نیست در جام خیالم جز تو سودایی دگریا بنوشان باده ای، یا من روم جایی دگرکار من درگیر این و آن شده از…
انتشار: 2026/07/06 09:24 UTC
نیست در جام خیالم جز تو سودایی دگریا بنوشان باده ای، یا من روم جایی دگرکار من درگیر این و آن شده از بی کسیدلبرا جز تو کجا باشد دلارایی دگررحم کن برمن، دری بگشا، بفرما چاره ایتا نگیرم دل از این منزل، به مأوایی دگرواقفم بر آنکه یاری چون تو در آفاق نیستدستگیری کن که چون من نیست رسوایی دگرشهرت بدنامی ام آوازهٔ آفاق شدآسمانا ! دیده ای زین شیوه شیدایی دگر؟طاقت صبرم سرآمد، جامهٔ عجزم دریدهم تراز ما کجا دیدی شکیبایی دگر؟چشم آهو خون بگرید بر دل مجنون زارعزم رفتن دارد از اینجا به صحرایی دگر#محمدعلی_کریمی.
