جگر گوشه کجا جز بند بند استخوانهایم وطن داری؟کجای سینه ات نزدیکتر از دکمه های پیرِهن داری ؟پُرم از…
انتشار: 2026/08/15 22:06 UTCدریافت: 2026/08/17 14:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 14:02 UTC
جگر گوشه کجا جز بند بند استخوانهایم وطن داری؟کجای سینه ات نزدیکتر از دکمه های پیرِهن داری ؟پُرم از دل تپیدنهای بی آزار ، گاهی خالی از خویشمکجا از جانِ من لبریزتر ، در بی قراری های تن داریبه نامِ ماه درچشمانِ شب آتش زدی خواب و خیالم راکمی شرجی تر از مرداد شد حالم ، هوای آمدن داری؟در آشوبم فقط طوفانی از هُرمِ نفسهای تو جا ماندهپناهی دِنج تر از محضر آسوده ی آغوش من داری؟به این آیینه های خسته ی مبهوت در ابری ترین فصلشکجای قصه ی شیرین مان یک روز قصد سر زدن داری؟چنان محصور کن در بازوانت انتظارم را جگر گوشهببینی تا کجا در بند بندِ استخوانهایم وطن داری.#مطهره_احمدی.@sheremehr🍃🌻


