یک غمزه ز چشمـان تو دیـوانه تـرش کرددیـوانـه دلی داشت و از ره به درش کـرداز ناز نـگاهت چـه سخن ها ب…
انتشار: 2026/08/05 11:53 UTCدریافت: 2026/08/06 01:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:52 UTC
یک غمزه ز چشمـان تو دیـوانه تـرش کرددیـوانـه دلی داشت و از ره به درش کـرداز ناز نـگاهت چـه سخن ها به میان رفتلبخند تو شیرین و چو شهد وشکرش کرد صحـرای جنـون منزل و مـأوای دلـش بوداز داغ فـراق تـو چنــین در به درش کــردعمــری بـه هــوای رخ تـو بـاده ز کـف داددر حسـرت لعل لب تو خـون جگرش کردصــد راه به پیـمـود بـه شــوق گل رویـت عشق آمد وعاشق شد واهل خطرش کرداو آمـده بـــوده،،، بــه دلــت دل بـسپـارد بی مهری تو،خستـه تر ازخسته ترش کردآن قـلب پریشان که به عـالم نظـرش بـود با بــرق نــگاهی ز جهان بی خبــرش کـردگفـتم کـه مـرو این ره بیراهه خطر زاستشوقی به دلش بود وچنین همسفرش کرد#علی_فعله_گری 🌱🌹
