میشد که یک عکس باشم توی فضای مجازیمیشد که یک گریه باشی، بعد از شب عشقبازیمیشد که یک مرد باشم در…
انتشار: 2026/07/23 13:19 UTC
میشد که یک عکس باشم توی فضای مجازیمیشد که یک گریه باشی، بعد از شب عشقبازیمیشد که یک مرد باشم در حال تعمیر کولرمیشد زنی خوب! باشی، از پختن شام راضیمیشد که یک توده باشم در حال تکثیر با رنجمیشد که در روده باشی، یک انگل بیهوازی!میشد که سلطان پیری در کشوری دور باشممیشد که در فقرِ مطلق، شبها عروسک بسازییک تکهی شیشه باشم در ازدواجی یهودییا فندکی کهنه باشی در دست سرباز نازیمیشد که محکوم باشم در صحن بیدادگاهی!با اتهامی دروغین، بازیچهی دست قاضیمیشد زنی خسته باشی، دیوانه از دست فامیلدر شامشان سم بریزی در اوج مهماننوازی!هر اتفاقی که افتاد، وقتی جهان رفت بر بادمیشد که ما بچه باشیم، خوشحال در حال بازیمیشد که من باشم و تو، میشد که تو باشی و مندر یک جهان موازی... در یک جهان موازی...#مهدی_موسوی


