واژههای درگیر فراموشی✅ ریشهی کارواژه ای «نگریستن» در زبان روزمرەی گفتار و نوشتار سنجه (معیار= اس…
انتشار: 2026/07/22 15:10 UTC
واژههای درگیر فراموشی✅ ریشهی کارواژه ای «نگریستن» در زبان روزمرەی گفتار و نوشتار سنجه (معیار= استاندار) مُرده است. برای نمونه، در زبان روزمره هیچ وخت نمی گوییم و نمی نویسیم: به آسمان بنگر؛ ونکه می گوییم و می نویسیم: به آسمان نگاه کن.👌 واژه هایی چون «نگرش، نگران (ناگرون)، نگران سازی، نگران کننده، دل نگران، نگرنده، خیره نگر، پایان نگر، درون نگر، ژرف نگر، ژرف نگری، جنسیت نگر، آینده نگر، خُرده نگرش، بی نگرش...» را از این واژه و با یاری این آن ساخته اند. 👌 ببینید که توانایی یک واژه چه اندازه مهند است! یک واژه میتواند توانمند و زایا بماند و همواره واژه ساز باشد!😉 اگر واژەی نگریستن در زبان پارسی نبود، چشم نرگس حافظ نمیتوانست نگران شقایق باشد :ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد دادچشم نرگس به شقایق «نگران» خواهد شد و سعدی هم نمیتوانست به ردهی آدمیت «بنگرد» :رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند«بنگر» که تا چه حد است مکان آدمیت😳 به جای «نگریستن»، ریشهی کارواژه ی «نگاه کردن» نشسته است. 🕯 آموزه :واژهها در زبان پارسی از « کنشواژهی ساده» میزایند نه از « کارواژهی آمیخته »؛ از این روی، از « نگاه کردن» واژهای نمی زاید!👀 نگریستن سُست شده و از زبان پارسی کوچیده است:نگریستمنگریستینگریستنگریستیمنگریستیدنگریستند👁 جایش را این ها گرفته اند:نگاه کردمنگاه کردینگاه کردنگاه کردیمنگاه کردینگاه کردندt.me/parsi_Prsian
