آرزویی که در کربلا به حقیقت پیوست؛ دستان پاکبان، دلِ عاشقآرزویی که در کربلا به حقیقت پیوست؛ دستان پ…
انتشار: 2026/08/01 15:22 UTCدریافت: 2026/08/02 07:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 07:57 UTC
آرزویی که در کربلا به حقیقت پیوست؛ دستان پاکبان، دلِ عاشقآرزویی که در کربلا به حقیقت پیوست؛ دستان پاکبان، دلِ عاشقروایت عاشقی عزیز صوفی؛ پاکبان موکبالرضای شهرداری سمنانگاهی خدا آرزوها را سالها در دل انسان نگه میدارد تا روزی که به آنها رنگ اجابت میبخشد، شیرینترین لحظه زندگی رقم بخورد.عزیز صوفی، پاکبان پرتلاش موکبالرضای شهرداری سمنان، سالها با شوق و اشک، نام کربلا را زمزمه میکرد. آرزویش این بود که روزی قدم بر خاکی بگذارد که عطر قدمهای سیدالشهدا(ع) را در خود دارد. امروز، همان آرزوی دیرین به حقیقت پیوسته است؛ اما برای خدمتی عاشقانه.او با دستانی که سالها به خدمت و پاکیزگی خو گرفتهاند، این بار غبار از مسیر زائران حسین(ع) میزداید و باور دارد که پاکبانی در مسیر عاشقان، افتخاری است که با هیچ مقام و ثروتی قابل مقایسه نیست.هر بار که نگاهش به گنبدهای کربلا میافتد، لبخندی از شکر بر لبانش مینشیند و بیاختیار دست به دعا برمیدارد؛ نه برای خودش، بلکه برای عزیزترین سرمایههای زندگیاش؛ چهار فرزندش.دعایش ساده اما از عمق جان است:«یا اباعبدالله، فرزندانم را عاقبتبهخیر کن؛ دلشان را عاشق اهلبیت(ع) قرار بده و روزیشان کن که آنان نیز زائر و خدمتگزار آستان تو باشند.»در گرمای سوزان کربلا، خستگی برای عزیز صوفی معنا ندارد؛ زیرا باور دارد هر قطره عرقی که در راه خدمت به زائران امام حسین(ع) بر زمین میچکد، نزد خداوند به اندازه گوهری ارزشمند ثبت میشود.او امروز تنها یک پاکبان نیست؛ پدری است که آرزویش را در کربلا یافته و بزرگترین آرزویش را برای فرزندانش از صاحب این سرزمین طلب میکند؛ اینکه روزی آنان نیز با قلبی لبریز از عشق، راهی همین مسیر نور شوند.خوشا به حال دلهایی که آرزویشان کربلاست و خوشا به حال کسانی که وقتی به کربلا میرسند، خدمت را بر هر چیز دیگری مقدم میدانند. این همان عاشقی است که در سکوت، اما با تمام وجود، روایت میشود.🌺خادم الحسین علی اکبر بنی اسدی 🌺





