و ناگهان در نبودن هاهيچ تسلايي نمى بينىنه پيراهنى فراموش شده، آويخته در كمدنه يك كتاب نيمه باز، كنا…
انتشار: 2026/07/18 19:01 UTC
و ناگهان در نبودن هاهيچ تسلايي نمى بينىنه پيراهنى فراموش شده، آويخته در كمدنه يك كتاب نيمه باز، كنارِ تختنه آن چمدانِ كهنه زير پله هانه چروكِ پرده اينه قلم ودفترى افتاده زيرِ مبلِ سبزنه بوى عطرىنه خطىنه شعرىنه خاطره اينه حتى عكسيكدام عكس تسكينت مى دهد وقتى كسي در آن نمى خندد؟#نيكى_فيروزكوهی.
