گرچه در آغاز بهار زندگی خم شده ایمتن گُم تُندر زمان دل گم از آدم شده ایم گرچه درین فصل ستیز پاره سن…
انتشار: 2026/08/04 04:45 UTCدریافت: 2026/08/13 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:15 UTC
گرچه در آغاز بهار زندگی خم شده ایمتن گُم تُندر زمان دل گم از آدم شده ایم گرچه درین فصل ستیز پاره سنگ و آینه خون گل و ترانه را سرخی پرچم شده ایمگرچه به سود تازیان خانه ی ما سوخته اندکوه خرافات جهان بر سر ما کوفته اندگرچه به چنگ عدم افتاده گلوی عشق ما قاصدکان به گور و لبهای خدا دوخته اند ما همه با همیم و بی هم به خطر نمیرویمدرین گذر جان بکنیم ازین گذر نمیرویمیکتن اگر تکیده شد هزارو یک سبز شودخانه ی ما خاک وطن جای دگر نمیرویمگرچه حقیقت از گمان به ذهن ما روان کنندجهان نادیده به چشم ما همی عیان کنند گرچه به سود بیشمار این حقیقت از گمانبه ظلمت خاک جگر گوشه بسی نهان کنند گرچه دوباره میکُشد خنجر کهنه کشته راقالب تازه میزند کهنگی نوشته رادرین طلوعِ سرخ شعر تلخ مرگ و زندگیگرچه به دار میکشد فاحشه ای فرشته را ما همه با همیم و بی هم به خطر نمیرویم درین گذر جان بکنیم ازین گذر نمیرویم یکتن اگر تکیده شد هزار و یک سبز شود خانه ی ما خاک وطن جای دگر نمیرویم مسعود آذر
