دزد دلسوز!در معجم الادباء آمده است که روزی قاضی ابن ابی جراده برای نماز به مسجد رفت و کفشهای نو خو…
انتشار: 2026/07/16 14:46 UTC
دزد دلسوز!در معجم الادباء آمده است که روزی قاضی ابن ابی جراده برای نماز به مسجد رفت و کفشهای نو خود را کنار منبر گذاشت. پس از پایان نماز، خواست کفشهایش را بپوشد اما آنها را نیافت و در عوض، کفشهای قدیمیاش را بهجایش دید. از غلامش پرسید: من با کفش نو به مسجد آمدم، آن کجاست؟غلام پاسخ داد: بله، اما شخصی به خانهٔ ما آمد و در زد و گفت: قاضی پیغام داده که کفشهای کهنهٔ مرا به مسجد بیاورید، چون کفشهای جدیدم را دزدیدهاند!قاضی خندید و گفت: به خدا قسم، او دزدی دلسوز است؛ خدا پاداش خیرش دهد و من او را حلال کردم.

