شایستهسالاری به روایت شازده؛ وقتی شایستهها میروند و بلهقربانگوها میمانند.ایرج مصداقی اخیراً د…
انتشار: 2026/08/19 10:12 UTCدریافت: 2026/08/19 21:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 21:55 UTC
شایستهسالاری به روایت شازده؛ وقتی شایستهها میروند و بلهقربانگوها میمانند.ایرج مصداقی اخیراً در برنامهای گفته است که رضا پهلوی معتقد به «شایستهسالاری» است. شاید برای کسی که از بیرون به مناسبات پیرامون او نگاه میکند، چنین ادعایی قابل پذیرش باشد؛ اما تجربه شخصی من از نزدیک، بهویژه در جریان شکلگیری شورای ملی، تصویری کاملاً متفاوت پیش رویم گذاشت.من درباره ماجرایی که از دیگران شنیده باشم صحبت نمیکنم. در آن مقطع از نزدیک شاهد روندی بودم که طی آن بسیاری از افراد مستقل، توانمند، صاحبنظر و دارای شخصیت سیاسی، یکی پس از دیگری کنار رفتند یا فضای همکاری برایشان چنان نامناسب شد که عطای ماندن را به لقایش بخشیدند. در مقابل، میدان برای کسانی بازتر شد که مهمترین ویژگیشان نه استقلال رأی، تخصص و توانایی، بلکه اطاعت، چاپلوسی، تملق و بلهقربانگویی بود.نتیجه نیز چندان دور از انتظار نبود. شورایی که قرار بود نمادی از همگرایی، تکثر و سازمانیافتگی اپوزیسیون باشد، از همان آغاز با ضعفهای جدی ساختاری و مدیریتی روبهرو شد و خیلی زود بخش مهمی از سرمایه انسانی، اعتبار سیاسی و ظرفیت خود را از دست داد.مشکل اما به تجربه شورای ملی محدود نماند. در پروژهها، ائتلافها و حلقههای سیاسی بعدی نیز بارها شاهد حضور و نزدیکشدن افرادی به پیرامون رضا پهلوی بودهایم که درباره عملکرد، پیشینه یا روابط سیاسی آنان پرسشها و ابهامات جدی مطرح شده است. درباره برخی از این افراد حتی ادعاهای سنگینی مبنی بر نفوذ یا همسویی پنهان با منافع جمهوری اسلامی مطرح شده است. درباره خود ایرج مصداقی نیز سالهاست در میان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی بحثها، اتهامات و مناقشات جدی وجود دارد. هدف این نوشته داوری درباره صحت یا سقم تمام آن ادعاها نیست. مسئله اساسیتر این است که چگونه میتوان از «شایستهسالاری» سخن گفت، در حالی که کارنامه عملی یک جریان سیاسی را باید نه با ادعاهای خودش، بلکه با کیفیت افرادی سنجید که در ساختار تصمیمگیری آن بالا میآیند، باقی میمانند و صاحب نفوذ میشوند.شایستهسالاری یک شعار زیبا برای سخنرانی و مصاحبه نیست. شایستهسالاری زمانی معنا پیدا میکند که یک رهبر سیاسی بتواند افراد متخصص، مستقل، منتقد و دارای شخصیت را در کنار خود تحمل کند؛ به کسانی میدان بدهد که ممکن است با او مخالفت کنند؛ و مهمتر از همه، از شنیدن «نه» نترسد.اگر افراد مستقل و منتقد یکی پس از دیگری حذف، منزوی یا رانده شوند و در مقابل کسانی که دائماً تصمیمات رهبر را تأیید میکنند به حلقههای نزدیکتر راه پیدا کنند، میتوان نامهای مختلفی بر چنین سازوکاری گذاشت، اما دشوار است آن را «شایستهسالاری» نامید.یک رهبر قدرتمند الزاماً کسی نیست که اطرافیانش همیشه با او موافق باشند. اتفاقاً یکی از نشانههای بلوغ سیاسی یک رهبر، توانایی او در تحمل کسانی است که جرأت دارند روبهرویش بایستند و بگویند: «این تصمیم اشتباه است.»سیاستمداری که فقط صدای تأیید میشنود، دیر یا زود ارتباط خود را با واقعیت از دست میدهد. حلقهای از بلهقربانگوها ممکن است برای مدتی احساس قدرت و محبوبیت ایجاد کند، اما همان حلقه میتواند به اتاق پژواکی تبدیل شود که در آن اشتباهات تکرار میشوند، هشدارها شنیده نمیشوند و هر شکست با توجیهی تازه به گردن دیگران انداخته میشود.از این منظر، شاید یکی از مهمترین دلایل ناکامیهای پیاپی رضا پهلوی در ایجاد یک تشکیلات سیاسی پایدار، فراگیر و مؤثر را نیز باید در همین مسئله جستوجو کرد: ناتوانی در ساختن تیمی حرفهای، متکثر، مستقل و پاسخگو که اعضایش شخصیت و اعتبار خود را از نزدیکی به رهبر نگیرند و برای حفظ موقعیتشان مجبور به تأیید دائمی او نباشند.اپوزیسیونی که مدعی ساختن فردای دموکراتیک ایران است، نمیتواند مناسبات درونی خود را بر فرهنگ اطاعت بنا کند. دموکراسی از فردای سقوط جمهوری اسلامی آغاز نمیشود؛ باید از همین امروز و از درون تشکیلاتی آغاز شود که ادعای جایگزینی آن را دارند. کسی که تحمل منتقد را در اپوزیسیون ندارد، صرف ادعای اعتقاد به دموکراسی تضمین نمیکند که در قدرت تحمل بیشتری خواهد داشت.در نهایت، برای شناخت یک رهبر سیاسی همیشه لازم نیست صدها ساعت سخنرانی و مصاحبه او را مرور کنیم. گاهی ترکیب حلقه اطراف او بسیار بیشتر از سخنانش درباره شیوه رهبریاش اطلاعات میدهد.رهبر سیاسی را فقط از حرفهایش نمیتوان شناخت؛ گاهی کافی است ببینیم چه کسانی را از خود میراند و چه کسانی را دور خود جمع میکند.فرهاد تالشی۱۸آگوست۲۰۲۶.#زن_زندگی_آزادیhttps://zil.ink/Mrhallooشب نشینی هالو 👇T.me/sh_n_halloo

