خانه ام ای وسعت آغوش من ای طنین نام تو در گوش من اولین باری که چشمم باز شد با تماشای تو عشق آغاز شد…
انتشار: 2026/08/16 21:11 UTCدریافت: 2026/08/20 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 09:15 UTC
خانه ام ای وسعت آغوش من ای طنین نام تو در گوش من اولین باری که چشمم باز شد با تماشای تو عشق آغاز شد بوی تو در غربت شب های تار میکشد دست مرا تا کوی یار تو همان خوابی که میبینم به شب نام تو ذکری است شیرین روی لب اولین حرفی که بر لب راندمت با زبان مادری میخواندمت…تیشه ای کز عشق بر سنگی نشستبغض صدها سال را در هم شکستکوچه هایی خسته از تاریخ دورمانده اما در تب یک چشمه نورهر که از آغوش گرمت دور شدجان او در حسرتت رنجور شدتازه میفهمم وطن یعنی دروننه خطوطی نقش بسته در برونمن تو را با عالمی سودا کنمکی توانم عشق را حاشا کنمخون من با خاک تو آمیخته استچون شرابی کز سبوها ریخته استذره ذره حل شوم در بوی توتا ابد باشم مقیم کوی توتو مرا با زخم هایم دیده ایدر شب تاریک من تابیده ایسینه ات گرچه پر از اندوه بودشانه ات در چشم من چون کوه بودروز آخر روز پایان سفرچون فرو افتد نقاب از رهگذردوست دارم خواب در خاکت کنمجان خود را وقف ادراکت کنمتو بهارانی که در پاییز سختمیشکوفد از تنت صدها درختسینه ات گنجینه این روزگاریادگاری تو ز نسلی استوارهرچه ویرانی است آبادان کنیدردها را در دلت درمان کنیعشق تو مشروط بر قدرت نبودبسته بر تاج و زر و مکنت نبودمن تو را بهر شکوهت خواستمنه تو را با جان و روحت خواستمدوستت دارم نه از بهر شعاردوستت دارم چو مجنون بی قرارمن توام دیگر چه حاجت بر سخنای عجین با تار و پود جان و تن#Atin #نیما_آتین

