خوش به حال من و دریا و غروب و خورشیدو چه بیذوق جهانی که مرا با تو ندید رشتهای جنس همان رشته که…
انتشار: 2026/07/06 16:32 UTCدریافت: 2026/08/07 23:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 23:15 UTC
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشیدو چه بیذوق جهانی که مرا با تو ندید رشتهای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجانها تپش تبزده نبض مرا میفهمید آسمان روشنیاش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه، طعم غزلم را ز نگاه تو چشید من که حتی پی پژواک خودم میگردم آخرین زمزمهام را همهی شهر شنید #محمدعلی_بهمنیکانون شعر و ادبیات دانشگاە صنعتی نوشیروانی بابل📚✍ @Sher_nit