🔺فراتر از دعوای روشنفکرانمناظره موسی غنینژاد و میلاد دخانچی، و توصیف علی شریعتی به عنوان «شیاد» از…
انتشار: 2026/07/27 20:12 UTCویرایش: 2026/07/31 23:56 UTCدریافت: 2026/08/14 18:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 18:36 UTC
🔺فراتر از دعوای روشنفکرانمناظره موسی غنینژاد و میلاد دخانچی، و توصیف علی شریعتی به عنوان «شیاد» از سوی غنینژاد، بار دیگر یکی از قدیمیترین شکافهای فکری ایران را آشکار کرد. واکنشهای گسترده در فضای مجازی و سپس پاسخ تند عبدالکریم سروش در دفاع از شریعتی، دامنه بحث را فراتر برد و آن را به بازخوانی انقلاب، انقلاب فرهنگی و مسئولیت جریانهای فکری در تاریخ معاصر ایران کشاند.فارغ از داوری درباره درستی یا نادرستی مواضع طرفین، اصل شکلگیری این منازعه را میتوان نمونهای از آنچه «دعوای روشنفکران» نامیده میشود، دانست؛ پدیدهای که در تاریخ معاصر بارها رخ داده است.از این منظر، مناقشه کنونی یادآور دو جدال مشهور قرن بیستم است: دعوای تاریخنگاران آلمان در دهه ۱۹۸۰ و جدال نویسندگان فرانسه در سالهای اشغال این کشور در جنگ جهانی دوم. این سه تجربه از نظر زمینههای تاریخی و پیامدهای سیاسی یکسان نیستند، اما در یک ویژگی مشترکاند: هر سه حول نسبت جامعه با گذشته، مسئولیت روشنفکران و چگونگی روایت تاریخ شکل گرفتهاند.دعوای تاریخنگاران آلمان بر سر چگونگی مواجهه با گذشته نازیستی بود. پرسش اصلی این بود که آیا جنایات نازیسم رخدادی استثنایی و بیهمتا در تاریخ آلمان است یا باید آن را در چارچوب گستردهتر خشونتهای قرن بیستم فهمید. در پس این اختلاف، مسئلهای بنیادیتر نهفته بود: مسئولیت تاریخی جامعه آلمان در برابر گذشته خود.در فرانسه نیز پس از اشغال این کشور، نویسندگان و روشنفکران درباره همکاری با رژیم ویشی یا پیوستن به مقاومت با یکدیگر اختلاف یافتند. گروهی همکاری را ضرورتی سیاسی یا واقعگرایانه میدانستند و گروهی دیگر بر مسئولیت اخلاقی روشنفکر در برابر استبداد و اشغال تأکید میکردند. این نزاع تنها درباره رفتار افراد در گذشته نبود، بلکه درباره تعریف جایگاه روشنفکر در جامعه نیز بود.جدال میان روشنفکران و صاحبان اندیشه پدیدهای استثنایی نیست؛ اما معمولاً در دورههایی شدت میگیرد که جامعه با بحرانی عمیق یا شکستی تاریخی روبهرو باشد. فرانسه دهه ۱۹۴۰ تنها با اشغال نظامی مواجه نبود، بلکه احساس شکست، تحقیر و تردید نسبت به آینده را نیز تجربه میکرد. آلمان غربی دهه ۱۹۸۰ نیز با وجود موفقیت اقتصادی، همچنان با مسئله هویت سیاسی و نسبت خود با گذشته نازیستی دست به گریبان بود. در چنین شرایطی، نزاع بر سر گذشته در واقع تلاشی برای فهم وضعیت اکنون و ترسیم آینده است.از همین رو، بسیاری از منازعات روشنفکری را میتوان کوششی برای پردازش شکستهای تاریخی دانست. اینگونه نزاعها معمولاً بر سر تصرف حافظه جمعی شکل میگیرند؛ زیرا توع روایت گذشته، تصویری متفاوت از هویت امروز و مسیر آینده جامعه ارائه میدهد.به نظر میرسد بخش مهمی از منازعات فکری ایران در سالهای اخیر نیز در همین چارچوب قابل فهم باشد. دستکم در یک و نیم دهه گذشته، بازخوانی انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهمترین عرصههای اختلاف میان جریانهای فکری تبدیل شده است. ورود سیدجواد طباطبایی به این مباحث، با نقدهای بنیادین او به سنتهای فکری معاصر، بر دامنه این مناقشات افزود و پس از درگذشت او نیز این جدال همچنان ادامه دارد.در ظاهر، موضوع اختلافها بسیار متنوع است؛ از ارزیابی شخصیتهایی چون شریعتی، آلاحمد، مصدق و دیگران گرفته تا نقد جریانهای ملی، مذهبی، چپ، لیبرال و ناسیونالیست. اما در لایهای عمیقتر، پرسش اصلی همچنان ثابت مانده است: چه کسانی و تا چه اندازه در شکلگیری وضعیت کنونی ایران مسئولاند؟به همین دلیل، هر جریان فکری میکوشد روایت خود را از گذشته تثبیت کند و سهم بیشتری از مسئولیت را متوجه رقیب سازد. در این میان، شخصیتهای تاریخی بار دیگر به میدان منازعه فراخوانده میشوند؛ برخی از متهمان دیروز اعاده حیثیت میشوند و برخی از قهرمانان گذشته دوباره در معرض نقد و داوری قرار میگیرند.از این منظر، نزاع اصلی نه بر سر فراموشی، بلکه بر سر چگونگی به یاد آوردن است. مسئله آن نیست که گذشته از حافظه جامعه پاک شده باشد، بلکه هر روایت بخشی از آن را برجسته میکند و بخشهایی دیگر را به حاشیه میراند. حافظه ملی، بیش از آنکه میدان فراموشی باشد، عرصه رقابت روایتهاست.البته هیچ جامعهای نمیتواند تمام گذشته خود را همواره و به یک اندازه در حافظه نگه دارد. این امر نه ممکن است و نه مفید. همانگونه که فراموشی مطلق میتواند به تکرار خطاها بینجامد، یادآوری گزینشی نیز ممکن است تاریخ را به ابزاری برای تسویه حساب و یا توجیه مواضع امروز تبدیل کند. مواجهه مسئولانه با تاریخ، نه در انکار گذشته است و نه در استفاده ابزاری از آن، بلکه در پذیرش پیچیدگیهای آن و نقد راستین سهم هر جریان و هر فرد در شکلگیری آن است. ملاک اصلی برای ارزیابی حسن نیت افراد در این راه، پذیرش صادقانهی مسئولیت های فردی بدون اما و اگر است.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1

