دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشدناکامِ جان نگر، که چه در کامِ جان کشداین کوهِ زهره دل که نهنگی است…
انتشار: 2026/07/04 23:39 UTC
دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشدناکامِ جان نگر، که چه در کامِ جان کشداین کوهِ زهره دل که نهنگی است بحرکشدر نوش خنده بین که چه زهر غمان کشدبحر نهنگدار غم از موج آتشیندود سیاه بر صدف آسمان کشدمرغان روزگار نگر کهاژدهای غمگنجشکوارشان ز هوا در دهان کشدوآن کو به گوشهای ز میانه کرانه کردهم گوشهٔ دلش ستم بیکران کشدمسکین درخت گندم از اندیشهٔ ملخایمن نگردد ارچه سرش صد سنان کشدخاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوستچند از زبان نیافته سودی، زیان کشدهرچند سوزیان زبان است گرم و خشکخط بر خط مزور این سوزیان کشدنای است بیزبان به لبش جان فرودمندبربط زبانور اَست عذاب از زبان کشدگر محرمان به کعبه کفن بر کتف کشنداو بر در خدای کفن در روان کشداز زرق دوستان تَبَعِ دشمنان شودبر فرق دشمنان رقم دوستان کشد#خاقانیکانون شعر و ادبیات دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل📚✍ @Sher_nit