3. تن وقتی استاجر (کارآموز) عفونی شدیم هر از گاهی استاد ما را با خودش به اورژانس میکشید تا مشاوره ه…
انتشار: 2026/07/21 15:15 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
3. تن وقتی استاجر (کارآموز) عفونی شدیم هر از گاهی استاد ما را با خودش به اورژانس میکشید تا مشاوره های عفونیِ اورژانس را انجام ببینیم. تخت 6 چند دقیقه پیش از ورود ما به اورژانس کد 99 خورده بود. موقع ورود ما انگار تازه تیم احیا کارش تمام شده بود و اورژانس به…4. قلباستاجری قلب ما کلا در درمانگاه گذشت. درمانگاه قلب اینگونه است که هر کسی می آید یک اکوی هم محض احتیاط میشود. یک روز یکی را با تخت آوردند درمانگاه. با همان هیئت اینتوبه. لوله تراشه به دهان و لنگاز (دستمالی سفید شبیه لنگ) بر دهان گره شده. چشم ها با چسبِ سفید بسته و طاق باز بی حرکت خوابیده. خانمی 32 ساله که مثل هر کس دیگری که بستری باشد و نتواند حرکت بکند روی تخت آوردندش برای اکو. گفتند مسموم شده و مرگ مغزی است. داستانش را که یکی از رزیدنت ها گفت و فهمیدیم که خودکشی کرده است و خودش را مسموم کرده؛ چون خاله اش هفته پیش از دنیا رفته است. پروبِ اکو را مثل هر کسی دیگری گذاشتند روی سینه اش و قلبش را دیدند. 10 دقیقه داشتند قلبش را میدیدند و گرادیان میگرفتند و داپلر میگذاشتند، EF گرفتند و مثل هر مریض دیگری در آخر گزارشش را پرینت کردند... غریب آنکه در اکو قلبش مثل هر کس دیگری میزد. درست است که چیز عجیبی نیست، ما انتظار داریم قلب یک مرگ مغزی مثل هر کس دیگری باشد. اما حسش به مراتب غریب بود.میخواستند ببینند که قلبش به درد پیوند میخورد یا نه اما به خاطر عمل احیا یا همان CPR، EF کمی کمتر از 50 درصد شده بود و قلبش برای پیوند مناسب نبود...
