوارِ نقشهی جدید شبیه قبل نیست.#در_میانه_نقشه
