به نامش و یاریاش«رفتار با دوست و دشمن در سخنِ #سعدی» ادبیات ما را که بخوانی شاعر و نویسندهای را ش…
انتشار: 2026/07/21 10:23 UTCویرایش: 2026/08/01 00:00 UTCدریافت: 2026/08/15 01:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:18 UTC
به نامش و یاریاش«رفتار با دوست و دشمن در سخنِ #سعدی» ادبیات ما را که بخوانی شاعر و نویسندهای را شاید به اندازۀ سعدی اهل سفارش به خوی نیک و مدارا نیابی آنجا که میگوید:«به اخلاق با هرکه خواهی بساز/ اگر زیردست است و گر سرفراز» یا در جای دیگر کار این جهان را به جهان دیگر گره میزند که: «تو با خلق نیکی کن ای نیک بخت/ که فردا نگیرد خدا بر تو سخت»گاه، دیگردوستی را به آنجا میرساند که:«چو بیند کسی زهر در کام خلق/کی اش بگذرد آب نوشین به حلق؟ یا «مردی نه به قوت است و شمشیرزنی/آن است که جوری که توانی نکنی»از این دست بیتها در شعر سعدی بسیار است. سعدی گاه حتی انسان را به نرمی در برابر دشمن فرا میخواند:«به نرمی ز دشمن توان کرد دوست/ چو با دوست سختی کنی دشمن اوست»ولی به این نکته نیز توجه میدهد که: «چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن» او دربارۀ دشمنانی که همدستند و میدانی از آنها در امان نخواهی بود به راهی دیگر میرود و میگوید پیش از آنکه با هم یکدست و همدل شوند شرّ یکی از آنها را با نیرنگ و چاره از خود دور کن میان دو بدخواه کوتاه دستنه فرزانگی باشد ایمن نشستکه گر هر دو باهم سگالند رازشود دست کوتاه ایشان دراز یکی را به نیرنگ مشغول دار و دیگری را دگر را برآور ز هستی دمار اگر دشمنی پیش گیرد ستیز به شمشیر تدبیر خونش بریز برو دوستی گیر با دشمنش که زندان شود پیرهن بر تنش میبینیم مصلح الدینی که صلاح و فساد را خوب میشناسد و نرمی را از درشتی دوستتر میدارد جایی که پای دشمن ستیزنده و ستیهنده به میان میآید رنگ و بوی سخن را دگرگونه میکند و میگوید: «دگر را برآور ز هستی دمار» از هستیاش دمار برآور . «دمار» رگ و پی است رگ و پی او را از هستیاش بیرون بکش. یک راه دمار کسی را بیرون کشیدن این است که با دشمنش دوستی کنی. به قول شاعری: زخمی به او بزن عمیقتر از انزوا. و در جایی دیگر، شعرش قاعدۀ چشم در برابر چشم را یا برابری در رفتار را به یاد میآورد:«کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش/وگر ستیزه برد در دو چشمش آکَن خاک!» یا «تو هم جنگ را باش چون کینه خواست که با کینه ور مهربانی خطاست !چو با سفله گویی به لطف و خوشیفزون گرددش کبر و گردن کشیبه اسبان تازی و مردان مردبر آر از نهاد بداندیش گرد»و نیز هوشیارانه توجه میدهد که:«مگو دشمنِ تیغزن بر در است /که انباز دشمن به شهر اندر است»این تصور را از خودت دور کن که دشمن بیرون دروازه است زیرا شریک گماشتۀ او در شهر است. و باز میگوید: «دشمن چون از همه کار فروماند سلسلۀ دوستی بجنباند.»نقطۀ ختم سخن را در پایان این سطر بگذاریم که : سعدی مخاطب خود را به هوشیاری در برابر دشمن و برگزیدن شیوههای متناسب با موقعیت فرامیخواند. #شهربانو_طوسی✍🏻#دوست#دشمن#جنگ@sherbanoo