*«ميناباي من» و خليج پارسيان در شعر صالحي ▪️ علیاصغر شعردوست* در سال ۱۳۵۳، وقتي روزنامهديواري ناق…
انتشار: 2026/08/02 21:16 UTCدریافت: 2026/08/11 14:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 14:20 UTC
*«ميناباي من» و خليج پارسيان در شعر صالحي ▪️ علیاصغر شعردوست* در سال ۱۳۵۳، وقتي روزنامهديواري ناقوس را در دبيرستان ۲۵ شهريورمسجدسليمان تعطيل كردند، سيدعلي صالحي هنوز نميدانست كه 20 سال بعد، همان ناقوس در شعرش به «صداي بيداري» بدل خواهد شد؛ صدايي كه از…سيدعلي صالحي پس از حمله امريكا و اسراييل به ميناب، واكنشي شاعرانه به اين فاجعه داشت. در اينسروده، شيطانِ شبپرست نميداند كه با نخستينتيغ آفتاب، دختران هفت دريا از خليجفارس برميخيزند و خواب را در چشم نهنگِ كور، حرام خواهند كرد. خليج فارس در اين تصوير، نه يك جغرافيا، كه مادرِ قيام است؛ و دختران هفت دريا، نه فقط كودكانِ ميناب، كه نمادِجاودانگي يك ملت در برابر شيطان و تاريكي هستند. سيدعلي صالحي دراين تصاوير، وطن را در خليج فارس و ميناب و برخاستنِ دختران تعريف ميكند و نشان ميدهد كه ايران، حتي در مرگ نيز، زنده است و در خليجفارس، همچنان ميدرخشد.در سرودهاي ديگر، با زباني كه گاه به مرثيه ميماند و گاه به حماسه، از خليجِ به خون شسته پارسيان و سرانگشتِ بينوشت خود سخن ميگويد. خليج فارس در اينجا، گهوارهاي از خون و تاريخ است؛ گهوارهاي كه شاعر، سرانگشت بينوشت خود را در آن به يادگار ميگذارد تا نگاهشان كنند:«دروداكفن دريده و بيمزار، جنازه خود بر دوشاز دريا خواهم گذشت.من در خليجِ به خون شسته پارسيان سرانگشتِ بينوشتِ خويش را جا گذاشتهام نگاهشان كنيد! هوارِ هزار هيولا بر سرِ ستاره كشيدهاند، نميدانند... نميدانند ستاره با مرگِ خود دوباره به آسمان باز خواهد گشت. ما هزارههاست زيرِ بارشِ بُرادهها از ملالِ مرگ عبور كردهايم. زنهار...! اينبار خداوند ِ اين مردمِ خسته خود به آوردگاهِ آدمي آمده است تا دشنه از دو كتفِ شهيدان به در آورد...» در اين قطعه، جنازه خود بر دوش، خليجِ به خون شسته پارسيان و سرانگشتِ بينوشت، تصاويري از وطنِ زخمي هستند كه شاعر با خود حمل ميكند و در خليج فارس جا ميگذارد. هوار هزار هيولا بر سرِ ستاره كشيدهاند، اما نميدانند ستاره با مرگِ خود، دوباره به آسمان باز خواهد گشت. اين ستاره، ايران است؛ و اين بازگشت، قيام و ايستادگي در برابر هيولاها. سيد عليصالحي در اين سروده، با زباني كه هم مرثيهاي است و هم حماسي، وطن رادر خليج فارس و مرگ و بازگشتِ ستاره تعريف ميكند و نشان ميدهد كه ايران، حتي در مرگ نيز، باز خواهد گشت.سيد علي صالحي در طول زندگي، با جنبش «شعر گفتار» و جريان «شعرزبان»، تأثير بسياري بر شاعران نسل جوان گذاشته است. كتابهايي چون«خط هفتم كيميانويس»، «شادي ما را نجات خواهد داد»، «راه دور...»، «دختر ويولنزن در كوچههاي برفي آذرماه» و «لوليوش واژهها»، هر يك بهسهم خود، گوشهاي از اين نگاهِ اسطورهاي و حماسي به وطن را بازتابميدهند. اشعار او به زبانهاي عربي، انگليسي، آلماني، فرانسوي، ارمني، روسي و كردي ترجمه شده و نام او در كنار بزرگاني چون نيما يوشيج، مهدياخوان ثالث، احمد شاملو و فروغ فرخزاد، در تاريخ شعر معاصر ايران، جايگاهي يگانه دارد.او در شعر «درودا» ستاره را با مرگ خود به آسمان بازميگرداند و در شعر«مينابا» دختران هفت دريا را از خليج فارس برميانگيزاند. و در اين ميان، وطن نه يك جغرافيا، كه يك اسطوره و حماسه است؛ اسطورهاي كه در مرگنيز، زنده است و در خليج فارس و ميناب و دخترانِ هفت دريا، همچنان ميدرخشد. سيدعلي صالحي، با اين نگاه، به ما ميآموزد كه ايران را نه درمرزها، كه در اسطورهها و حماسهها بايد جست؛ و وطن را نه در جغرافيا كه در خون و قيام و بازگشتِ ستاره بايد يافت.🔗 لینک یادداشت در وبسایت روزنامه اعتماد▪️ @sheardoost

