ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنمتو کعبهای هر جا روم قصد مقامت می کنمهر جا که هستی حاضری ا…
انتشار: 2026/08/11 02:54 UTCدریافت: 2026/08/12 21:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 21:20 UTC
ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنمتو کعبهای هر جا روم قصد مقامت می کنمهر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظریشب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنمگه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنمگه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنمگر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنمور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنمدوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیستزان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنمای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور توای جان هر مهجور تو جان را غلامت می کنممن آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهممن گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنمدر گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تواینها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنمای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو راهر چند از تو کم شود از خود تمامت می کنمای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گربنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنمگه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلفیک لحظه پخته می شوی یک لحظه خامت می کنمگر سالها ره می روی چون مهرهای در دست منچیزی که رامش می کنی زان چیز رامت می کنم #مولانا @shere_molavi
