📍 مسیرهای اصلی و معروف پیادهروی اربعین در عراق نگاهی داریم به مسیرهای اصلی و شناختهشدهای که میلی…
انتشار: 2026/07/24 14:58 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
📍 مسیرهای اصلی و معروف پیادهروی اربعین در عراق نگاهی داریم به مسیرهای اصلی و شناختهشدهای که میلیونها زائر هرساله از آنها برای رسیدن به حرم سیدالشهدا (ع) عبور میکنند.🔸مسیر نجف–کربلا (مشهورترین مسیر، ۸۰ کیلومتر): کوتاهترین و پرترددترین مسیر با ۱۴۵۲ ستون شمارهگذاریشده از نجف تا کربلا. زائران از حرم امیرالمؤمنین (ع) خارج و از بزرگراه نجف-کربلا حرکت میکنند.🔹مسیر حله–طویریج–کربلا و مسیر بغداد–مسیب–کربلا، دو مسیر اصلی دیگر این پیادهروی عظیم هستند.🔸زائران جنوبی (از بصره و مناطق جنوبی) مسیر ۶۰۰ کیلومتری راس البیشه-بصره به کربلا را طی میکنند که حدود ۲۰ روز پیادهروی نیاز دارد و در دیوانیه به مسیر اصلی میپیوندد.🔹شبکه جادهای عراق در این ایام، به مسیرهای عشق و ارادت به سیدالشهدا (ع) تبدیل میشود و میلیونها زائر از سراسر جهان در این مسیرها حضور مییابند.---#اربعین_حسینی #مسیرهای_اصلی_اربعین #نجف_کربلا #موکب_شهید_جمعه_حسینی #کانال_شامات
پستهای تلگرام — شامات ا سعید غفاری ا
@SHAMAT94📊 مرکز مطالعات الجزیره در مقالهای تحلیلی-پژوهشی، به «تفکیک روایت استعماری» در پوشش رسانههای آمریکایی از عملیات طوفانالاقصی و جنگ غزه پرداخته است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان (CDAبه بررسی دو گفتمان متقابل در فضای رسانهای آمریکا میپردازد: گفتمان "رسانههای جریاناصلی" و گفتمان «رسانههای فعالان همبسته با فلسطین». 🔹 تحلیل و بررسی نکات مهم تحقیق۱."جنگ روایتها» به مثابه میدان نبرد: مقاله به خوبی نشان میدهد که رسانههای جریاناصلی آمریکا، نه به عنوان ناظری بیطرف، که به عنوان عاملی فعال در بازتولید نظم استعماری عمل میکنند. این یافته، با تأکید بر نقش «زمینهزدایی» در گفتمان مسلط، نشان میدهد که کنترل بر روایت، پیششرط کنترل بر سیاست است.۲. رسانههای هم بسته ؛ «قدرت نرمِ» مقاومت: موفقیت رسانههای حامی در انسانیسازیِ فلسطینیان و نفوذ در گفتمان عمومی (به ویژه در میان نسل جوان آمریکا)، نشان از تغییر در اکوسیستم رسانهای و افول انحصار روایتسازیِ جریاناصلی دارد. این یک سیگنال ضعیف از گذار نسلی در افکار عمومی غرب نسبت به فلسطین است.۳. پیامد برای ایران و محور مقاومت: این الگوی دوگانه (روایت هژمونیک در برابر روایت متقابل)، صرفاً محدود به فلسطین نیست و میتواند برای تحلیل پوشش رسانهای ایران (به ویژه در موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای) نیز به کار رود. درک این مکانیسم، به ایران امکان میدهد تا راهبردهای روایی خود را در فضای بینالملل بازتعریف کند. 🔹 جمعبندی آیندهپژوهانهمقاله مرکز الجزیره، با رویکردی روششناختی، نشان میدهد که رسانههای جریاناصلی آمریکا، هنوز اسیر روایتهای استعماری هستند، اما رسانههای حامی و مستقل، با تولید روایتهای متقابل، در حال ترمیم شکافِ معرفتی و بهچالشکشیدنِ انحصار معنا هستند.سناریوی محتمل:در کوتاهمدت: تداوم دوگانهی گفتمانیِ کنونی با تشدید تقابل روایتها در فضای مجازی.در میانمدت: افزایش نفوذ روایتهای متقابل در افکار عمومی غرب (به ویژه نسل زد) و ایجاد فشار بر سیاستگذاران آمریکایی برای بازنگری در حمایت همهجانبه ازرژیم اسرائیل.سیگنال ضعیف: ظهور «پلتفرمهای رواییِ» جدید (مانند شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز) که میتوانند نظم گفتمانیِ سنتی را با چالشهای جدیتری مواجه کنند. نشانی مقاله :studies.aljazeera.net/ar/article/6616?fbc…
🔺 زیر سایه کعبه، در سایه سیاست؛ نگاهی به همصفی اردوغان، بنسلمان و شریف به روایت رسمی، این تصویر، نمادی از وحدت مسلمین در قلب حرمین شریفین است. اما در نگاهی دیگر، این قاب، بیش از آنکه نماز جمعهای ساده باشد، یک «هندسه امنیتی» ترسیمشده است. 🔸ساعاتی پس از…🔺 📶 سیر تحول پیمانهای امنیتی-نظامی در خاورمیانه، روایتی از گذار از اتحادهای تحمیلی و تکقطبی دوران جنگ سرد به سمت ائتلافهای ارادی، چندقطبی و منطقهای است که در واکنش به افول نقش تضمینکنندهی امنیتی قدرتهای فرامنطقهای شکل گرفتهاند.◀️ دوران جنگ سرد؛ اتحادهای غربی برای مهار کمونیسمدر این دوره، پیمانهای نظامی عمدتاً با محوریت قدرتهای غربی و برای مقابله با نفوذ شوروی شکل گرفتند.پیمان بغداد / سازمان پیمان مرکزی (سنتو - CENTO): در ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ میان عراق و ترکیه امضا شد و سپس بریتانیا، پاکستان و ایران به آن پیوستند.هدف آن ایجاد یک «سد نفوذ» در برابر گسترش کمونیسم بود.اما این اتحاد با چالشهایی روبرو شد. خروج عراق از آن در سال ۱۹۵۹، نام آن را به سازمان پیمان مرکزی (سنتو) تغییر داد و مقر آن به آنکارا منتقل شد.در نهایت، با خروج ایران به دنبال انقلاب ۱۹۷۹، این سازمان در همان سال منحل شد.پیمان دفاعی مشترک اعراب (۱۹۵۰): این پیمان در چارچوب اتحادیه عرب به امضا رسید و زمینهساز ایجاد «نیروی بازدارنده عربی» شد، هرچند در عمل هرگز به یک اتحاد نظامی منسجم تبدیل نشد.سیاست «چتر امنیتی» آمریکا: پس از جنگ دوم خلیج فارس، آمریکا با گسترش پایگاههای نظامی خود و امضای قراردادهای دوجانبه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، نقش ضامن امنیت منطقه را ایفا کرد.◀️ دوران پس از جنگ سرد؛ به سوی چندقطبی و ائتلافهای نوینبا فروپاشی شوروی، الگوی امنیتی منطقه به تدریج از سلطه یک ابرقدرت به سمت توازن قوا و ائتلافهای متغیر حرکت کرد.شورای همکاری خلیج فارس (GCC): اگرچه یک پیمان نظامی رسمی نیست، این شورا در سال ۱۹۸۱ به عنوان چارچوبی برای همکاری امنیتی و نظامی میان کشورهای عربی جنوب خلیج فارس شکل گرفت.توافقنامههای ابراهیم (۲۰۲۰): این توافقنامهها با عادیسازی روابط رژیم اسرائیل با امارات، بحرین، سودان و مراکش، به نوعی ائتلاف استراتژیک جدیدی را رقم زد که در تقابل با محور مقاومت تعریف میشود.ائتلاف نظامی اسلامی (۲۰۱۵): به رهبری عربستان سعودی، این ائتلاف با هدف مبارزه با تروریسم در کشورهای اسلامی شکل گرفت.❇️ دهه ۲۰۲۰ میلادی؛ «پیمان مکه» و معماری امنیتی جدیددر واکنش به تحولات اخیر، به ویژه بیثباتی ناشی از جنگ و نگرانی از کاهش تعهدات امنیتی آمریکا، الگوی جدیدی از همپیمانیهای درونمنطقهای در حال شکلگیری است.پیمان دفاعی مشترک مکه (۲۰۲۶): این پیمان که در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، مهمترین نشانه این تحول است.ماده کلیدی آن مشابه ماده ۵ پیمان ناتو، حمله به هر یک از اعضا را «حمله به همه» تلقی میکند و آنان را به «دفاع مشترک» متعهد میسازد.پیامدهای راهبردی:واکنش به تزلزل نقش آمریکا: این پیمان پیامی روشن به واشنگتن بود مبنی بر اینکه ریاض دیگر صرفاً بر تضمینهای امنیتی رو به ضعف آمریکا تکیه نخواهد کرد.تقویت بازدارندگی جمعی: با جذب ترکیه (دومین ارتش بزرگ ناتو) و پاکستان (تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای)، بازدارندگی عربستان به طور قابل توجهی تقویت میشود.حرکت به سمت چندقطبی: این ائتلاف، اگرچه علیه هیچ کشور خاصی اعلام نشده، در عمل به عنوان یک جبهه نظامی متحد تحت رهبری اهل سنت، موازنه قدرت را در برابر نفوذ ایران تغییر میدهد.پتانسیل گسترش: مقامات سه کشور اعلام کردهاند که این پیمان برای پیوستن سایر کشورهای منطقه نیز باز است.💎 جمعبندی؛ سیر تحول پیمانهاسیر تحول پیمانهای امنیتی در خاورمیانه نشاندهنده گذار از اتحادهای تحمیلی و تکقطبی دوران جنگ سرد به سمت ائتلافهای ارادی و چندقطبی در دوران کنونی است. «پیمان مکه» را باید در ادامه این روند تاریخی و واکنشی به خلأ امنیتی ناشی از تضعیف نقش سنتی قدرتهای فرامنطقهای ارزیابی کرد.با این حال، کارشناسان نسبت به ابهامات عملیاتی آن هشدار دادهاند و معتقدند که جزئیات مبهم و فقدان پیشینه همکاری نظامی مشترک، اجرای تعهدات دفاعی آن را با چالش مواجه خواهد کرد.
@SHAMAT94 🔴 پیمان دفاعی مکه؛ معماری امنیتی جدید در خاورمیانه در ۷ اوت ۲۰۲۶ (۱۶ مرداد ۱۴۰۵)، سه قدرت منطقهای، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، طی مراسمی در مکه، «پیمان دفاعی مشترک مکه» را به امضا رساندند. این رویداد که با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان…mehrnews.com/x3bGTy 🔺 پیش تر در یادداشت فوق ضرورت نگاه متفاوت به همسایگان در میانه دفاع مقدس و تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی را مرور و تاکید کرده بودم . امر مهمی که می تواند از رهگذر همکاری امنیتی هوشمندانه تا حدودی محقق شود :
🔺 زیر سایه کعبه، در سایه سیاست؛ نگاهی به همصفی اردوغان، بنسلمان و شریف به روایت رسمی، این تصویر، نمادی از وحدت مسلمین در قلب حرمین شریفین است. اما در نگاهی دیگر، این قاب، بیش از آنکه نماز جمعهای ساده باشد، یک «هندسه امنیتی» ترسیمشده است. 🔸ساعاتی پس از…@SHAMAT94🔴 پیمان دفاعی مکه؛ معماری امنیتی جدید در خاورمیانهدر ۷ اوت ۲۰۲۶ (۱۶ مرداد ۱۴۰۵)، سه قدرت منطقهای، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، طی مراسمی در مکه، «پیمان دفاعی مشترک مکه» را به امضا رساندند. این رویداد که با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف برگزار شد، واکنشی به بیثباتی عمیق منطقه پس از حملات آمریکا و ارژیم سرائیل به ایران و نگرانی از اختلال در تنگه هرمز و دریای سرخ توصیف شده است.🔹 مفاد کلیدی پیمانمهمترین بند این توافق، اصل «دفاع متقابل» است که بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حملهای علیه همه آنها تلقی شده و کشورهای عضو متعهد به تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه تجاوز میشوند. هدف این پیمان، حمایت از امنیت و ثبات منطقهای و جهانی و توسعه همکاریهای دفاعی همهجانبه ذکر شده است. با این حال، جزئیات دقیق تعهدات نظامی هر کشور به طور عمومی اعلام نشده و مشخص نیست که پیمان تا چه حد آنها را به اقدام نظامی مشخص ملزم میکند.🔹 ابعاد و پیامدهای راهبردیبازتعریف امنیت منطقهای: این پیمان در شرایطی امضا میشود که قابلیت اطمینان چتر امنیتی سنتی آمریکا برای متحدان منطقهای اش زیر سوال رفته و کشورها به سمت تقویت ائتلافهای منطقهای سوق یافتهاند. این توافق میتواند گامی برای نزدیکی بیشتر راهبردی سه کشور و تغییر موازنه قدرت در منطقه باشد. رسانهها این پیمان را الگویی شبیه به ناتو توصیف کردهاند.تقویت همکاریهای دفاعی: این پیمان بر پایه روابط تاریخی، همبستگی اسلامی و منافع مشترک استوار است و بر توسعه همکاریهای دفاعی و صنایع دفاعی تأکید دارد.گشودگی به روی دیگران: مقامات سه کشور تأکید کردهاند که این توافق هیچ کشور خاصی را هدف قرار نمیدهد و به روی سایر کشورهای دوست منطقه برای پیوستن باز است. همچنین تصریح شده که این پیمان با هیچگونه جاهطلبی هستهای یا مسابقه تسلیحاتی مرتبط نیست و در تضاد با تعهدات بینالمللی کشورها نیست.🔹 تحلیل و چشماندازپیمان مکه را باید در چارچوب تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی و ایفای نقش فعالتر در معماری امنیتی خود دانست. با این حال، کارشناسان نسبت به تأثیر عملیاتی این پیمان ابراز تردید کردهاند و معتقدند جزئیات مبهم و فقدان پیشینه همکاری نظامی مشترک، اجرای تعهدات دفاعی را با چالش مواجه خواهد کرد.با این وجود، امضای این پیمان در مکه، پیامی روشن به بازیگران منطقهای و جهانی دارد: خاورمیانه در حال ورود به فاز جدیدی از ائتلافسازیهای امنیتی است که میتواند نظم موجود را دستخوش تحولات اساسی کند.
🔺 زیر سایه کعبه، در سایه سیاست؛ نگاهی به همصفی اردوغان، بنسلمان و شریف به روایت رسمی، این تصویر، نمادی از وحدت مسلمین در قلب حرمین شریفین است. اما در نگاهی دیگر، این قاب، بیش از آنکه نماز جمعهای ساده باشد، یک «هندسه امنیتی» ترسیمشده است.🔸ساعاتی پس از امضای توافق امنیتی مکه، رهبران ترکیه، عربستان و پاکستان در صفی منظم کنار هم ایستادهاند؛ جایی که لباس سفید عربستانی در کنار کتوشلوارهای دیپلماتیک و نظامی ، نه فقط تنوع فرهنگی که اتحادی تاکتیکی را به نمایش میگذارد. سوال اینجاست: آیا این همنوایی در صفوف نماز، نویدبخش امنیت پایدار در منطقه است، یا صرفاً نمایشی دیپلماتیک برای مشروعسازی پروژههای امنیتی در برابر رقبای منطقهای است؟🔹آنچه در این قاب نمیبینیم، عقبه داغ توافقات، اختلافات حلنشده بر سر پروندههای سوریه و افغانستان، و رقابتهای پنهان اقتصادی است. «همصفی در مسجد»، گاهی پردهای ضخیمتر از هر میز مذاکرهای است بر چهره واقعیتهای تلخ غرب آسیا .
@SHAMAT94🔴 «خط زرد»؛ استراتژی جدید رژیم اسرائیل برای بازتعریف مرزهای منطقهمؤسسه دوحه برای مطالعات، در تحلیلی از حمزه ابراهیم محیسن، به بررسی استراتژی جدید اسرائیل در ایجاد مناطق حائل با نام «خط زرد» پرداخته است. این استراتژی که ابتدا در نوار غزه پیاده شد، اکنون در جنوب لبنان و سوریه در حال اجراست و نشاندهنده تغییر پارادایم از بازدارندگی سنتی به تسلط فیزیکی و تغییر جغرافیای منطقه است.🔹 «خط زرد»؛ از غزه تا لبنان و سوریهغزه: بر اساس توافق آتشبس اکتبر ۲۰۲۵، ارتش اسرائیل به «خط زرد» عقبنشینی کرد؛ منطقهای به وسعت ۵۹ درصد از مساحت غزه که تمامی ساختمانهای آن تخریب و هرگونه حضور غیرنظامی ممنوع اعلام شده است.لبنان: در آوریل ۲۰۲۶، ارتش اسرائیل از ایجاد «خط زرد» در جنوب لبنان (شامل ۵۵ روستا) خبر داد و آن را به عنوان منطقه امنیتی جدید معرفی کرد.سوریه: پس از سقوط اسد، اسرائیل با اشغال منطقه حائل (طبق توافق ۱۹۷۴) و انجام عملیاتهای کشاورزی (سمپاشی هوایی)، به دنبال ایجاد حائل مشابه در جنوب سوریه است.🔹 ریشههای تاریخی و ایدئولوژیکاین استراتژی، ریشه در مفهوم «مناطق حائل» در تاریخ ارژیم سرائیل دارد (همچون توافقنامه عوجا (۱۹۵۰)، حزام امنیتی جنوب لبنان (۱۹۷۸) و مناطق حائل پس از جنگ ۱۹۶۷). اما «خط زرد» با تخریب کامل زیرساختها، کوچ جمعیت و ممنوعیت تردد، فراتر از مدلهای پیشین است. نویسنده، این رویکرد را تلفیقی از ضرورتهای امنیتی با ایدئولوژی توسعهطلبانه میداند که در چارچوب «دولت در حال تکوین» اسرائیل (با مرزهای نامعلوم) معنا مییابد.🔹 چرا «خط زرد»؟تحلیلها نشان میدهد که اسرائیل با الهام از شکستهای گذشته (خروج از سینا، لبنان و غزه) به این نتیجه رسیده است که تنها حضور فیزیکی و تخریب کامل میتواند بازدارندگی پایدار ایجاد کند. این استراتژی سه هدف اصلی را دنبال میکند:تهیسازی جمعیتی مناطق مرزی از ساکنان فلسطینی و لبنانی.تخریب زیرساختهای مقاومت (تونلها، پستهای نظامی).تثبیت واقعیتهای جدید زمینی برای مذاکرات آینده.سیگنال ضعیف: تأکید بر «خط زرد» در سخنرانیهای نظامیان اسرائیل (همچون ائیل زامیر) و طرح آن در محافل سیاسی (همچون اسموتریچ) نشان میدهد که این استراتژی، فراتر از یک اقدام تاکتیکی و در حال تبدیل شدن به دکترین دائمی امنیت ملی اسرائیل است.🔸 تحلیل وضعیت«خط زرد» میتواند آغازگر دوران جدیدی از منازعه در منطقه باشد؛ دورانی که در آن:مرزها نه با مذاکره، که با تغییرات یکجانبه فیزیکی بازتعریف میشوند.مقاومتها با چالش نبود فضای جغرافیایی برای مانور مواجه میشوند.جامعه بینالملل در برابر واقعیتهای جدیدی قرار میگیرد که تغییر آنها مستلزم هزینههای نظامی سنگین است.🔻 آیا «خط زرد» الگوی جدیدی برای حل منازعه یا آغازی بر «آپارتاید جغرافیایی» در منطقه است؟#اسرائیل #خط_زرد #مناطق_حائل #غزه #لبنان #سوریه #استراتژی_امنیتی #آینده_پژوهی #شامات
